شاکله نظام اسلامی در اقتصاد

اله مراد سیف

بیانات رهبر معظم انقلاب در روز شنبه ۱۸ اسفند سال جاری (۱۴۰۳) با مسئولان نظام حاوی نکات مهمی بود که لازم است و می باید بیشتر مورد تبیین و توجه قرار گیرد. ایشان در این دیدار ضمن توجه دادن به «شاکله نظام اسلامی» به مبانی نظام اسلامی و تفاوت اساسی آن با مبانی تمدن غربی اشاره فرمودند و سپس برخی از این مبانی و تاثیر آنها در زندگی فردی و اجتماعی را هم مورد بررسی قرار دادند. در این یادداشت مبتنی بر این بیانات به طرح موضوعی می پردازیم که عدم توجه به آن می تواند برای جامعه اسلامی بسیار خسارت بار باشد و آن این است که در نظام اسلامی برای حل مسایل و مشکلات اقتصادی تنها نباید به متغیرهای ظاهری و قابل سنجش توجه کرد، بلکه عوامل نامحسوس اثرگذار دیگری هم وجود دارند که در کنار متغیرهای شناخته شده از اهمیت اساسی و معنی داری برخوردار می باشند .

در ابتدا برخی از  بیانات رهبر معظم انقلاب را مرور می کنیم :

  • شاکله‌ی نظام اسلامی این است: مبتنی بر اصول و آرمانهای قرآنی است.
  • ما نمیتوانیم در مسائل گوناگون سیاسی‌مان، اقتصادی‌مان و دیگر چیزها پیرو مبانی تمدّن مادّی غرب باشیم.
  • مبانی آن تمدّن، مبانی غلطی است، مخالف با مبانی اسلامی است؛ ارزشهای آن تمدّن، ارزشهای دیگری است.
  • ما هویّت خودمان را داریم … مهم این است که ما مسئولین نظام جمهوری اسلامی هویّت اصلی نظام اسلامی را بشناسیم، از یاد نبریم، دنبال کنیم.
  • باید همینها برنامه‌ریزی بشود، همینها دنبال بشود، همینها اقدام بشود؛ این [کار] کشور را ارتقاء خواهد داد، ملّت ایران را عزیزتر از آنچه هست خواهد کرد؛ این خواهد توانست الگو در مقابل ملّتها بلکه در مقابل دولتمردان خیلی از کشورها بگذارد اگر ما بتوانیم درست این حرکت را انجام بدهیم و [پیش] برویم.

 

شاکله اقتصادی نظام اسلامی

اگر نظام اسلامی در مبانی متفاوت با نظام های غربی است، الزاما در شاکله اقتصادی هم متفاوت خواهد بود . اما آنچه این شاکله را در اقتصاد اسلامی شکل می دهد شامل چهار مجموعه اساسی است که مبانی اسلامی در تعریف و پی ریزی هر یک از این چهار مجموعه نقش محوری را دارد. این چهار عبارتند از:

۱-ارزش های اقتصادی اسلامی  ۲- قوانین اقتصادی اسلامی  ۳- نهادهای اقتصادی اسلامی (مانند بانک اسلامی ،بازار اسلامی و نهادهایی مانند انفال ، ذکات ، وقف و غیره) و ۴-نظامات مبتنی بر اقتصادی اسلامی (مانند نظام های پولی ، ارزی ، مالیاتی ، گمرکی ، تجاری و غیره )

دراینجا بنا نداریم به تشریح هر یک از چهار مجموعه فوق بپردازیم. در خصوص هر یک بسیار گفته شده است. اما نکته مهم این است که در جامعه اسلامی بدون توجه به شاکله نظام اسلامی و مبانی آن، مسایل و مشکلات اقتصادی به صورت ریشه ای حل نخواهد شد و رشد پایدار عدالت محور نیز بدست نخواهد آمد. برای نمونه اگر توزیع عادلانه درآمد و ثروت تحقق پیدا نکند، نباید انتظار داشته باشید که تنها با کنترل نقدینگی مساله تورم و یا تورم رکودی به صورت اساسی درمان نخواهد شد. همین طور اگر معنویت گرایی و یا اهتمام به امور مسلمین در جامعه حاکم نباشد، مسایل اقتصادی به شکل های مختلفی وجود خواهد داشت و به تعبیر آیه ۱۲۴ سوره شریفه طه سختی در زندگی دنیایی (مَعِیشَهً ضَنْکًا) تجربه خواهد شد. این به طور ساده یعنی علاوه بر متغیرهای ظاهری، عوامل غیر ملموس هم اثرگذار هستند. قرآن کریم در تاثیر دو عامل مهم  ایمان و تقوی در حل مشکلات اقتصادی در آیه ۹۶ سوره مبارکه الاعراف می فرماید : «و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم..» .

نتیجه

اگر شاکله نظام اسلامی بخواهد متفاوت با شاکله نظام های غربی باشد، الزاما مبانی اسلامی می باید در حاکم شدن ارزش های اسلامی بر رفتار مردم و مسئولان، در قانونگذاری و مقررات و تشریفات اداری ، در نهاد سازی و نظام سازی تجلی داشته باشد. در جامعه ای که برخورداری های بناحق موجب شکل گیری طبقه اشرافی شده باشد و مصرف نمایشی (به تعبیر وبلن) در آن رایج باشد، نباید انتظار داشت تنها با کنترل متغیرهای محسوس ثبات ارزی ایجاد شود. برای ایجاد عدالت الزاما باید به چگونگی توزیع ثروت و درآمد در هر سه مرحله از فرایند تولید یعنی پیش از تولید، حین تولید و پس ازتولید توجه شود، پیش از تولید، توزیع درست ثروت های عمومی و انفال و بودجه عمومی مبتنی بر همین انفال اهمیت اساسی در عدالت اقتصادی مبتنی بر اسلام دارد و شاید مهم ترین مرحله اجرای عدالت از جانب حاکمیت اسلامی همین مرحله باشد. در توزیع حین تولید سهم بری عادلانه عوامل تولید (که در بند ۵ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی هم آمده است) و یا شفاف سازی اقتصاد و سالم سازی آن (بند ۱۹ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی) مرحله مهم بعدی در پیاده سازی عدالت اقتصادی اسلام است. و بالاخره در توزیع پس از تولید مواردی مانند اصلاح نظام مالیاتی و هدفمند کردن یارانه ها و از این قبیل نقش اساسی دارند. همه این موارد در ثبات و رشد اقتصادی اثر مستقیم دارند و پایه اقتصادی تقویت ارزش پول ملی (که بحق مورد تاکید رهبرمعظم انتقلاب بود) می باشند. در یک جمله، اقتصاد اسلامی تنها در روابط و متغیرهای اقتصادی متعارف خلاصه نمی شود و بدون توجه به ارزش های اسلامی امکان تحقق ندارد. اگرچه تا پیاده سازی اقتصاد اسلامی به معنی درست و کامل آن فاصله بسیار داریم، اما برطرف کردن مسایل فعلی نیز تنها از مسیر توجه به ارزش های اسلامی میسر است و گرنه در گرداب چرخه های معیوبی که هم اکنون تجربه می کنیم باقی خواهیم ماند.

 

 

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *