جهش تولید و «مکتب سلیمانی»

اله مراد سیف / سال ۹۹ را مقام معظم رهبری سال جهش تولید نام گذاری فرمودند . بدون تردید نام گذاری سال ها اعلان جهت گیری راهبردی نظام در سال پیش رو می باشد . به عبارت دیگر این نام ها ، راهبردی برای بسیج امکانات و حرکت نظام در مسیری مشخص می باشد که باید در سال پیش رو طی شود . لذا این نام گذاری یک آرمان نیست ،همان طور که بیان وضعیت جاری هم نیست . بلکه آن چیزی است که باید به عنوان یک هدف قابل تحقق ،جهت دهنده به اقدامات همه عوامل در محدوده سرزمینی ما باشد . این که این شعار صورت عملی به خود بگیرد یا نه نیز کاملا بستگی به اقداماتی دارد که در طول سال انجام خواهد شد . با این نام گذاری ها نه خیال پردازی می کنیم و نه تسلیم واقعیت های موجود می شویم، بلکه در جهتی مشخص برای رسیدن به هدفی معقول همه تلاش خود را بکار می گیریم . اگر بنا بود که تسلیم واقعیت موجود شویم با وضعیتی که در بودجه سال ۹۹ منعکس شده است (که یا به استقراض متکی است یا به فروش دارایی ها و یا مالیاتی که تحقق نخواهد یافت) باید بن بست اقتصادی را اعلام می کردیم .اما هنر رهبری این است که تسلیم شرایط روز نمی شوند و به جای رفتن در لاک تدافعی تلاش می کنند با بسیج نقاط قوت و گره زدن آن به فرصت ها رویکردی تهاجمی را در قبال شرایط انتخاب کنند و این همان جوهره مکتب مقاومت فعال است که مقام معظم رهبری در تجلیل از سردار شهید مقاومت آن را «مکتب سلیمانی» لقب دادند . این نکته توضیح بیشتری لازم دارد .

اساسا استراتژیست ها برای رسیدن به استراتژی مناسب ابتدا تلاش می کنند موقعیت راهبردی خود را مشخص کنند . اگر این موقعیت با غلبه نقاط ضعف بر قوت ها و غلبه تهدیدات بر فرصت ها تعریف شود، موقعیت را تدافعی اعلام و تلاش می کنند با اتخاذ استراتژی های تدافعی برای مهار نقاط ضعف به منظور جلوگیری از اثرگذاری تهدیدات استفاده کنند .غلبه تهدیدات بر فرصت ها و در عین حال غلبه نقاط قوت بر ضعف ها استراتژی های رقابتی را برای استفاده از نقاط قوت جهت مهار تهدیدات را اقتضا می کند . در صورتی که نقاط ضعف بیش از قوت ها ولی فرصت ها بر تهدیدات غلبه دارد استراتژی های محافظه کارانه برای استفاده از فرصت ها در جهت جبران ضعف ها می تواند مفید باشد . در این منطق استراتژی های تهاجمی تنها زمانی استفاده می شود که فرصت ها بر تهدیدات و قوت ها بر ضعف ها غلبه داشته باشند . در این موقعیت رهبران برای استفاده از نقاط قوت و بهره گیری از فرصت ها  تهاجمی عمل خوهند کرد .

اما مکتب سلیمانی ویژگی خاص خود را دارد . این مکتب را می توان با نشانه هایی از تجارب شهید مقاومت در معرکه های نبرد بهتر توضیح داد . برای نمونه زمانی که یک منطقه در محاصره ۳۶۰ درجه ای قرار می گیرد و همه چیز حاکی از غلبه کامل داعش می باشد، سردار سلیمانی با هلی برد خود را به وسط معرکه می رساند ، نیروهای محلی را با حضور خود روحیه داده و محاصره را در هم می شکند . چنین اقدامی در منطق نظامی رایج دنیا نمونه ندارد . هیچ استراتژیستی هم آن را توصیه نمی کند، چراکه منطق مادی چنین اقدامی را برنمی تابد . اما منطق مقاومت فعال یک منطق مادی نیست . منطقی الهی است که  در کتاب الهی به روشنی تمام آمده است :

« قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ  کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.» (از آیه ۲۴۹ سوره البقره)

در اینجا جمله معروفی که از شهید میثمی نقل می کنند می تواند توضیح دهنده باشد و آن این است که «قدرت ما به اندازه امکانات ما نیست، بلکه به میزان ارتباط ما با خدا است».

اگر این ویژگی در منطق مقاومت فعال را بخواهیم در اقتصاد ملی ترجمه کنیم ، چیزی جز این نخواهد شد که در شرایطی که درآمد نفت ما هم به جهت عدم امکان صادرات نفت و هم به جهت قیمت نفت که به پایین ترین میزان در چند دهه اخیر رسیده (یعنی کمتر از ۲۵ دلار هر بشکه) و در شرایطی که از فشار حداکثری هیچ کاسته نشده و هزینه های ویروس کرونا هم بر فعالان بخش خصوصی و هم بر بخش عمومی و دولت سنگینی می کند، رهبری معظم شعار «جهش تولید» را مطرح می کنند . شنیدن این شعار گوش و دل ویژه ی خود را می طلبد . برای قدم نهادن در این مسیر باور به ظرفیت های زیادی که در زیر غبار حاکمیت نگاه به خارج هنوز پنهان و دست نخورده باقی مانده و نیز داشتن خودباوری انقلابی «که ما می توانیم» از الزامات اساسی آن است . برای تحقق این شعار همه باید بسیج شوند تا یک بار دیگر داشته های خود را فهرست کنیم و توانایی ها خود را به صحنه آوریم تا بشود آنچه باید بشود . این همان حلقه محاصره ای است که  تنها می توان با وارد شدن در وسط آن برای شکست دشمن اقدام کرد . ظرفیت های بی بدیل ما از جمله منابع معدنی و انرژی ارزان و فراوان، جوانان تحصیل کرده و خوش فکر ، مردم صبور ، رهبری انقلابی ، موقعیت همسایگی با ۱۵ کشور و وسعت و تنوع سرزمینی و اندازه بزرگ بازار داخلی هنوز می تواند معجزه ای تاریخی را رقم بزند و موجب حیرت همه جهانیان شود . معجزه ای از جنس انقلاب اسلامی و پیروزی در دفاع هشت ساله و در غلبه بر داعش در منطقه و از جنس ایستادن تمام قد در برابر ابر قدرت امریکا .

 

 

 

۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *