از وابستگی نفتی تا تاب‌آوری ژئواکونومیک (فعال‌سازی ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران)

از وابستگی نفتی تا تاب‌آوری ژئواکونومیک(فعال‌سازی ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران)

اله مراد سیف

مقدمه

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع ژئواکونومیک تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که در آن فشارهای خارجی، محدودیت‌های مالی و بانکی، دشواری انتقال کالا و افزایش نااطمینانی در مسیرهای دریایی، اتکای سنتی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی را بیش از گذشته آشکار کرده است. تشدید محدودیت‌های صادرات نفت، دشوارشدن وصول و انتقال درآمدهای ارزی و افزایش ریسک حمل‌ونقل در آبراه‌های پیرامونی، نشان می‌دهد که مسئله نفت برای ایران صرفاً به مقدار تولید و فروش مرتبط نیست، بلکه به مجموعه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته شامل امنیت مسیر، ظرفیت کشتیرانی، بیمه، تسویه مالی، دسترسی به بازار و امکان بازگشت ارز وابسته است.

در چنین شرایطی، اختلال در تنگه هرمز یا هرگونه فشار دریایی بر مسیرهای حیاتی تجارت خارجی ایران، می‌تواند پیامدهایی فراتر از کاهش صادرات نفت داشته باشد. کاهش ظرفیت عبور کشتی‌ها، افزایش هزینه حمل و بیمه، طولانی‌شدن مسیرهای تجاری، دشوارشدن صادرات دریایی کالاهای غیرنفتی و اختلال در تأمین مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای، همگی می‌توانند به‌طور هم‌زمان بر تولید داخلی، نرخ ارز، تورم، درآمدهای دولت و سطح رفاه عمومی اثر بگذارند. بنابراین، آسیب‌پذیری نفتی هنگامی به یک بحران فراگیر اقتصادی تبدیل می‌شود که کاهش درآمد نفت با اختلال در مسیرهای تجاری، محدودیت واردات ضروری و کاهش دسترسی به منابع ارزی همراه شود.

از این منظر، بحث درباره ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران نباید به فهرستی از مزیت‌های جغرافیایی، بنادر، معادن یا کریدورهای ترانزیتی محدود شود. مسئله اصلی آن است که آیا این ظرفیت‌ها می‌توانند در شرایط فشار خارجی و اختلال دریایی، به منابع واقعی، درآمد قابل وصول و قدرت اقتصادی قابل اتکا تبدیل شوند یا خیر. موقعیت ایران در تقاطع کریدورهای شرق ـ غرب و شمال ـ جنوب، دسترسی هم‌زمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، همسایگی با کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز، شبه‌قاره هند و خاورمیانه، برخورداری از ذخایر گسترده انرژی و معدن، تنوع اقلیمی، ظرفیت‌های صنعتی و امکان ارائه خدمات فنی ، مهندسی، بندری و ترانزیتی، مجموعه‌ای بالقوه را در اختیار کشور قرار داده است. بااین‌حال، مزیت جغرافیایی تنها زمانی به قدرت ژئواکونومیک تبدیل می‌شود که زیرساخت، نهادهای مناسب، امنیت، بازار، سازوکار تسویه و توان وصول درآمد نیز وجود داشته باشد.

در شرایط انسداد یا محدودشدن فروش نفت خام، اهمیت مسیرهای جایگزین افزایش می‌یابد. توسعه کریدور شمال ـ جنوب، تقویت شبکه ریلی و جاده‌ای، استفاده مؤثرتر از ظرفیت بنادر دریای عمان و دریای خزر، گسترش تجارت مرزی، سوآپ انرژی، صادرات برق و گاز، بانکرینگ، تعمیرات و خدمات دریایی، خدمات فنی و مهندسی و ایجاد سازوکارهای پرداخت و تهاتر منطقه‌ای، می‌تواند بخشی از فشار واردشده بر تجارت خارجی و درآمدهای ارزی نفتی کشور را تعدیل کند. این ظرفیت‌ها همچنین می‌توانند کشورهای همسایه و شرکای تجاری را به استمرار امنیت و کارآمدی زیرساخت‌های ایران ذی‌نفع سازند و از این طریق، به ابزارهایی برای افزایش قدرت چانه‌زنی اقتصادی و سیاسی کشور تبدیل شوند.

بااین‌حال، نباید میان ظرفیت اسمی و درآمد تحقق‌یافته خلط کرد. ظرفیت ترانزیتی یک خط ریلی، ظرفیت اسمی یک بندر، امکان تولید یک محصول یا وجود یک بازار بالقوه، به‌خودی‌خود درآمد جایگزین نفت محسوب نمی‌شود. این ظرفیت باید از مراحل تولید یا ارائه خدمت، انتقال فیزیکی، تحویل موفق، تسویه مالی، وصول ارز و تخصیص آن به نیازهای کشور عبور کند. هزینه حمل، تخفیف‌های اجباری، هزینه بیمه، ریسک تحریم، هزینه واسطه‌گری، تأخیر در تسویه و تعهدات ارزی نهاده‌های وارداتی، می‌تواند فاصله زیادی میان ارزش ناخالص صادرات و منفعت واقعی اقتصاد ایران ایجاد کند. ازاین‌رو، ارزیابی ظرفیت‌های ژئواکونومیک باید بر مبنای درآمد خالص ارزی، ارز قابل‌دسترس و ارز قابل‌بسیج انجام شود، نه صرفاً بر پایه ارزش اسمی قراردادها یا برآوردهای بالقوه.

همچنین، جبران کاهش درآمد نفتی صرفاً از مسیر افزایش صادرات امکان‌پذیر نیست. در شرایط محدودیت دریایی، مدیریت واردات، کاهش مصرف غیرضروری، جلوگیری از اتلاف منابع، فعال‌سازی ظرفیت‌های بلااستفاده، حفظ تولید کالاهای حیاتی و استفاده حساب‌شده از ذخایر ارزی نیز بخشی از راهبرد ژئواکونومیک کشور به شمار می‌رود. همچنین ، همان‌گونه که در بحث از «منابع واقعی» و ادبیات مدیریت اقتصادی جنگ تأکید می‌شود، پول و اعتبار تنها زمانی می‌توانند به تأمین نیازهای اقتصادی کمک کنند که امکان تبدیل آن‌ها به کالا، خدمات، ظرفیت تولید، ذخایر قابل‌استفاده یا منابع خارجی وجود داشته باشد. بنابراین، جایگزین‌کردن درآمدهای نفتی با خلق نقدینگی یا استقراض نیز، بدون افزایش متناسب تولید و عرضه واقعی و بدون حفظ زنجیره تأمین، شکاف منابع را برطرف نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند به افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و تشدید فشار بر بازار ارز منجر شود.

بر این اساس، کاهش وابستگی به نفت به معنای حذف فوری نفت از اقتصاد ایران نیست؛ بلکه به معنای گذار از وابستگی به یک منبع و یک مسیر به سمت نظامی چندلایه از درآمدها، ظرفیت‌ها و مسیرهای تجاری است. این نظام باید بر تنوع صادراتی، تنوع جغرافیایی بازارها، تنوع مسیرهای حمل، توسعه خدمات ترانزیتی و دریایی، سوآپ انرژی، تجارت منطقه‌ای، سازوکارهای تهاتری و پرداخت‌های متنوع، اصلاح نهادی و افزایش شفافیت استوار باشد. در چنین چارچوبی، ژئواکونومی نه مجموعه‌ای از شعارهای مربوط به موقعیت جغرافیایی، بلکه راهبردی برای تبدیل جغرافیا، انرژی، زیرساخت، تولید و روابط منطقه‌ای به درآمد پایدار، تاب‌آوری اقتصادی و قدرت ملی است.

این گزارش بر آن است که ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران را در پرتو شرایط کنونی بررسی کند؛ شرایطی که در آن محدودیت صادرات نفت و فشار بر مسیرهای دریایی، ضرورت بازتعریف نقش ایران در شبکه‌های منطقه‌ای تجارت، انرژی و ترانزیت را به یک اولویت راهبردی تبدیل کرده است. پرسش اصلی این نیست که آیا ایران از ظرفیت‌های جایگزین برخوردار است یا خیر؛ بلکه پرسش اساسی آن است که چگونه می‌توان این ظرفیت‌ها را از مرحله بالقوه به مرحله عملیاتی، درآمدزا و قابل اتکا رساند. پاسخ به این پرسش، نیازمند پیوند میان سیاست خارجی، دیپلماسی اقتصادی، سرمایه‌گذاری زیرساختی، اصلاح حکمرانی، مدیریت منابع واقعی و طراحی سازوکارهای دقیق پایش و وصول درآمد است.

ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران در شرایط حاضر

ظرفیت ژئواکونومیک به مجموعه توانایی‌هایی گفته می‌شود که یک کشور می‌تواند از طریق موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، بازارهای پیرامونی، پیوندهای نهادی، ابزارهای تجاری و سازوکارهای مالی برای تأمین منافع اقتصادی و راهبردی خود به کار گیرد. این ظرفیت‌ها الزاماً به معنای برتری بالفعل یا درآمد قطعی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد، ظرفیت‌هایی بالقوه و مشروط‌اند که تحقق آن‌ها به زیرساخت، امنیت مسیر، سرمایه‌گذاری، ثبات مقررات، سازوکار پرداخت و امکان وصول درآمد بستگی دارد.

در مورد ایران، اهمیت این ظرفیت‌ها در شرایط تحریم، محدودیت صادرات نفت، دشواری دسترسی به نظام مالی بین‌المللی و افزایش نااطمینانی در مسیرهای دریایی دوچندان شده است. اختلال در تجارت دریایی و کاهش دسترسی به یک مسیر یا منبع درآمد، آسیب‌پذیری اقتصادهایی را آشکار می‌کند که صادرات، واردات و تأمین ارز آن‌ها بر یک کانال محدود متمرکز شده است. از این‌رو، راهبرد ژئواکونومیک ایران باید بر تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، مسیرهای حمل‌ونقل، بازارهای صادراتی، شیوه‌های تسویه و پیوندهای منطقه‌ای استوار باشد.

در ادامه، مهم‌ترین مصادیق این ظرفیت‌ها بررسی می‌شود.

۱. ظرفیت انرژی و نفت

ایران با برخورداری از ذخایر گسترده نفت خام، زیرساخت‌های استخراج، پالایش و پتروشیمی و قرارگرفتن در مجاورت بازارهای بزرگ مصرف انرژی، همچنان یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های انرژی منطقه را در اختیار دارد. ذخایر نفتی، پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی و شبکه صنایع پایین‌دستی، مجموعه‌ای از دارایی‌های راهبردی کشور را تشکیل می‌دهند که در صورت فراهم‌بودن الزامات فنی، مالی، تجاری و زیرساختی، می‌توانند به ایجاد درآمد ارزی پایدار، توسعه زنجیره ارزش، تقویت امنیت انرژی و افزایش قدرت چانه‌زنی ژئواکونومیک ایران کمک کنند..

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات نفت خام و میعانات گازی از مسیرهای جایگزین؛
  • توسعه داخلی پالایش و فرآوری محصولات نفتی ؛
  • توسعه فرامرزی ظرفیت پالایش و مشارکت در پالایشگاه‌های کشورهای دیگر؛
  • صادرات محصولات پتروشیمی؛
  • استفاده از نفت و فرآورده‌ها در تجارت تهاتری؛
  • سوآپ نفت و فرآورده با کشورهای پیرامونی؛
  • عرضه انرژی به‌عنوان ابزار تقویت روابط اقتصادی منطقه‌ای؛
  • استفاده از ظرفیت پالایشگاه‌های کوچک و متوسط در کشورهای همسایه؛
  • تبدیل نفت، گاز و محصولات پتروشیمی به منابع ارزی قابل‌اتکا.

بااین‌حال، ظرفیت نفتی ایران با محدودیت‌هایی مانند تحریم، دشواری بیمه و حمل‌ونقل، محدودیت سرمایه‌گذاری، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها، افت فشار مخازن و نوسان قیمت جهانی روبه‌روست. بنابراین، نفت همچنان یک ظرفیت مهم است، اما نمی‌تواند تنها ستون تأمین مالی کشور باشد. با این حال، تنوع‌بخشی به مشتریان، مسیرهای صادراتی، روش‌های تسویه و تبدیل نفت خام به فرآورده‌های با ارزش افزوده بیشتر، شرط کاهش آسیب‌پذیری این بخش است.

۲. ظرفیت گاز و تجارت منطقه‌ای انرژی

گاز طبیعی می‌تواند در روابط اقتصادی ایران با کشورهای همسایه، نقشی بلندمدت‌تر و شبکه‌ای‌تر از فروش صرف نفت ایفا کند. ایران از نظر ذخایر گازی در جایگاه جهانی مهمی قرار دارد و از نظر جغرافیایی میان تولیدکنندگان بزرگ انرژی و مصرف‌کنندگان عمده منطقه واقع شده است.

مهم‌ترین مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات گاز به کشورهای همسایه؛
  • سوآپ گاز میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان منطقه؛
  • اتصال شبکه گاز ایران به شبکه کشورهای پیرامونی؛
  • تجارت برق مبتنی بر گاز؛
  • تبدیل گاز به برق و صادرات برق؛
  • توسعه صنایع پتروشیمی و گازمحور؛
  • انعقاد قراردادهای بلندمدت انرژی؛
  • دریافت کالا، خدمات یا سرمایه‌گذاری در برابر صادرات گاز؛
  • همکاری در ذخیره‌سازی و مدیریت فصلی انرژی.

مزیت اصلی ایران در این زمینه، هم‌زمانی برخورداری از ذخایر گاز و دسترسی به بازارهای متعدد منطقه‌ای است. بااین‌حال، ناترازی داخلی گاز، مصرف بالا، افت فشار برخی میدان‌ها، کمبود سرمایه و محدودیت فناوری، ظرفیت صادراتی ایران را محدود کرده است. ازاین‌رو، توسعه تجارت گاز بدون اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری در تولید و انتقال، ممکن نیست.

۳. ظرفیت برق و اتصال شبکه‌های انرژی

شبکه برق ایران، با وجود مشکلات ناترازی و فرسودگی، یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های برق منطقه است. اتصال این شبکه به کشورهای همسایه می‌تواند علاوه بر ایجاد درآمد، امنیت عرضه انرژی و قدرت چانه‌زنی اقتصادی ایران را افزایش دهد.

این ظرفیت شامل موارد زیر است:

  • صادرات برق در دوره‌های مازاد تولید؛
  • واردات برق در دوره‌های کمبود؛
  • سوآپ برق با کشورهای همسایه؛
  • اتصال شبکه ایران به شبکه‌های آسیای مرکزی، قفق فنی عراق و ترکیه؛
  • توسعه نیروگاه‌های مرزی؛
  • صادرات خدمات فنی و مهندسی برق؛
  • مشارکت در احداث، تعمیر و نگهداری نیروگاه‌های کشورهای منطقه؛
  • استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر برای تولید برق صادراتی.

در شرایط تحریم، صادرات خدمات فنی و مهندسی در صنعت برق می‌تواند در قالب قراردادهای پیمانکاری، مشارکت در طراحی و اجرای پروژه‌های منطقه‌ای، تهاتر خدمات با کالا، تجهیزات و نهاده‌های موردنیاز یا قراردادهای تأمین مالی متقابل انجام شود. تحقق درآمد حاصل از این خدمات نیز به برخورداری شرکت‌های ایرانی از ضمانت‌نامه‌های معتبر، پوشش بیمه‌ای مناسب، سازوکارهای مطمئن تسویه، امکان انتقال تجهیزات و قابلیت وصول مطالبات وابسته است.

بااین‌حال، باید میان «صادرات خدمات فنی و مهندسی برق» و «صادرات انرژی الکتریکی» تمایز قائل شد. صادرات خدمات فنی و مهندسی مستقیماً به وجود مازاد برق داخلی وابسته نیست؛ اما صادرات انرژی الکتریکی، با توجه به ناترازی شبکه و افزایش تقاضای صنایع و خانوارها، باید بر پایه مازاد پایدار تولید، پس از تأمین نیازهای حیاتی داخلی و با رعایت الزامات پایداری و امنیت شبکه انجام شود.

۴. ظرفیت ترانزیتی کریدور شمال ـ جنوب

ایران در مسیر اتصال روسیه و آسیای مرکزی به خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای هند قرار گرفته است. همین موقعیت، مبنای اصلی ظرفیت ترانزیتی کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب را تشکیل می‌دهد. این کریدور می‌تواند ایران را از یک کشور صرفاً عبوری به مرکز ارائه خدمات حمل‌ونقل، انبارداری، گمرکی، بیمه‌ای و لجستیکی تبدیل کند.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • انتقال کالا از روسیه و آسیای مرکزی به بنادر جنوبی؛
  • اتصال هند به روسیه و اروپای شرقی از مسیر ایران؛
  • درآمدهای حمل‌ونقل، انبارداری، بیمه و خدمات گمرکی؛
  • توسعه پایانه‌های چندوجهی؛
  • اتصال شبکه ریلی، جاده‌ای و دریایی؛
  • ارائه خدمات لجستیکی به کشورهای محصور در خشکی؛
  • ایجاد مراکز توزیع و پردازش کالا؛
  • جذب سرمایه برای توسعه خطوط ریلی، پایانه‌ها و مرزهای تجاری.

کریدور شمال ـ جنوب ظرفیت آن را دارد که بخشی از ترانزیت کالا میان روسیه، قفقاز، آسیای مرکزی و خلیج فارس را به سمت کشور هدایت کند. اما تحقق آن به تکمیل زیرساخت ریلی، به‌ویژه رفع گلوگاه‌های مسیر، کاهش زمان توقف در مرزهای مرکزی، ایجاد مرکز توزیع کالا در سواحل مکران، توسعه صنایع لجستیکی و انبارداری، ایجاد مناطق صنعتی و فرآوری صادراتی، و اتصال بندر به شبکه ریلی و جاده‌ای داخلی وابسته است.

۵. ظرفیت بندر چابهار

بندر چابهار یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ژئواکونومیک ایران در دسترسی به اقیانوس هند است. این بندر می‌تواند بخشی از پیوند ایران با هند، افغانستان، آسیای مرکزی و بازارهای فرامنطقه‌ای را تقویت کند و در شرایط اختلال مسیرهای دریایی، به‌عنوان گزینه‌ای مهم در تنوع‌بخشی به مبادی تجارت خارجی عمل کند.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات مواد معدنی، محصولات کشاورزی و کالاهای صنعتی؛
  • ارائه خدمات ترانزیتی به کشورهای محصور در خشکی؛
  • ایجاد مرکز توزیع کالا در سواحل مکران؛
  • توسعه صنایع لجستیکی و انبارداری؛
  •  ایجاد مناطق صنعتی و فرآوری صادراتی؛
  • اتصال بندر به شبکه ریلی و جاده‌ای داخلی.

در سال ۲۰۱۶، دولت هند تخصیص ۱۵۰ میلیون دلار برای نوسازی و توسعه بندر چابهار را تصویب نمود. در ادامه، در مه ۲۰۲۴ قرارداد بلندمدت ۱۰ ساله برای تجهیز و بهره‌برداری از پایانه شهید بهشتی چابهار میان شرکت IPGL هند و سازمان بنادر و دریانوردی ایران امضا شد که تعهد سرمایه‌گذاری هند در آن معادل ۱۲۰ میلیون دلار برای تجهیزات بندر، به‌همراه ارائه یک خط اعتباری به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار است. بااین‌حال، توسعه و سودآوری واقعی این بندر منوط به اتصال کامل آن به شبکه راه‌آهن سراسری، توسعه پس‌کرانه‌ها و مدیریت ریسک تحریم‌هاست.

۶. ظرفیت بنادر جنوبی و اتصال به آب‌های آزاد

علاوه بر چابهار، بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان امکان ایجاد شبکه‌ای متنوع از مسیرهای صادراتی و وارداتی را فراهم می‌کنند. بندرعباس، بنادر بوشهر، بنادر خوزستان و بنادر مکران هر یک می‌توانند بخشی از زنجیره تجارت خارجی ایران را پشتیبانی کنند.

این ظرفیت شامل موارد زیر است:

  • بندرعباس و بنادر پیرامونی در دهانه تنگه هرمز؛
  • بنادر خوزستان برای تجارت با عراق و کشورهای عربی؛
  • بنادر بوشهر برای تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس؛
  • بنادر مکران برای توسعه تجارت اقیانوسی؛
  • ترانزیت کالا از خلیج فارس به آسیای مرکزی؛
  • صادرات محصولات نفتی، پتروشیمی، معدنی و کشاورزی؛
  • واردات کالاهای اساسی و نهاده‌های تولید؛
  • توسعه خدمات تعمیر و نگهداری کشتی، سوخت‌رسانی دریایی (بانکرینگ) و سایر خدمات پشتیبانی دریایی..

تنوع جغرافیایی بنادر می‌تواند ریسک تمرکز تجارت خارجی در یک مسیر را کاهش دهد. البته این تنوع زمانی به تاب‌آوری واقعی منجر می‌شود که بنادر از نظر ظرفیت تخلیه و بارگیری، انبارداری، اتصال ریلی و جاده‌ای و تجهیزات گمرکی نیز قابلیت عملیاتی هماهنگ داشته باشند.

۷. ظرفیت ژئواکونومیک دریای خزر

سواحل ایران در دریای خزر امکان ارتباط دریایی با روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان را فراهم می‌کند. این ظرفیت به‌ویژه در شرایط اختلال در مسیرهای جنوبی می‌تواند به‌عنوان یک مسیر مکمل برای انتقال کالا و انرژی مورد استفاده قرار گیرد.

مصادیق اصلی عبارت‌اند از:

  • تجارت دریایی با بنادر روسیه و قزاقستان؛
  • اتصال بنادر شمالی به کریدور شمال ـ جنوب؛
  • سوآپ نفت و فرآورده‌های نفتی؛
  • صادرات محصولات کشاورزی و غذایی؛
  • واردات غلات، چوب، نهاده‌های دامی و مواد اولیه؛
  • توسعه حمل‌ونقل ترکیبی در مسیر خزر؛
  • همکاری شیلاتی و گردشگری؛
  • ایجاد پایانه‌های لجستیکی در بنادر انزلی، امیرآباد و نوشهر.

فعال‌سازی ظرفیت ترانزیتی و تجاری دریای خزر مستلزم توسعه و نوسازی ناوگان کانتینری، کشتی‌های روـرو و شناورهای متناسب با محدودیت‌های عمقی این دریا، لایروبی مستمر حوضچه‌ها و کانال‌های دسترسی بنادر، ارتقای تجهیزات تخلیه و بارگیری، توسعه پایانه‌های کانتینری و روـرو، و تقویت اتصال بنادر شمالی به شبکه‌های ریلی و جاده‌ای کشور است. همچنین، برقراری خطوط منظم کشتیرانی و هماهنگ‌سازی رویه‌های گمرکی، اسناد حمل، استانداردهای فنی و مقررات بهداشتی، قرنطینه‌ای و فیتوسانیتری (تدابیر قرنطینه‌ای گیاهی) میان کشورهای ساحلی، برای افزایش قابلیت اطمینان و کاهش زمان و هزینه حمل‌ونقل ضرورت دارد.

۸. ظرفیت بازار کشورهای همسایه

ایران با مجموعه‌ای از کشورهای دارای نیازهای اقتصادی متفاوت هم‌مرز است. این همسایگی، بازاری وسیع برای کالاها و خدمات ایرانی ایجاد می‌کند و از نظر هزینه حمل‌ونقل و امکان تجارت زمینی، مزیتی مهم به شمار می‌رود.

بازارهای اصلی پیرامونی عبارت‌اند از:

  • بازارهای غربی: عراق و ترکیه؛
  • بازارهای شرقی: افغانستان و پاکستان؛
  • بازارهای قفقاز جنوبی: جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛
  • بازارهای آسیای مرکزی: ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان؛
  • بازار روسیه و حوزه اوراسیا: روسیه، بلاروس و سایر اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛
  • بازارهای عربی خلیج فارس و دریای عمان: امارات متحده عربی، عمان، قطر، کویت، بحرین و عربستان سعودی..

مهم‌ترین حوزه‌های صادراتی عبارت‌اند از:

  • مواد غذایی و محصولات کشاورزی؛
  • مصالح ساختمانی و لوازم خانگی؛
  • دارو و تجهیزات پزشکی؛
  • خدمات فنی و مهندسی؛
  • محصولات پتروشیمی و پلیمری؛
  • خدمات درمانی، گردشگری سلامت و خدمات آموزشی؛
  • حمل‌ونقل، ترانزیت و لجستیک؛
  • محصولات دانش‌بنیان و فناوری‌محور.

بازار همسایگان می‌تواند بخشی از کاهش تجارت با بازارهای دورتر را جبران کند، اما بهره‌برداری پایدار از آن به کیفیت محصول، قیمت رقابتی، استانداردسازی، ثبات مقررات، رفع موانع تعرفه‌ای و تسهیل بازگشت ارز بستگی دارد.

۹. ظرفیت تجارت مرزی

بازارچه‌های مرزی و سایر اشکال قانونی مبادلات خرد مرزی می‌توانند، به‌ویژه در شرایط اختلال یا محدودیت در مجاری متعارف تجارت، در تأمین بخشی از نیازهای محلی، حفظ جریان مبادلات با کشورهای همسایه، ایجاد اشتغال و تقویت تاب‌آوری اقتصادی مناطق مرزی نقش داشته باشند. این ظرفیت در مرزهای ایران با عراق، به‌ویژه اقلیم کردستان عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان و نیز در بنادر و سواحل جنوبی کشور اهمیت دارد.

مهم‌ترین مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات خرد و محلی محصولات کشاورزی، صنایع غذایی، صنایع دستی و تولیدات بنگاه‌های کوچک و متوسط؛
  • تأمین ضابطه‌مند بخشی از کالاهای مصرفی و نیازهای ضروری ساکنان مناطق مرزی؛
  • واردات کنترل‌شده برخی نهاده‌های تولید، مواد اولیه و کالاهای ضروری در چارچوب مقررات تجارت مرزی؛
  • توسعه مبادلات رسمی با عراق و اقلیم کردستان عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان؛
  • فعال‌سازی و تجهیز بازارچه‌های مرزی، پایانه‌های تجاری و گذرگاه‌های رسمی؛
  • سامان‌دهی قانونی فعالیت پیله‌وران، کولبران، مرزنشینان و ملوانان و هدایت این فعالیت‌ها به مجاری شفاف و رسمی؛
  • توسعه و توانمندسازی تعاونی‌های مرزنشینان و تقویت پیوند آن‌ها با تولیدکنندگان داخلی؛
  • ایجاد مراکز تجمیع، بسته‌بندی، درجه‌بندی، انبارداری و توزیع کالا در نواحی مرزی؛
  • توسعه سردخانه‌ها و زنجیره سرد برای تجارت محصولات کشاورزی و مواد غذایی؛
  • ارتقای خدمات گمرکی، قرنطینه‌ای، بانکی، بیمه‌ای، حمل‌ونقل و لجستیکی در مبادی مرزی؛
  • استقرار سامانه‌های الکترونیکی ثبت سفارش، اظهار کالا، رهگیری محموله و تسویه وجوه؛
  • تسهیل تجارت مرزی مبتنی بر نیازسنجی محلی، مزیت‌های تولیدی هر استان و ظرفیت بازار کشورهای همجوار؛
  • توسعه تجارت ملوانی و خدمات پشتیبانی دریایی در بنادر جنوبی، در چارچوب مقررات شفاف و قابل نظارت؛
  • ایجاد شهرک‌ها و خوشه‌های تولیدی مرزی برای فرآوری، بسته‌بندی و صادرات مجدد کالا؛
  • تقویت زیرساخت‌های جاده‌ای، پایانه‌ای، مخابراتی و امنیتی در مبادی رسمی مرزی.

بااین‌حال، تجارت مرزی را نباید جایگزین تجارت رسمی و سازمان‌یافته در مقیاس ملی تلقی کرد. نقش اصلی این سازوکار، تقویت معیشت مرزنشینان، پشتیبانی از تولید محلی، حفظ پیوندهای اقتصادی با بازارهای مجاور و افزایش انعطاف‌پذیری اقتصاد مناطق مرزی است. گسترش این فعالیت‌ها بدون ثبت اطلاعات، رهگیری کالا، نظارت گمرکی، سازوکار شفاف تسویه و اتصال به تولید داخلی، می‌تواند زمینه قاچاق، بیش‌اظهاری یا کم‌اظهاری، استفاده از سهمیه‌های مرزنشینان توسط واسطه‌ها، فرار مالیاتی و توزیع نابرابر منافع را فراهم سازد. ازاین‌رو، فعال‌سازی ظرفیت تجارت مرزی باید با رسمی‌سازی تدریجی مبادلات، کاهش تشریفات غیرضروری، شفافیت مجوزها، حمایت مستقیم از مرزنشینان و جلوگیری از شکل‌گیری انحصارهای محلی همراه باشد.

۱۰. پیمان‌های پولی و تسویه غیردلاری

محدودیت دسترسی ایران به شبکه‌های مالی بین‌المللی، ضرورت تنوع‌بخشی به ابزارهای پرداخت و سازوکارهای تسویه تجارت خارجی را افزایش داده است. این ترتیبات جایگزین کامل نظام مالی جهانی نیستند، اما در صورت طراحی مناسب می‌توانند بخشی از هزینه مبادله، ریسک توقیف وجوه و وابستگی به ارزها و شبکه‌های مالی مسلط را کاهش دهند.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • استفاده از پول‌های ملی در پرداخت و تسویه تجارت دوجانبه؛
  • انعقاد پیمان‌های پولی دوجانبه؛
  • ایجاد حساب‌های پایاپای دوجانبه و سازوکارهای خالص‌سازی دوره‌ای مطالبات؛
  • طراحی ترتیبات تسویه چندجانبه میان شرکای تجاری؛
  • استفاده از تهاتر کالا، انرژی و خدمات برای تأمین واردات ضروری؛
  • بهره‌گیری از اعتبار تجاری، خطوط اعتباری متقابل و قراردادهای پیش‌پرداخت؛
  • اتصال پیام‌رسان‌های مالی داخلی، از جمله سپام، به شبکه‌های مالی کشورهای شریک؛
  • گسترش روابط کارگزاری مستقیم میان بانک‌های طرفین؛
  • استفاده محدود و شفاف از طلا یا کالاهای پایه برای تسویه تعهدات؛
  • ایجاد سازوکارهای مشترک ضمانت، پایاپای و پوشش ریسک مطالبات؛
  • توسعه سکوهای دیجیتال منطقه‌ای برای ثبت، رهگیری و تطبیق معاملات و پرداخت‌ها؛
  • تدوین قراردادهای استاندارد برای تعیین نرخ تبدیل، دوره تسویه، سقف بدهی، تضمین پرداخت و شیوه حل اختلاف.

کارآمدی این سازوکارها به وجود تجارت متقابل، قابلیت مصرف یا تبدیل پول دریافتی، ثبات نسبی نرخ‌های تبدیل، اعتماد میان طرفین، شفافیت حساب‌ها، اعتبار بانک‌های عامل و امکان اجرای تعهدات قراردادی وابسته است. در صورت عدم تعادل پایدار تجاری، کشور دارای مازاد ممکن است با انباشت پول یا مطالباتی مواجه شود که قابلیت تبدیل یا مصرف محدودی دارند. همچنین، ضعف در تضمین پرداخت، ارزش‌گذاری دارایی‌ها، خالص‌سازی مطالبات و حل اختلاف می‌تواند هزینه مبادله را افزایش دهد و به انباشت مطالبات غیرقابل‌وصول منجر شود. ازاین‌رو، ارزیابی این ترتیبات باید بر مبنای مبلغ اسمی معاملات نباشد، بلکه بر میزان مطالبات تسویه‌شده، منابع قابل‌استفاده و هزینه خالص مبادله استوار باشد.

۱۱. ظرفیت تهاتر انرژی، کالا و خدمات

هاتر و سایر اشکال معاملات متقابل، در شرایط محدودیت دسترسی به ارزهای قابل‌تبدیل و مجاری متعارف پرداخت بین‌المللی، می‌توانند به استمرار صادرات، تأمین بخشی از واردات ضروری و کاهش نیاز به تسویه نقدی کمک کنند. در این ترتیبات، تمام یا بخشی از ارزش کالا، انرژی یا خدمات صادراتی از طریق دریافت کالا، تجهیزات، فناوری، خدمات یا اجرای تعهدات سرمایه‌گذاری تسویه می‌شود. این سازوکارها ممکن است به‌صورت تهاتر مستقیم، معاملات جبرانی، حساب‌های پایاپای دوجانبه، ترتیبات چندجانبه یا قراردادهای خرید متقابل اجرا شوند.

مصادیق تهاتر عبارت‌اند از:

  • مبادله نفت خام، میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی با کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی و نهاده‌های تولید؛
  • مبادله نفت و فرآورده‌ها با غلات، دانه‌های روغنی و نهاده‌های دامی؛
  • عرضه گاز یا برق صادراتی در برابر تجهیزات نیروگاهی، خدمات تعمیر و نگهداری یا اجرای پروژه‌های زیرساختی؛
  • مبادله محصولات پتروشیمی با تجهیزات، ماشین‌آلات، قطعات یدکی، کاتالیست‌ها و مواد اولیه صنعتی؛
  • مبادله محصولات معدنی و فلزات اساسی با تجهیزات و فناوری‌های موردنیاز زنجیره معدن؛
  • ارائه خدمات فنی و مهندسی در برابر دریافت کالا، مواد اولیه، تجهیزات یا خدمات تخصصی؛
  • استفاده از حساب‌های پایاپای برای ثبت و خالص‌سازی دوره‌ای ارزش صادرات و واردات؛
  • انجام تهاتر چندجانبه برای استفاده از مطالبات ایران از یک کشور در تأمین کالا یا تسویه تعهدات در کشور ثالث؛
  • انعقاد قراردادهای جبرانی و خرید متقابل برای تأمین تجهیزات، فناوری یا سرمایه‌گذاری و بازپرداخت تعهدات از محل محصول یا درآمد پروژه.

تهاتر و معاملات متقابل تنها زمانی منفعت واقعی ایجاد می‌کنند که ارزش‌گذاری کالا و خدمات شفاف، کیفیت و زمان تحویل مشخص، هزینه‌های حمل و بیمه معلوم، تضمین اجرای تعهدات کافی و سازوکار حل اختلاف قابل‌اعتماد باشد. همچنین، کالاها و خدمات دریافتی باید متناسب با نیازهای واقعی کشور، قابل‌استفاده و از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه باشند. در غیر این صورت، این ترتیبات می‌توانند به تحمیل کالاهای نامطلوب، قیمت‌گذاری غیرواقعی، تخفیف‌های پنهان، افزایش هزینه واسطه‌گری، شکل‌گیری رانت و انباشت مطالبات غیرقابل‌وصول منجر شوند.

در ثبت و ارزیابی این معاملات نیز باید از دوباره‌شماری منافع اجتناب شود. ارزش کالای صادرشده نباید هم‌زمان به‌عنوان درآمد نقدی یا ارز وصول‌شده و ارزش کالای واردشده نیز به‌طور کامل به‌عنوان صرفه‌جویی ارزی مستقل محسوب شود. معیار مناسب ارزیابی، منفعت خالص قرارداد پس از احتساب ارزش واقعی اقلام دریافتی، هزینه حمل و بیمه، تخفیف، واسطه‌گری، تبدیل یا فروش مجدد و ریسک و تأخیر در تسویه است. بنابراین، تهاتر باید به‌عنوان ابزاری مکمل و مشروط برای تسهیل تجارت خارجی ارزیابی شود، نه جایگزینی بدون هزینه برای دریافت ارز قابل‌تبدیل.

۱۲. ظرفیت عضویت در سازمان همکاری شانگهای

عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای که در ژوئیه ۲۰۲۳ رسمیت یافت، یک ظرفیت نهادی برای توسعه روابط اقتصادی با چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی و سایر اعضای سازمان ایجاد کرده است. مشارکت ایران در تدوین و اجرای «راهبرد توسعه اقتصادی سازمان همکاری شانگهای تا سال ۲۰۳۰»، بستری را برای همکاری‌های بلندمدت فراهم می‌آورد.

حوزه‌های بالقوه همکاری عبارت‌اند از:

  • تسهیل تجارت کالا و کاهش موانع غیرتعرفه‌ای؛
  • امنیت عرضه انرژی و توسعه کریدورهای لجستیکی مشترک؛
  • سرمایه‌گذاری زیرساختی و توسعه فناوری‌های دیجیتال؛
  • همکاری‌های بانکی، مالی و ایجاد سازوکارهای تصفیه چندجانبه؛
  • همکاری در بخش کشاورزی و تأمین امنیت غذایی؛
  • مدیریت زنجیره‌های تأمین و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌های یک‌جانبه.

