بورس نفت و حاشیه های آن

 

اله مراد سیف /

راه اندازی بورس نفت در شرایطی که به تاریخ تحریم نفتی ایران نزدیک می شویم، خبر جذابی است که البته جای بررسی هم دارد . هدف اصلی اعلام شده از این اقدام که مصوبه سران قوا را نیز با خود دارد تلاش برای بی اثر کردن تحریم ها عنوان شده است . اگرچه کارشناسان مربوطه  اما و اگرهایی را مطرح می کنند که در جای خود مهم است و می باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد ، لیکن اصل این اقدام که نوعی برخورد فعالانه با مساله تحریم است جای تقدیر دارد . در این یادداشت ضمن مرور دلایل موافقین و مخالفین و هشدارهای کارشناسان، به نکات دیگری که کمتر مورد توجه قرارگرفته است خواهیم پرداخت.

موافقین در تایید ایجاد بورس نفت مطالب زیر را بیان کرده اند :

  • عرضه نفت خام در بورس قدم مهمی در راستای تقویت و تکمیل بورس انرژی به عنوان چهارمین بورس کشور است (بورس انرژی با تصمیم شورای عالی بورس و اوراق بهادار در خردادماه سال ۱۳۹۰ به منظور عرضه محصولات و مشتقات نفتی، برق، گاز طبیعی، زغال سنگ و سایر حامل‌های انرژی راه اندازی شد).
  • امکان ایجاد تنوع در روش‌های عرضه و فروش نفت در بورس نفت وجود دارد.
  • با آغاز روند کاهش میزان صادرات نفت و میعانات گازی کشور، راه‌اندازی بورس نفت به عنوان راهکاری برای مقابله با تحریم‌های نفتی آمریکا ، از طریق فروش نفت به بخش غیردولتی در بورس یک ضرورت ملی است.
  • از آنجا که محموله های نفتی عرضه شده به بورس در کمترین حجم خود (یعنی ۳۵ هزار بشکه) دست کم چند ده میلیارد تومان قیمت خواهد داشت ، بورس نفت یکی از بهترین راهکارها برای جذب نقدینگی بازار و هدایت آن به سمت تولید نفت است.
  • فروش نفت در بورس، شفاف‌ترین و سالم‌ترین روش معامله است چرا که در انظار عمومی صورت می‌گیرد.
  • امکان ایجاد شرایط رقابتی برای شرکت‌های پالایشی داخلی، با عرضه نفت خام در بورس نفت .
  • تاسیس بازار بورس نفت خام در ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت و گاز و دارنده یکی از بزرگترین ذخایر و منابع هیدروکربوری در جهان ، با توجه به رویکردهای سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ یک ضرورت محسوب می‌شود.
  • بازارهای بورس نفت وسیله‌ای برای کاهش ریسک معاملات نفتی، کاهش بی‌ثباتی و افزایش انعطاف‌پذیری هستند و ابزارهای لازم را برای مبادله میان مبادله‌ گران، تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان، پالایش‌گران و دلالان فراهم می‌سازند.
  • با راه اندازی بورس نفت می توان امیدوار بود که در آینده‌ای نه چندان دور، شاهد افزایش درآمد ارزی ناشی از داد و ستد در این بازار، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و افزایش جایگاه بین‌المللی کشورمان باشیم.
  • نقش مثبت راه‌اندازی بورس نفت در شفاف‌سازی و اصلاح ساختار اقتصادی و تجاری ایران، افزایش ارزش افزوده در زمینه فرآورده‌های نفتی و گاز و در نتیجه افزایش تولید ناخالص ملی و تحکیم موقعیت ایران در منطقه می تواند قابل توجه باشد .

و اما دلایل مخالفان بورس نفت:

