بحران کرونا : فرصتی برای نوآوری

اله مراد سیف / قبلا در یادداشتی با عنوان تاب آوری کرونایی یاد آور شده بودیم که باید بتوانیم با وجود این ویروس به زندگی اقتصادی خود ادامه دهیم . در اینجا مطلب بالاتری را مد نظر داریم و آن این که چگونه باید بتوانیم از این تهدید جدی کسب و کار ، فرصت های جدیدی با نوآوری و خلاقیت ایجاد کنیم و برخی ناکارآمدی های خود را نیز برطرف کنیم .

روابط اقتصادی در همه دوران ها در شرایط خاص زمانی و مکانی و نیز فنی موجود آن دوران ها شکل می گرفته و به نوعی آدم ها تلاش می کرده اند که برای تداوم کسب و کار خود، سازگاری با شرایط مختلف را یاد گرفته و تجربه کنند . اگر به هر دلیل این سازگاری نمی توانسته است شکل بگیرد، آن کسب و کارها از میان می رفته و کسب و کارهای جدیدی جای آنها را می گرفته است . در اینجا نمی خواهیم مساله خاص ویروس کرونا را که ممکن است چند ماه دیگر اثر چندان موثری از آن وجود نداشته باشد مبنای بحث خود قرار دهیم ، بلکه مساله را کلی تر نگاه می کنیم و آن این که توسعه روابط بشری از طریق وسایل ارتباطی امروزه مرزهای جغرافیایی را بسیار کم رنگ کرده به طوری که انتشار یک ویروس در  جایی از ربع مسکون این کره خاکی، همزمان تهدیدی برای همه ساکنان زمین خواهد بود . چه این ویروس و امثال آن را دست ساخته بدانیم و چه طبیعی باشند ، در صورت مساله تفاوتی ایجاد نمی شود که بخشی از مخاطرات زیست محیطی ما هستند و خواهند بود . اگر تصور کنیم که با تعطیلی کسب و کارها می توان مساله را حل کرد ، اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم . این راه کار ممکن است به عنوان یک طرح اورژانسی تا یک ماه لازم ، مورد توصیه باشد. لیکن، به دلیل این که منطق اقتصادی آن ضعیف است قابل تداوم  نبوده و راه کاری اساسی برای برخورد با امثال این مخاطرات زیست محیطی و بهداشتی نیستند . بسیاری از نظامات اجتماعی ما می توانند همزمان به گونه ای متحول شوند که هم کارآمدی بالاتری از منظر محصول داشته باشند و هم به کنترل این قبیل مخاطرات کمک کنند .در اینجا برخی نمونه ها را مرور می کنیم .

یک نمونه آن را می توان در تحول نظام آموزشی ملاحظه کرد . ایجاد آمادگی لازم برای آموزش از راه دور برای مقاطع مختلف تحصیلی ضمن این که در شرایط عادی نیز اثربخشی مناسبی از جهت یادگیری می تواند داشته باشد مانع افت تحصیلی در شرایط بحران خواهد شد .

نمونه دیگر موضوع دولت الکترونیک است که باید جدی تر گرفته شود . بسیاری از خدمات دولتی می تواند بدون کارمند و نیز بدون نیاز به حضور فیزیکی ارباب رجوع با هزینه بسیار پایین تر انجام شود . به دلیل عادت به روش های قدیمی به تعبیر دقیق داگلاس نورث اقتصاد دان نهادگرا به دلیل ویژگی «وابستگی به مسیر» که به مقاومت در مقابل تغییرات منجر می شود، آن گونه که می توانست متحول نشده است . تعریف امضای الکترونیک و قانونی کردن آن از جمله مورد مهمی است که می باید در حقوق تجارت ما پیش بینی شود . متاسفانه هنوز قانون تجارت ما از اسنادی بحث می کند که دوره تاریخی آن چندان سپری شده که اقتصاد دانان فعلی ما هم نه آن را دیده اند  و نه ممکن است ببینند .

نکته دیگری که در مورد دولت وجود دارد این است که پیدایش هر مخاطره ای نباید با بزرگ تر شدن دولت جبران شود . دولت ها البته وظیفه مراقبت از سلامت شهروندان خود را بر عهده دارند اما در انجام این مهم نباید ظرفیت های مردمی و غیر دولتی دست کم گرفته شوند . به این ترتیب مساله سریع تر و با هزینه کمتری حل خواهد شد . در مقابل هر چه دولت بزرگتر شده و مسئولیت اجرایی بیشتری برای او تعریف شود ضمن این که موجب افزایش هزینه های عمومی خواهد شد ، موجب خواهد شد {تمایل و توان مردم برای ریسک پذیری و مراقبت از خود به میزان کمتر و کمتری نادیده گرفته شود.}(۱)

نمونه دیگر بانکداری الکترونیک است . نظام بانکی هنوز در کشور ما متکی به شعب فیزیکی و حضور افراد در آن شعب است . آنچه این وضعیت ناکارآمد را پایداری بخشیده است تعداد زیادی کارمند بانک است که بالاخره باید کاری برای انجام دادن داشته باشند . در حالی که این چنین بانکداری هزینه های بسیار بالایی داشته و کارآمدی آن بسیار پایین است . بانکداری الکترونیک البته تنها در چگونگی ارتباط با مشتری خلاصه نمی شود بلکه می تواند در شیوه های جدید بانکداری و توسعه خدمات بانکی جدید نیز خود را نشان دهد .پایان مسیر تحولی بانکداری در آینده نه چندان دور، حذف کامل شعب بانکی و بهره گیری از نرم افزارهای پیشرفته به جای کارمندان بانکی خواهد بود .