عضویت نهادی به‌خودی‌خود موجب افزایش خودکار تجارت نمی‌شود. این ظرفیت زمانی فعال می‌شود که به پروژه‌های مشخص، موافقت‌نامه‌های گمرکی، اتصال سیستم‌های پرداخت و پروژه‌های مشترک سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

۱۳. ظرفیت توافق‌های تجاری منطقه‌ای

توافق‌های تجاری منطقه‌ای می‌توانند هزینه مبادله، موانع تعرفه‌ای و عدم‌قطعیت تجارت خارجی را کاهش دهند. در همین راستا، موافقت‌نامه تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ۱۵ مه ۲۰۲۵ لازم‌الاجرا شد. این توافق بیش از ۸۷ درصد ردیف‌های تعرفه‌ای کالاها را در قالب تجارت ترجیحی و آزاد پوشش می‌دهد.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • حذف یا کاهش شدید تعرفه گمرکی در مبادلات تجاری با پنج کشور عضو اوراسیا؛
  • تسهیل قوانین مبدأ و ساده‌سازی گواهی‌های بهداشتی و فیتوسانیتری؛
  • توسعه لجستیک تجاری در خزر و ریل‌های شرقی و غربی خزر؛
  • ایجاد زنجیره‌های تولید مشترک و استفاده از مزایای مناطق آزاد تجاری مرزی.

اثر واقعی این توافق‌ها زمانی ظاهر می‌شود که بنگاه‌های داخلی توان تولید رقابتی و تأمین استانداردهای بازارهای مقصد را داشته باشند و قوانین داخلی در زمینه پیمان‌سپاری ارزی مانع صادرکنندگان نگردد.

۱۴. ظرفیت مواد معدنی و صنایع پایین‌دستی

ایران از ذخایر و ظرفیت‌های قابل‌توجهی در بخش معدن و صنایع معدنی برخوردار است. این بخش می‌تواند هم درآمد ارزی ایجاد کند و هم در قراردادهای تهاتری، سرمایه‌گذاری مشترک و زنجیره‌های تولید منطقه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

مهم‌ترین مصادیق عبارت‌اند از:

  • سنگ‌آهن، کنسانتره، گندله و زنجیره فولاد؛
  • مس، کاتد و صنایع پایین‌دستی آن؛
  • سیمان و کلینکر؛
  • فلزات اساسی مانند روی، سرب و آلومینیوم؛
  • سنگ‌های ساختمانی و تزئینی؛
  • مواد معدنی استراتژیک موردنیاز صنایع نوین؛
  • صادرات خدمات فنی و مهندسی اکتشاف و استخراج.

راهبرد مطلوب، کاهش خام‌فروشی و توسعه زنجیره ارزش است. صادرات محصولات فرآوری‌شده با ارزش افزوده بالا، ارزش ژئواکونومیک این بخش را افزایش می‌دهد. البته توسعه صنایع معدنی باید با محدودیت‌های آب، انرژی، محیط زیست و ظرفیت حمل‌ونقل ریلی کشور هماهنگ باشد.

۱۵. ظرفیت کشاورزی و امنیت غذایی منطقه‌ای

موقعیت ایران میان آسیای مرکزی، قفقاز، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس، زمینه توسعه تجارت کشاورزی و غذایی را فراهم می‌کند. تنوع اقلیمی و امکان تولید محصولات خارج از فصل، مزیتی برای حضور در بازارهای پیرامونی است.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات محصولات باغی، صیفی‌جات و خشکبار؛
  • صادرات زعفران و گیاهان دارویی؛
  • فرآوری و بسته‌بندی محصولات صنایع غذایی؛
  • تجارت نهاده‌های دامی و غلات، با الگوی واردات از شمال و صادرات فرآوری‌شده به جنوب؛
  • توسعه کشت‌های گلخانه‌ای صادرات‌محور؛
  • مشارکت در پروژه‌های کشت فراسرزمینی در کشورهای همسایه.

این ظرفیت به مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی کشت، توسعه صنایع تبدیلی، زنجیره سرد لجستیکی و رعایت استانداردهای بهداشتی مقصد وابسته است. صادرات کشاورزی نباید به قیمت کاهش امنیت غذایی داخلی یا تشدید تنش‌های آبی انجام شود.

۱۶. ظرفیت خدمات فنی و مهندسی

شرکت‌های ایرانی در حوزه‌هایی مانند انرژی، برق، سدسازی، راه‌سازی، ساخت‌وساز، آب و فاضلاب و صنایع معدنی تجربه گسترده‌ای در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای دارند.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • احداث نیروگاه‌ها و پست‌های توزیع برق در کشورهای همسایه؛
  • پروژه‌های آب و فاضلاب و سدسازی؛
  • احداث مسکن، راه‌سازی، پل‌سازی و تونل‌ مشاوره- خدمات مهندسی بخش نفت، گاز و پتروشیمی؛
  • مشاوره فنی، آموزش نیروی انسانی متخصص و تعمیر و نگهداری تجهیزات صنعتی.

برای توسعه این بخش، ارائه ضمانت‌نامه‌های بانکی معتبر، بیمه قراردادها، برقراری تسهیلات مالی و پوشش ریسک‌های سیاسی توسط صندوق ضمانت صادرات اهمیت اساسی دارد.

۱۷. ظرفیت اقتصاد دیجیتال و خدمات برون‌مرزی

اقتصاد دیجیتال می‌تواند بخشی از محدودیت‌های ناشی از حمل‌ونقل فیزیکی و فاصله جغرافیایی را کاهش دهد. صادرات خدمات دیجیتال به ظرفیت‌های بندری و لجستیک فیزیکی وابستگی کمتری دارد.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • صادرات نرم‌افزار، اپلیکیشن و خدمات فناوری اطلاعات؛
  • خدمات ابری، هاستینگ و مراکز داده منطقه‌ای؛
  • آموزش‌های آنلاین و تولید محتوای دیجیتال برای بازارهای منطقه‌ای؛
  • فعالیت‌های آزادکاری بین‌المللی؛
  • توسعه پلتفرم‌های تجارت الکترونیک مشترک و خدمات پرداخت دیجیتال منطقه‌ای.

محدودیت‌های اصلی این بخش عبارت‌اند از: دشواری نقل‌وانتقال مالی، ضعف در زیرساخت‌های ارتباطی، مهاجرت نیروی متخصص و بی‌ثباتی در مقررات اینترنتی. حفظ سرمایه انسانی و تأمین ثبات حقوقی، پیش‌شرط تبدیل اقتصاد دیجیتال به منبع درآمد پایدار است.

۱۸. ظرفیت گردشگری، درمان و آموزش منطقه‌ای

ایران از نظر تنوع اقلیمی، میراث فرهنگی، هزینه‌های پایین درمانی و کیفیت آموزش عالی، پتانسیل بالایی در جذب مخاطبان منطقه‌ای دارد.

مصادیق این ظرفیت عبارت‌اند از:

  • گردشگری سلامت و ارائه خدمات درمانی تخصص‌محور مانند چشم‌پزشکی، جراحی‌های قلب و زیبایی؛
  • گردشگری زیارتی و مذهبی؛
  • گردشگری تاریخی، فرهنگی و اکوتوریسم؛
  • جذب دانشجویان از کشورهای همسایه در دانشگاه‌های معتبر داخلی؛
  • ارائه دوره‌های کوتاه‌مدت فنی، حرفه‌ای و پزشکی.

توسعه این ظرفیت به تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساخت‌های فرودگاهی و اقامتی، استانداردسازی خدمات پزشکی و بازاریابی هدفمند بین‌المللی نیاز دارد.

۱۹. ظرفیت ایرانیان خارج از کشور

جامعه ایرانیان خارج از کشور پتانسیل بالایی در انتقال دانش، فناوری، بازاریابی صادراتی و جذب سرمایه‌های خارجی دارد.

مصادیق آن عبارت‌اند از:

  • جذب سرمایه‌گذاری‌های مستقیم و غیرمستقیم ایرانیان مقیم خارج؛
  • استفاده از کانال‌های تجاری و شبکه‌های توزیع آنان برای صادرات کالاهای ایرانی؛
  • انتقال دانش فنی، فناوری‌های نوین و تجارب مدیریتی؛
  • تأسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک برون‌مرزی.

فعال‌سازی این ظرفیت نیازمند بهبود فضای کسب‌وکار، تضمین حقوق مالکیت، کاهش بروکراسی اداری و ایجاد حس امنیت و ث و بلندمدت اقتصادی است.

۲۰. ظرفیت موقعیت جغرافیایی میان شرق و غرب

ایران از نظر هندسه جغرافیایی در کانون اتصالات منطقه‌ای و قاره‌ای واقع شده است. این موقعیت، بستر تبدیل کشور به یک «پل ژئواکونومیک» را فراهم می‌کند.

بر پایه این موقعیت، ایران می‌تواند نقش‌های زیر را ایفا کند:

  • هاب ترانزیت کالا و ترانزیت انرژی بین شرق و غرب؛
  • مرکز پردازش، دسته‌بندی مجدد و ارزش‌افزوده در مناطق آزاد تجاری؛
  • تأمین‌کننده امنیت زنجیره تأمین انرژی و کالا در منطقه غرب آسیا؛
  • ارائه‌دهنده خدمات واسط گمرکی و بندری.

موقعیت جغرافیایی به‌خودی‌خود مزیت اقتصادی ایجاد نمی‌کند. این موقعیت زمانی به قدرت ژئواکونومیک تبدیل می‌شود که با زیرساخت مناسب، مقررات پایدار، امنیت مسیر، گمرک کارآمد، شبکه بانکی، بیمه قابل‌اعتماد و روابط تجاری باثبات همراه شود.

جمع‌بندی ظرفیت‌ها

ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران را می‌توان در پنج گروه اصلی خلاصه کرد:

گروهمصادیق اصلی
انرژینفت، گاز، برق، محصولات پتروشیمی و سوآپ انرژی
ترانزیتکریدور شمال ـ جنوب، بندر چابهار، بنادر خلیج فارس، بنادر دریای خزر و شبکه ریلی
تجارت منطقه‌ایبازار همسایگان، موافقت‌نامه‌های تجاری و بازارچه‌های مرزی
ابزارهای مالی و نهادیتسویه‌های غیردلاری، تهاتر کالا، پیمان‌های پولی و عضویت در سازمان‌های منطقه‌ای
تولید و خدماتصنایع معدنی، محصولات کشاورزی، خدمات فنی و مهندسی، گردشگری و اقتصاد دیجیتال

در شرایط محاصره دریایی و محدودیت صادرات نفت، مهم‌ترین ظرفیت‌های قابل‌فعال‌سازی عبارت‌اند از:

  1. صادرات و سوآپ انرژی؛
  2. کریدور شمال ـ جنوب؛
  3. بندر چابهار؛
  4. بنادر خزر و مسیرهای مکمل شمالی؛
  5. تجارت با کشورهای همسایه؛
  6. تهاتر کالا، انرژی و خدمات؛
  7. پیمان‌های پولی و تسویه غیردلاری؛
  8. عضویت و مشارکت فعال در سازمان‌های منطقه‌ای؛
  9. صادرات خدمات فنی و مهندسی؛
  10. زنجیره‌های معدنی و پتروشیمی؛
  11. کشاورزی و صنایع غذایی؛
  12. گردشگری درمانی و آموزش؛
  13. اقتصاد دیجیتال و خدمات برون‌مرزی.

بااین‌حال، باید میان ظرفیت اسمی، ظرفیت بالقوه، ظرفیت عملیاتی و درآمد قابل‌وصول تفاوت گذاشت. وجود ذخایر نفت و گاز، قرارگرفتن در مسیر یک کریدور، داشتن بندر یا عضویت در یک سازمان منطقه‌ای، به‌تنهایی درآمد یا امنیت اقتصادی ایجاد نمی‌کند. ظرفیت ژئواکونومیک تنها زمانی به منبع واقعی تأمین مالی و تاب‌آوری تبدیل می‌شود که به قرارداد اجرایی، تولید یا خدمت قابل‌عرضه، مسیر حمل‌ونقل، سازوکار پرداخت، زیرساخت گمرکی، امکان وصول ارز و حکمرانی شفاف متصل شود.

ازاین‌رو، راهبرد ژئواکونومیک ایران باید از منطق «اعلام ظرفیت» به منطق «تحقق ظرفیت» گذر کند. معیار موفقیت، تعداد تفاهم‌نامه‌ها یا ارزش اسمی ذخایر نیست؛ بلکه مقدار کالای تحویل‌شده، خدمت ارائه‌شده، ارز وصول‌شده، واردات ضروری تأمین‌شده و درآمد خالصی است که در اختیار اقتصاد کشور قرار می‌گیرد.

بنابراین، ظرفیت ژئواکونومیک ایران را باید نه مجموعه‌ای از دارایی‌های منفرد، بلکه شبکه‌ای از انرژی، تولید، مسیر، بازار، تسویه و نهاد دانست. هرچه این اجزا بیشتر به یکدیگر متصل شوند، توان ایران برای کاهش آسیب‌پذیری نفتی، مدیریت فشار دریایی، حفظ واردات حیاتی و ایجاد درآمدهای متنوع افزایش خواهد یافت.

نتیجه‌گیری تحلیلی

بررسی ظرفیت‌های ژئواکونومیک ایران نشان می‌دهد که مسئله اصلی کشور، کمبود مزیت‌های جغرافیایی، منابع طبیعی یا بازارهای پیرامونی نیست؛ مسئله بنیادی، فاصله میان دارایی‌های بالقوه و توان بالفعل تبدیل آن‌ها به جریان پایدار کالا، خدمات، ارز و قدرت اقتصادی است. ایران به‌طور هم‌زمان از ذخایر بزرگ نفت و گاز، شبکه انرژی، موقعیت ارتباطی میان خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، همسایگی با بازارهای متنوع، دسترسی به کریدورهای منطقه‌ای، ظرفیت‌های معدنی و کشاورزی و توان خدمات فنی و مهندسی برخوردار است. اما هیچ‌یک از این مزیت‌ها، بدون زیرساخت عملیاتی، سازوکار تسویه، امنیت مسیر، قرارداد اجرایی و حکمرانی باثبات، به درآمد قابل‌اتکا تبدیل نمی‌شوند.

شرایط فشار بر صادرات نفت و افزایش نااطمینانی در مسیرهای دریایی، اهمیت این تمایز را آشکارتر کرده است. در چنین وضعیتی، اقتصاد ایران با یک مسئله صرفاً نفتی مواجه نیست؛ بلکه با یک شوک چندوجهی روبه‌روست که می‌تواند هم‌زمان بر درآمد ارزی، حمل‌ونقل، هزینه بیمه، واردات کالاهای اساسی، تأمین نهاده‌های تولید، نرخ ارز، تورم و منابع بودجه‌ای اثر بگذارد. ازاین‌رو، پاسخ راهبردی نمی‌تواند تنها افزایش فروش نفت، انتشار پول یا اتکا به یک مسیر تجاری جایگزین باشد. تاب‌آوری اقتصادی مستلزم تنوع‌بخشی هم‌زمان به منابع درآمد، بازارها، مسیرهای حمل، ابزارهای تسویه و ظرفیت‌های تولیدی است.