  • کسانی که به دنبال بورس نفت هستند دلالانی با طمع زیاد می باشند و پرداختن به بورس نفت موضوعی انحرافی و مسیری غلط است و کمکی به تامین منافع ملی نمی‌کند.
  • وثایق و تعهدات لازم برای برگشت پول محموله های نفتی برای عوامل داخلی به راحتی قابل فراهم سازی نیست . این مساله در نهایت موجب عدم برگشت پول نفت خواهد شد .
  • در تحریم، شرایط برای بورس نفت مهیا نیست. بورس نفت ناظر به فروش نفت در بازارهای خارجی است و این توجیه که به دلیل تحریم بودن دولت، بخش خصوصی و شرکت‌ها می توانند نفت را خریداری کرده و آن را به فروش برسانند، تصوری دور از واقعیت است ، چرا که مشخص نیست که آنها چگونه نفت را حمل خواهند کرد؟ و به کدام شرکت و پالایشگاه ‌ و چگونه خواهند فروخت؟
  • بورس تعریف خاص خود را دارد. نفت نیز یک کالای بین‌المللی است که باید صادر شود و مشتریان آن هم در خارج از کشور هستند. لذا بورس نفت الزاماً می باید وابسته به یکی از بورس‌های بین‌المللی بوده و خرید و فروش با حضور بورس‌های بین‌المللی باشد.با این وصف چنین بازار بورسی می باید در یک منطقه آزاد مثل کیش راه‌اندازی می شد.
  • برای نیاز واحد های پالایشی در داخل کشور وزارت نفت تعهد عرضه نفت خام دارد. در شرایطی که قیمت نفت ثابت است و مشتری آن نیز مشخص است دلیلی برای راه اندازی بازار جدیدی به نام بورس وجود ندارد .
  • برای معامله در بورس باید انواع مختلف از نفت‌ را داشته باشیم که عملاً ما فاقد این ویژگی هستیم. همچنین ما با مساله بیمه نفت دچار مشکل خواهیم شد. مساله تسویه دلاری و یورویی نفت هم مشکلی به مشکلات‌مان اضافه خواهد کرد.
  • ایده بورس نفت یک حربه تبلیغاتی برای کاهش اثرات روانی تحریم‌هاست و در عمل به دلیل این که سازوکار آن بسیار سخت و دشوار است، امکان موفقیت نداشته و نمی تواند تضمین کننده فروش نفت ما باشد. اگرچه از این طریق ممکن است بتوان به مقدار خیلی محدود، نفت را به فروش رسانید.
  • ساز و کار بورس نفت بر اساس بازار آزاد است و بازار آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضاست. طبیعتا ما در سمت عرضه مشکلی نداریم، ولی در سمت تقاضا قطعاً با مشکلات زیادی مواجه خواهیم بود، چرا که بازار مناسبی برای تقاضای نفت ما وجود نخواهد داشت.
  • میزان عرضه فیزیکی نفت در بورس‌های نفت در دنیا بسیار محدود است و تمامی بورس‌های بزرگ دنیا در معاملات نفتی از ابزارهای معاملاتی آتی استفاده می‌کنند و در واقع در بورس نفت اوراق نفت معامله می‌شود نه خود کالای نفت. میزان تحویل فیزیکی نفت در بورس نفت بسیار ناچیز است. در حالی که فلسفه‌ای که مسئولان برای تاسیس بورس نفت بیان کردند، برای فروش نفت داخل به کشورهای دیگر است که این موضوع تناقضی آشکار با سایر بورس‌های دنیا است.
  • فکر ایجاد بورس نفت در ایران به سال‌های قبل از تحریم‌ها برمی‌گردد ولی به دلایل مختلف از جمله دلایل فنی، علمی و عدم توجیه اقتصادی، تاکنون این موضوع رخ نداده است.
  • فروش محموله های کوچک برای عرضه به دلیل هزینه حمل بالاتر امکان رقابت با رقبای بازار نفت را از واسطه گران نفت خام در بورس سلب خواهد کرد .

 

آنچه ذکر شد بخشی از نظرات موافقین و مخالفین است . صرف نظر از این که بورس نفت در شرایط فعلی تا چه اندازه  سنجیده و امکان پذیر است نکاتی با نظر به آینده می توان به شرح زیر طرح کرد :

  • اصل تصمیم به ایجاد بورس نفت ، درست در شرایطی که دشمن طرح انسداد نفتی ایران را پیش می برد اقدامی جسورانه و از موضعی انقلابی است که می باید مورد تشویق قرار گیرد . این اقدام به معنی برخورد فعال با شرایط تحریم است و از این جهت ستودنی است.
  • اگرچه راه اندازی بورس نفت مساله ای داخلی است اما نمی باید محدود به داخل شود . همان طور که منتقدین اظهار کرده اند بورس نفت به دلیل این که نفت یک کالای جهانی است الزاما می باید فراتر از مرزهای ملی تعریف شود. در اینجا به موازات ایجاد زیرساخت های لازم در بورس نفت دیپلماسی انرژی کشور مسئولیت دارد و می باید برای شکل گیری یک مشارکت منطقه ای در این بورس وارد عمل شود. کشورهای روسیه قطر و عراق در حلقه اول این مشارکت قابل تعریف و پیگیری است . تنها در صورت وجود یک بورس نفت منطقه ای است که می توان سلاح تحریم نفت را کند کرد و از این منظر چنین تلاشی الزامی است .
  • در قدم اول بخش خصوصی داخلی می باید برای مشارکت در بورس نفت مورد تشویق قرار گیرد . این تشویق نه به مفهوم ایجاد رانت بلکه برای جبران ریسک انتقال و فروش نفت و بازگرداندن ارز حاصله در شرایطی که همه این فرایند در تحریم قرار دارد ضروری است .
  • به دلیل گردش مالی بالایی که خرید و فروش نفت دارد ، مشارکت در بورس نفت ممکن است از جانب شرکت هایی صورت گیرد که امروزه با نام خصولتی ها از آنها نام می برند . اگر چه به اصل وجود شرکت های خصولتی در اقتصاد ملی می توان ایراد گرفت ، لیکن به عنوان یک واقعیت که به راحتی هم نمی توان آنها را کنار گذاشت از مشارکت آنها در بورس نفت باید استقبال کرد . این شرکت ها از توان مالی بالایی برخوردارند و سالم ترین مسیر برای استفاده از این پتانسیل بازار بورس است که در کمال شفافیت می تواند عمل کند . لذا نباید از قبل در مورد این مشارکت سیاه نمایی کرد و به عنوان رانت جویان مشارکت آنها را زیر سوال برد .
  • این یک واقعیت است که در تمامی بورس‌های بزرگ دنیا نفت خام فیزیکی کمتر در بورس معامله می شود و معاملات نفت خام که عمدتا در دو، سه بورس مهم نفت جهان انجام می شود معاملات آتی ها یا به عبارتی معاملات کاغذی و مشتقه است . لذا ایجاد امکان برای معاملات آتی و کاغذی نفت از الزامات مهم تداوم فعالیت بورس نفت بویژه در ابعاد منطقه ای آن می باشد .
  • موفقیت بورس نفت در کشور ما مانند نوزادی که تازه متولد شده است نیازمند مراقبت ویژه از جانب همه نهادهای دولتی مسئول است . نهادهای نظارتی قبل از این که سوء جریانی در این بازار شکل گیرد می باید در فرایند ایجاد و رشد آن حضور و مشارکت داشته باشند و وزارت نفت هم به عنوان متولی اصلی این جریان می باید از همه امکانات فنی ، مشاوره ای، قانونی و لجستیکی خود برای پیشبرد اهداف بورس نفت استفاده کند و به صورت شفاف اطلاع رسانی حرفه ای و موثر در این مورد داشته باشد .
  • به گفته کارشناسان ، توجه به موارد زیر می تواند برخی مشکلات را برطرف کند :
  • ایجاد جذابیت برای خریداران با توجه به ریسک های ناشی از تحریم های نفتی و نیز تحریم های مالی.
  • نرخ و نوع تسعیر ارزی مشخص شود.
  • مبنای شفافی برای نرخ پایه نفت در بورس تعیین شود.
  • ضمانت‌های دولت در استمرار عرضه و تحویل تضمینی مشخص شود.
  • کوتاهی مهلت ۵۰ روزه به خریدار با توجه به شرایط فعلی تحریم می تواند مشکل ساز باشد. لذا ، شناور بودن این زمان ضرورت دارد .
  • لزوم ایجاد تسهیلات بهتر و بیشتر برای مشتریان در تسویه و تحویل کالا.
  • لزوم ایجاد تنوع در عرضه محصولات .
  • ایجاد زیرساخت‌های فنی، تکنولوژی و برنامه‌نویسی لازم برای معاملات نفت که در آن تجربه‌ای هم نداریم.

در پایان ذکر این نکته لازم است که برای موفق نبودن این پروژه ده ها دلیل وجود دارد لیکن هر کار بزرگی در ابتدا چنین است و با مشارکت ملی حتماً  می توان بسیاری از این موانع را برطرف کرد . لذا همه آنهایی که تخصص مرتبط با این پروژه را دارند و دست به قلم هستند لازم است برای پیشبرد این هدف ملی کمک کنند .

 

 

 

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *