طنز اقتصادی
در زمانهای دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت، یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد، آب چاه دیگر قابل استفاده نبود، روستاییان نگران شدند و پیش مرد خردمندی رفتند تا چاره کار را به آنان بگوید، مرد خردمند به آنان گفت که
صد سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد، روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو بود. دوباره پیش خردمند رفتند، او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند، روستاییان این کار را انجام دادند اما باز هم آب کثیف بود، روستاییان بنا بر گفته مرد خردمند برای بار سوم هم صد سطل آب از چاه برداشتند اما مشکل حل نشد، مرد خردمند گفت:”چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد، آیا شما قبل از برداشتن این سیصد سطل آب، لاشه سگ را از چاه خارج کردید؟”روستاییان گفتند: “نه، تو گفتی فقط آب برداریم نه لاشه
سگ را!”
این دقیقاً حکایت این روزهای مدیریت اقتصادی و بازار ارز ماست، ارز را به اسم تکنرخی گران کردند، چندین بخشنامه صادر کردند، دلالان ارز را دستگیر کردند، صرافیها را مجبور کردند که ارز خرید و فروش نکنند، ارز مسافرتی اختصاص دادند، ژست دلسوزی گرفتند که این دفعه میخواهیم کاری کنیم کارستان، کلمه قاطعانه را بارها در کلام و بخشنامههای خود تکرار کردند، چندین جلسه تخصصی در دولت برگزار کردند، چندین جلسه تخصصی در کمیسیونهای مجلس برگزار شد، اما همچنان لاشه سگ را در چاه آب نگه داشتند!
مدیریت رانتی و آلوده به فساد در حساسترین جایگاههای اقتصادی همچنان حضور دارد، هیچکس نمیگوید رئیس و کارشناسان بانک مرکزی باید محاکمه شوند، هیچکس نمیگوید پرونده اقتصاددانان دور و بر رئیسجمهور را یکبار بررسی کنیم، شاید خائن در بینمان نفوذ کرده باشد. تودهایهای اول انقلاب را به یاد آورید.
همه این مشکلات فقط برای مردم است، این همه گرانی را چگونه میخواهند بهجای اولش برگردانند، کدام درآمد جدید به مردم اضافهشده که بتواند جبران این گرانیها را بکند، کدام کارخانه جدید راهاندازی شده که جوابگوی بازار ملتهب باشد؟ کدام تولید قرار است جای واردات را بگیرد؟ کدام ارز قرار است واردات را سروسامان دهد؟ با ارز رسمی۴۲۰۰ تومانی کدام ارزانی قرار است به وجود آید؟ وقتیکه مفسدین اقتصادی در گوشه و کنار مملکت رخنه کردهاند، چگونه میخواهند اوضاع را پاک و پاکیزه کنند؟ عقل و منطق حکم میکند که قبل از کاشتن دانه ، اول علفهای هرز را از زمین بیرون میکشیدند، که نکشیدند، حالا انتظار دارید معجزهای اتفاق بیفتد، لاشه سگ همچنان در چاه آب است ! (مطلب برگرفته از سرمقاله گرانی ارز عادی نمیشود در روزنامه آفتاب یزد ۱۳۹۷/۷/۲۹)