در این چارچوب، نفت و گاز همچنان بخشی مهم از ظرفیت ژئواکونومیک ایران باقی می‌مانند، اما نباید تنها پایه تأمین ارز و بودجه تلقی شوند. افزایش سهم فرآورده‌های نفتی، محصولات پتروشیمی، برق، سوآپ انرژی و قراردادهای بلندمدت منطقه‌ای می‌تواند بخشی از آسیب‌پذیری ناشی از خام‌فروشی و تمرکز بازار را کاهش دهد. بااین‌حال، ناترازی داخلی گاز و برق، محدودیت سرمایه‌گذاری، فرسودگی تجهیزات و دشواری انتقال مالی نشان می‌دهد که توسعه تجارت انرژی باید با حفظ امنیت انرژی داخلی و افزایش بهره‌وری همراه باشد.

از سوی دیگر، ظرفیت‌های ترانزیتی ایران، به‌ویژه کریدور شمال ـ جنوب، چابهار، بنادر جنوبی، بنادر دریای خزر، شبکه‌های ریلی و مرزهای زمینی، می‌توانند جایگاه کشور را از صادرکننده صرف مواد خام به ارائه‌دهنده خدمات لجستیکی و حلقه اتصال بازارهای منطقه‌ای ارتقا دهند. بااین‌حال، ترانزیت فقط عبور کالا از خاک کشور نیست؛ ترانزیت زمانی ارزش اقتصادی قابل‌توجه ایجاد می‌کند که با خدمات بندری، انبارداری، فرآوری، بسته‌بندی، بیمه، تعمیرات، گمرک کارآمد، خدمات مالی و مراکز توزیع همراه شود. به بیان دیگر، ایران نباید فقط مسیر عبور کالا باشد، بلکه باید بخشی از ارزش افزوده زنجیره حمل و تجارت را در داخل خود جذب کند.

بازار کشورهای همسایه نیز یکی از مهم‌ترین میدان‌های عملی برای توسعه صادرات غیرنفتی ایران است. مزیت نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی، هزینه حمل کمتر و امکان تجارت زمینی، فرصت‌هایی برای صادرات محصولات کشاورزی، غذایی، دارویی، صنعتی، معدنی، خدمات فنی و مهندسی، درمان، آموزش و خدمات دیجیتال فراهم می‌کند. اما استمرار این مزیت به رقابت‌پذیری قیمت، کیفیت، رعایت استانداردها، ثبات عرضه، اعتماد تجاری و تسهیل بازگشت ارز وابسته است. بازار همسایگان با سیاست‌های مقطعی، ممنوعیت‌های ناگهانی و بی‌ثباتی مقررات به بازار پایدار صادراتی تبدیل نخواهد شد.

ابزارهای نهادی و مالی نیز در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند. تهاتر، پیمان‌های پولی، ارزهای محلی، حساب‌های تسویه و سازوکارهای مالی منطقه‌ای می‌توانند هزینه تحریم و وابستگی به کانال‌های محدود مالی را کاهش دهند، اما نباید به‌عنوان جایگزین کامل نظام مالی بین‌المللی یا منبع درآمد بدون هزینه تلقی شوند. موفقیت این ابزارها به شفافیت ارزش‌گذاری، قابلیت اجرای قرارداد، تضمین تحویل، امکان حل اختلاف، مدیریت ریسک و جلوگیری از رانت وابسته است. به‌ویژه در تهاتر، لازم است میان صادرات ناخالص، واردات ضروری تأمین‌شده و صرفه‌جویی ارزی خالص تمایز گذاشته شود تا از دوباره‌شماری منافع جلوگیری شود.

نتیجه مهم آن است که ژئواکونومی ایران باید از سطح «اعلام مزیت» به سطح «مدیریت زنجیره تحقق» منتقل شود. هر ظرفیت باید در یک زنجیره کامل ارزیابی شود:

ظرفیت جغرافیایی یا تولیدی ← زیرساخت و امکان عرضه ← حمل و تحویل ←بازار و قرارداد ← تسویه و وصول ← ارز قابل‌دسترس ← منفعت خالص برای اقتصاد و بودجه

در این زنجیره، هر حلقه ضعیف می‌تواند کل ظرفیت را کم‌اثر کند. بندر بدون اتصال ریلی، صادرات بدون بازگشت ارز، قرارداد بدون تضمین پرداخت، انرژی بدون سرمایه‌گذاری در تولید، یا تهاتر بدون ارزش‌گذاری شفاف، درآمد واقعی و پایدار ایجاد نمی‌کند.

بنابراین، راهبرد ژئواکونومیک ایران باید بر پنج محور مکمل متمرکز شود:

  1. تنوع‌بخشی به منابع ارزآور: حرکت از اتکای سنگین به نفت خام به سمت فرآورده‌های انرژی، پتروشیمی، معدن فرآوری‌شده، کشاورزی، خدمات فنی و مهندسی، درمان، آموزش و خدمات دیجیتال؛
  2. تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت: تقویت هم‌زمان بنادر جنوبی، چابهار، بنادر خزر، مسیرهای ریلی، جاده‌ای و مرزهای زمینی؛
  3. تنوع‌بخشی به بازارها: تمرکز بر همسایگان، آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، شبه‌قاره و شرکای منطقه‌ای؛
  4. تنوع‌بخشی به شیوه‌های تسویه: استفاده شفاف و کنترل‌شده از ارزهای محلی، تهاتر، حساب‌های دوجانبه و سازوکارهای مالی منطقه‌ای؛
  5. تقویت حکمرانی اقتصادی: ثبات مقررات، شفافیت قراردادها، کاهش هزینه مبادله، تسهیل گمرکی، تضمین حقوق مالکیت و ایجاد نظام دقیق پایش درآمدهای ارزی.

در نهایت، مزیت ژئواکونومیک ایران در ترکیب کم‌نظیر انرژی، جغرافیا، جمعیت، بازارهای پیرامونی، زیرساخت‌های ترانزیتی و ظرفیت انسانی نهفته است. اما این مزیت فقط زمانی به قدرت ملی تبدیل می‌شود که سیاست‌گذاری از رویکردهای پراکنده و کوتاه‌مدت فاصله بگیرد و به یک راهبرد منسجم برای اتصال تولید، تجارت، حمل‌ونقل، دیپلماسی اقتصادی، نظام مالی و امنیت اقتصادی تبدیل شود. در شرایط محدودیت صادرات نفت و اختلال احتمالی در مسیرهای دریایی، امنیت اقتصادی ایران نه با اتکا به یک منبع و یک مسیر، بلکه با ایجاد یک شبکه متنوع و قابل‌انعطاف از منابع واقعی، بازارها، مسیرها و سازوکارهای مالی تأمین خواهد شد. معیار موفقیت نیز نه تعداد تفاهم‌نامه‌ها، حجم تبلیغاتی ظرفیت‌ها یا ارزش اسمی قراردادها، بلکه مقدار کالای تحویل‌شده، ارز وصول‌شده، واردات حیاتی تأمین‌شده، تولید حفظ‌شده و درآمد خالصی است که واقعاً در خدمت تاب‌آوری اقتصاد و رفاه جامعه قرار می‌گیرد.

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *