تحلیل ژئواکونومیک سند امنیت ملی ۲۰۲۵آمریکا
اله مراد سیف
مقدمه
سند امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۵ یکی از مهمترین اسناد راهبردی دولت دوم دونالد ترامپ به شمار میرود. این سند با تأکید بر رویکرد «اول آمریکا» بازتعریفی ژرف از رابطه میان اقتصاد و امنیت ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه ابزارهای اقتصادی، صنعتی، فناورانه و انرژی میتوانند در خدمت اهداف امنیت ملی قرار گیرند. در این سند، اقتصاد نه صرفاً بُعدی از سیاست داخلی، بلکه بنیان اصلی قدرت ملی و یکی از میدانهای اصلی رقابت ژئوپلیتیکی معرفی شده است.
ژئو اکونومیک به طور خلاصه معنای استفاده از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد مقاصد ژئوپلیتیک و تامین اهداف امنیت ملی است. امریکا به عنوان کشوری که نظم اقتصادی جهان پس از جنگ دوم را بر مبنای سیاست زدایی از اقتصاد جهانی و آزاد سازی تجاری بنیان نهاد و نهادهای برتن وودز را برای پیشبرد این هدف پایه گذاری کرد، هم اکنون در مسیر کاملا متفاوتی، در پی بهره گیری حداکثری از اقتصاد برای تامین اهداف سیاسی است. از منظر ژئواکونومیک، سند ۲۰۲۵ بازتابدهنده گذار راهبردی آمریکا به سمت استفاده گستردهتر از ابزارهای اقتصادی—از جمله تعرفهها، بازصنعتیسازی، کنترل زنجیرههای تأمین، تسلط انرژی، و برتری فناوری—بهعنوان اهرمهای قدرت در رقابت جهانی با بازیگرانی همچون چین است. همچنین این سند ادامه منطقی و تقویتشده سیاستهای عملی ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری او محسوب میشود و نشان میدهد که چگونه سیاست خارجی آمریکا در حال تبدیلشدن به یک نظام ژئواکونومیک مبتنی بر رقابت بر سر تولید، فناوری، انرژی و ساختارهای مالی است.
هدف این تحلیل، بررسی دقیق شواهد ژئواکونومیک موجود در سند، تبیین ابزارها و اهداف اقتصادی-راهبردی آن، و مقایسه آن با اقدامات عملی دولت ترامپ است. نتیجه این بررسی نشان میدهد که سند ۲۰۲۵ در واقع یک چارچوب ژئواکونومیک منسجم است که در آن امنیت ملی آمریکا بر پایه برتری اقتصادی و فناوری تعریف و پیگیری میشود.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ با تعریف دوباره رابطه میان اقتصاد و امنیت، اقتصاد را ستون اصلی قدرت ایالات متحده میداند. در این سند تصریح شده است که «اقتصاد ایالات متحده بنیاد قدرت ملی و نظامی است» و از سوی دیگر «امنیت اقتصادی، امنیت ملی است». این دو عبارت نهتنها بیانگر اهمیت اقتصاد هستند، بلکه نشان میدهند دولت ترامپ امنیت ملی را بر محور عملکرد اقتصادی کشور بازتعریف کرده است. در این چارچوب، اقتصاد نه یک فعالیت پشتیبان، بلکه موتور تولید قدرت و پایه اصلی اقتدار ژئوپلیتیک آمریکا است.
سند ۲۰۲۵ رویکردی کاملاً سیاسی ـ راهبردی به تجارت دارد. در این سند آمده است که «ایالات متحده روابط تجاری را برای کاهش کسری، برابری و مقابله با دامپینگ بازتنظیم خواهد کرد» و اینکه «تعرفهها ابزار راهبردی بازصنعتیسازی هستند». این نگاه آشکارا نشان میدهد که تجارت در این سند نه یک سازوکار اقتصاد آزاد، بلکه ابزاری در خدمت اعمال قدرت ملی است. بهجای اصول لیبرالیسم اقتصادی، تجارت در این سند در خدمت بازسازی قدرت تولیدی آمریکا و ایجاد فشار اقتصادی بر رقبا—بهویژه چین—مورد استفاده قرار میگیرد.
یکی از محورهای اصلی سند، بازگشت به تولید داخلی و کنترل زنجیرههای تأمین است. سند تأکید میکند که «آمریکا باید تولید صنعتی را بازگرداند و هیچ بخش حیاتی نباید وابسته به خارج باشد»، و همچنین از «بازسازی زنجیره تأمین مواد حیاتی و معدنی» سخن میگوید. این سیاست بر مبنای کاهش وابستگی ساختاری آمریکا به اقتصاد جهانی و افزایش قدرت خوداتکایی تدوین شده است. هدف اصلی این محور، ایجاد استقلال صنعتی و کاهش نقاط آسیبپذیر امنیتی است؛ بهویژه در رقابت راهبردی با چین.
در سند ۲۰۲۵، انرژی بهعنوان یک ابزار قدرت ژئوپلیتیک معرفی شده است. سند میگوید: «بازگشت به چیرگی انرژی در نفت، گاز، زغالسنگ و هستهای اولویت راهبردی است» و در ادامه تأکید میکند که «صادرات انرژی برای افزایش نفوذ بر متحدان و کاهش نفوذ دشمنان» به کار گرفته خواهد شد. این نگاه نشان میدهد که انرژی در این سند تنها یک حوزه اقتصادی نیست، بلکه ابزاری برای شکلدهی به ائتلافها، محدودسازی قدرت رقبا و افزایش قدرت چانهزنی آمریکا در تعاملات جهانی است. انرژی در این چارچوب تبدیل به سلاح ژئواکونومیک میشود.
سند ۲۰۲۵ فناوری پیشرفته را محور رقابتهای آینده معرفی میکند. در این سند آمده است که «برتری در AI، بیوتک، کوانتوم و انرژی برای حفظ قدرت اقتصادی و نظامی ضروری است». علاوه بر این، سند بر «سرمایهگذاری مشترک اقتصادی ـ تکنولوژیک با کشورهای خلیج فارس، اروپا و هند» تأکید دارد. در این نگاه، فناوری نه فقط موتور رشد اقتصادی، بلکه عرصه اصلی رقابت ژئواکونومیک میان قدرتهای بزرگ است. از دید سند، حفظ برتری تکنولوژیک آمریکا شرط لازم برای برتری در اقتصاد جهانی و حفظ قدرت نظامی و امنیتی کشور است.
در بخش مربوط به آسیا، سند هدف اصلی آمریکا را «برندهشدن در رقابت اقتصادی با چین و جلوگیری از سلطه آن بر زنجیره تأمین جهانی» معرفی میکند. بدینترتیب، محور رقابت آمریکا و چین در این سند، اقتصادی و تکنولوژیک است.
در مورد اروپا، سند میگوید هدف آمریکا «باز کردن بازارهای اروپا به روی کالاهای آمریکایی و مقابله با سیاستهای مرکانتیلیستی» است. این بخش نشان میدهد که رابطه اقتصادی آمریکا با اروپا نیز یک رابطه ژئواکونومیک مبتنی بر موازنه قدرت است.
در مورد نیمکره غربی، سند تأکید دارد که واشنگتن باید «از دیپلماسی تجاری و تعرفهها برای جذب کشورها و دور کردن آنها از نفوذ چین» استفاده کند. در این چارچوب، رقابت ژئواکونومیک با چین حتی به منطقه نفوذ سنتی آمریکا نیز کشیده شده است.
۲. جدول ابزارها و اهداف ژئواکونومیک سند ۲۰۲۵
در جدول زیر ابزارها ، اهداف و شواهد ژئواکونومیک سند ۲۰۲۵ امنیت ملی امریکا ذکر شده است .
| ابزار ژئواکونومیک | هدف ژئواکونومیک | شاهد از سند ۲۰۲۵ |
| تعرفهها و تنظیم تجارت | کاهش کسری تجاری، فشار بر رقبا، بازگرداندن صنعت | «Balanced Trade… ending dumping… reciprocal trade» |
| بازصنعتیسازی (Reindustrialization) | ایجاد استقلال تولیدی و بازگشت مشاغل | «The future belongs to makers… restore industrial production…» |
| کنترل زنجیره تأمین و مواد حیاتی | جلوگیری از نفوذ چین و تأمین امنیت اقتصادی | «Never dependent on any outside power for core components…» |
| حاکمیت انرژی / Energy Dominance | نفوذ بر متحدان، کاهش نفوذ رقبا، کاهش قیمت داخلی | «Restoring American energy dominance… enabling us to project power» |
| اهرم مالی و سلطه دلار | فشار بر دشمنان و جذب اقتصادهای نوظهور | «Preserving and growing our financial sector dominance…» |
| دیپلماسی اقتصادی با کشورهای کلیدی | مهار چین و ایجاد بلوکهای اقتصادی همسو | «Present partners with inducements: tech cooperation, capital markets access…» |
| محدودیت مهاجرت | حفاظت بازار کار و جلوگیری از فشار دستمزدی | «American policy will be pro-worker… mass migration must end» |
| فشار تکنولوژیک و کنترل استانداردها | تثبیت هژمونی آمریکا در فناوری | «Ensure U.S. standards in AI, biotech, quantum drive the world forward» |
در ادامه، فضای ژئواکونومیک حاکم بر سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ تحلیل میشود.
فضای ژئواکونومیک سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که این سند، سیاست خارجی ایالات متحده را بر محور اقتصاد، تولید، انرژی و فناوری بازتعریف میکند. بهجای آنکه امنیت ملی بر پایه قدرت نظامی متعارف و حضور نظامی جهانی استوار باشد، سند ۲۰۲۵ بر ساختن یک معماری قدرت اقتصادی ـ فناورانه متمرکز است که توان آمریکا برای رقابت جهانی را تضمین کند. مجموعه شواهد موجود در سند نشان میدهد که دولت ترامپ در این نسخه از NSS، یک جهانبینی ژئواکونومیک تمامعیار را مبنای راهبرد ملی قرار داده است.
یکی از محسوسترین ویژگیهای سند ۲۰۲۵، تقدم اقتصاد بر امنیت سخت است. سند تصریح میکند که «اقتصاد قدرتمند و پویا، بنیاد قدرت نظامی و ملی آمریکا است»؛ عبارتی که جایگاه اقتصاد را از یک ابزار پشتیبان به یک زیرساخت امنیت ملی ارتقا میدهد. برخلاف نسخههای پیشین NSS که اولویت را بر ارتش یا اتحادهای نظامی میگذاشتند، این سند اقتصاد را صحنه اصلی رقابت جهانی میان قدرتها معرفی میکند. در این نگاه، رقابت میان آمریکا و چین – و حتی رقابتهای منطقهای – نه در میدان جنگ، بلکه در حوزه تولید، تجارت، سرمایهگذاری و فناوری تعیین میشود. بنابراین، سند ۲۰۲۵ بازنماییکننده عصری است که در آن ساختارهای اقتصادی و زنجیرههای تأمین، جایگزین پایگاههای نظامی بهعنوان ابزارهای اصلی شکلدهی به جهان میشوند.
سند ۲۰۲۵ با تکیه بر رویکرد First America ، یک نظم اقتصادی جهانی بدیل را ترسیم میکند که با اصول لیبرالیسم اقتصادی سازگار نیست، بلکه مبتنی بر واقعگرایی اقتصادی و ملیگرایی ژئواکونومیک است. ویژگیهای این نظم عبارتاند از:
این اصول نشان میدهد که سند ۲۰۲۵ در پی ساختن یک نظام اقتصادی جهانی مرکزگرا با محوریت آمریکا است؛ نظامی که در آن قواعد اقتصادی نه از طریق همکاری چندجانبه، بلکه از طریق ابزارهای فشار، تعرفه، کنترل فناوری و دیپلماسی اقتصادی تعیین میشود. درواقع، سند ۲۰۲۵ یک طرح ژئواکونومیک ملیگرایانه است که بیش از آنکه در پی یک اقتصاد جهانی آزاد باشد، به دنبال شکلدهی به یک اقتصاد جهانی هدایتشده است.
در سند ۲۰۲۵، چین پیش از آنکه یک تهدید نظامی معرفی شود، یک تهدید اقتصادی ـ ساختاری تلقی میگردد. سند هشدار میدهد که «سیاستهای درندهوار اقتصادی چین و تهدیدهای علیه زنجیرههای تأمین جهانی» خطر اصلی برای منافع آمریکا است. این بیان نشان میدهد که از منظر سند، رقابت با چین ابتدا رقابتی است بر سر:
در این چارچوب، تقابل آمریکا و چین از سطح نظامی به سطح ژئواکونومیک منتقل شده است؛ یعنی اگر آمریکا زنجیرههای تأمین را نبازد، رقابت نظامی نیز اساساً خنثی میشود. بنابراین، رویکرد غالب سند ۲۰۲۵ در مورد چین، بازدارندگی اقتصادی است نه صرفاً بازدارندگی نظامی.
یکی از برجستهترین ویژگیهای سند، تبدیل انرژی به یک ستون اصلی راهبرد ژئواکونومیک ایالات متحده است. سند تأکید میکند که بازگشت به «چیرگی انرژی» در نفت، گاز، زغالسنگ و انرژی هستهای، یک اولویت راهبردی است. در این چارچوب، انرژی سه کارکرد عمده در سیاست خارجی آمریکا دارد:
این سیاست نشاندهنده یک جهانبینی ژئواکونومیک مبتنی بر منابع طبیعی است که در آن انرژی بهعنوان ابزار قدرت سخت و نرم عمل میکند.
در ادامه، هماهنگی ژئواکونومیک سند امنیت ملی ۲۰۲۵ با اقدامات عملی ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری (۲۰۱۷–۲۰۲۱) مورد بررسی قرار می گیرد.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ را میتوان نهتنها ادامه، بلکه نسخه تکاملیافته و نظاممند سیاستهای ژئواکونومیک دولت ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری دانست. بسیاری از مفاهیم، ابزارها و اولویتهای اقتصادی ـ راهبردی که ترامپ از سال ۲۰۱۷ بهکار بست، در سند ۲۰۲۵ به زبان رسمی، ساختارمند و دکترینال تبدیل شدهاند. مقایسه بندهای سند با اقدامات عملی دولت پیشین نشان میدهد که این سند درواقع یک چارچوب نظری منسجم است که به سیاستهای اجرایی ترامپ انسجام مفهومی بخشیده و آنها را به سطح سیاست ملی ارتقا میدهد. در ادامه این همراستایی ژئواکونومیک در پنج محور اصلی بررسی میشود.
در دوره نخست، دولت ترامپ جنگ تجاری بیسابقهای با چین آغاز کرد که شامل:
بود؛ اقداماتی که اقتصاد چین و زنجیرههای تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار داد.
سند ۲۰۲۵ دقیقاً همین راهبرد را در قالبی راهبردیتر صورتبندی میکند. در سند آمده است که ایالات متحده باید:
این مشابهت دقیق نشان میدهد که سند ۲۰۲۵ ادامه مستقیم جنگ تجاری ترامپ اما با چارچوبی دکترینال و فراگیرتر است.
ترامپ در دوره نخست با:
در پی تبدیل انرژی به ابزار قدرت ژئواکونومیک بود.سند ۲۰۲۵ این سیاست را با صراحت بسیار بیشتری ادامه داده و از «بازگرداندن چیرگی انرژی»، «افزایش صادرات انرژی» و «کاهش نفوذ دشمنان از طریق انرژی» سخن میگوید.
بهعبارت دیگر، سند ۲۰۲۵ سیاست انرژی ترامپ را از سطح اجرایی به یک دکترین راهبرد ملی ارتقا میدهد.
در دوره ۲۰۱۷–۲۰۲۱، دولت ترامپ با شعار Bring Jobs Back بهطور فعال:
سند ۲۰۲۵ دقیقاً همین مسیر را دنبال میکند و تصریح میکند که آمریکا باید:
این بدان معناست که سند ۲۰۲۵ نسخه ساختاریافته و آیندهنگر همان سیاست بازصنعتیسازی ترامپ است، اما آن را در بستری گستردهتر—از اقتصاد تا امنیت ملی—قرار میدهد.
در دوره نخست، ترامپ با خروج از TPP نشان داد که از ترتیبات تجاری چندجانبه که بهزعم او به ضرر کارگر آمریکایی است، فاصله میگیرد. TPP یک توافق اقتصادی ـ تجاری میان کشورهایی چون آمریکا ، ژاپن ، کانادا ، استرالیا ، نیوزیلند و چند کشور دیگر شرق و جنوب شرق آسیا بود که از طریق کاهش تعرفه های تجاری میان اعضا قصد داشت بزرگترین بلوک تجاری جهان را شکل دهد . سند ۲۰۲۵ این رویکرد را با عبارتهای روشن بازتاب میدهد:
بهاینترتیب، سند ۲۰۲۵ نهتنها خروج از TPP را توجیه میکند، بلکه اصول First America را به معیار کلی سیاست تجاری تبدیل میکند.
دولت ترامپ در دوره اول با اعمال:
سیاست فشار حداکثری را به ستون اصلی سیاست خارجی تبدیل کرد.
سند ۲۰۲۵ دقیقاً همین رویکرد را در قالب راهبردیتر بیان میکند و از دو راهبرد اساسی حکایت دارد :
این نشان میدهد که سیاست فشار اقتصادی ترامپ نهتنها تداوم یافته، بلکه رسمیتر و ساختاریتر شده است.
با بررسی محورهای فوق، میتوان نتیجه گرفت که سند امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵ یک سند بهتماممعنا ژئواکونومیک است که بر پایه اصول و اقدامات دوره نخست دولت ترامپ ساخته شده و آنها را به سطح سیاست ملی ارتقا داده است. این سند سیاست خارجی آمریکا را بر پایه: های زیر تعریف می کند :
در واقع، این سند یک چارچوب جامع First America است که سیاستهای پراکنده دوره نخست ترامپ را در قالب یک جهانبینی ژئواکونومیک منسجم، سختگیرانه و ساختاریافته بازآفرینی میکند.
]]>