اصطلاح تبدیل و باز تبدیل سابق بر این در مورد شرکت های صنعتی بخش دفاع بکار گرفته می شد .در جریان شیوع ویروس کرونا معلوم شد این ظرفیت در سطح وسیعی در اقتصاد وجود دارد . بسیاری از واحدهای تولیدی صنعتی خط تولید ماسک و یا محصولات ضدعفونی کننده مورد نیاز راه اندازی کردند . شرکت های دانش بنیان در تلاش برای رفع نیاز بخش بهداشت و درمان، کیت تشخیص ویروس کرونا ساختند . نیروهای مسلح در سطح وسیعی تجهیزات خود را برای ویروس زدایی اماکن عمومی بکار گرفتند و بیمارستان های صحرایی برای قرنطینه افراد بیمار بر پا کردند . تلاش های مردمی خودجوش زیادی از حضور در مراکز درمانی گرفته تا رفتن به مناطق مختلف، برای کمک به مهار این بیماری به صحنه آمدند . هیچ یک از این تلاش ها هزینه ای برای دولت نداشته و حتی در مورد شرکت های خصوصی ظرفیت درآمدی جدیدی نیز در اقتصاد ایجاد کرده است . فعال شدن این ظرفیت ها خود از جمله نوآوری هایی است که حتی در کشورهای اروپایی و امریکا کمتر دیده می شود . ابعاد زیادی از این ظرفیت هنوز دست نخورده باقی مانده که می تواند با نوآوری در مورد مهار مخاطرات کرونا و یا هر مخاطره دیگری فعال شود .

نمونه ای از تحول اساسی که در کسب و کار با بهره گیری از ابزارهای فنآوری ارتباطات و اطلاعات می باید و می تواند رخ دهد را می شود در بازار بورس مشاهده کرد . در روزهایی که کرونا مردم را زمین گیر کرده بود بازار بورس فعال بود و حتی رشد خوبی را هم تجربه کرد . دلیل اساسی آن این بود که مردم در منزل به راحتی می توانستند سهام شرکت ها را خرید و فروش کنند . اگر توجه کنیم که بازتر سرمایه با همین زیرساخت فعلی می تواند بسیاری از نیازهای شرکت ها را به تامین مالی حل و فصل کند اهمیت آن بیشتر درک خواهد شد . استفاده ای که هم اکنون از این فنآوری در بازار سرمایه می شود در مقابل آنچه می تواند باشد بسیار ناچیز است . این نیز نیازمند نوآوری در توسعه و تعمیق بازار سرمایه است که قبلا در یادداشت های دیگری آن را متذکر شده ایم .

کسب و کارهای خانگی در کشور ما وجود دارند اما به ندرت آنها بازاری شده اند . تجاری شدن بسیاری از این موارد ممکن و بلکه لازم است . اشتغال به کارهای اقتصادی درآمد زا نباید به حضور فیزیکی در بازارهای خارج از منزل خلاصه شود . در ایران این موضوع به دلیل فرهنگ خاص ایرانی و وظایف مادری زنان که اغلب مانع خروج آنها از منزل می شود، ضرورت بیشتری دارد . جالب است که بدانیم ۵۰ سال پیش چنین فرهنگی وجود داشته و حتی در شکل تجاری (و البته ساده آن) از ظرفیت مشاغل خانگی استفاده می شده است . مادر بزرگ های جوانان فعلی نیز این دوران را به خاطر دارند . آن زمان کارآفرینان محلی محصولات تولیدی زنان در منازل را به بازار انتقال می دادند و واسطه کارآمدی برای این منظور بودند . امروزه مجددا نیازمند فعال شدن این ظرفیت ها هستیم . به رسمیت شناختن این ظرفیت ها قدم اول فعال سازی آنها است و البته میدان دادن به کارآفرینان محلی برای این منظور می تواند تحول آفرین باشد . هم اکنون در چین شرکت های بزرگ تجاری از این ظرفیت استفاده فراوانی در تولیدات مختلف (از جمله اسباب بازی ها) به عمل می آورند  .

نتیجه این که در عصر حاضر در فضای کسب وکار مرز میان تهدیدات و فرصت ها فرو ریخته و زمینه برای نوآوری کارآفرینانه را فراهم ساخته و منطق موفقیت تجاری را دگرگون ساخته است . این تحول موجب شده است که شرکت های بزرگتر لزوما موفق تر نباشند و خلاقیت های تجاری وزن و اهمیت بیشتری در تولید ثروت در سطح بنگاه و نیز در سطح ملی داشته باشد . در چنین شرایطی، نباید وقوع یک بحران را به مفهوم بن بست اقتصادی تلقی کرد . یافتن راههایی برای ایجاد سازگاری اقتصاد ملی با این شرایط محدود کننده الزاما از طریق کارآفرینی های مبتنی بر نو آوری ممکن خواهد شد . در نقطه مقابل، اگر به این مهم توجه نشود هر بحران می تواند به میزان زیادی برای دولت ها هزینه ایجاد کرده و موجب افت فعالیت های اقتصادی در بخش های غیر دولتی شود .

 

 

———————————————–

(۱) جمله اخیر در پاراگراف از کتاب آشوب بزرگ (نوشته آدریان وولدریج و ترجمه بنایی و عربی ص ۸۳) وام گرفته شده است که از قول دانیل بل در انتقاد وی از دولت رفاه نقل شده است .

 

۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *