هزینه مقاومت و هزینه سازش
اگر در دنیای دیپلماسی بشود به قول وزیر محترم خارجه کاری کرد که هزینه مقاومت را کاهش دهیم هرعقل سلیمی آن را می پسندد، مشروط بر آن که آن اقدام هزینه های دیگری را بر ما تحمیل نکرده باشد . برای تبیین بیشتر این گزاره به فرمایش رهبر معظم انقلاب ارجاع می دهیم که در ۱۴ خرداد ۹۶ فرمودند : « بعضی عقلانیّت را در این میدانند و میگویند که «چالش با قدرتها هزینه دارد» بله، چالش هزینه دارد، امّا سازش هم هزینه دارد.». ( بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمهالله) )
در دنیای دیپلماسی با فرض این که جمهوری اسلامی ایران بخواهد ماهیت انقلابی و سلطه ستیزی خود را حفظ کند همواره در انتخاب میان دو هزینه قرار دارد : هزینه مقاومت (و یا چالش) و هزینه سازش . اما نوع این هزینه ها متفاوت است . هزینه مقاومت را همه احساس می کنند ، ملموس تر است و از نظر زمانی جلوتر اتفاق می افتد و یا نقد تر است. در مقابل هزینه سازش کمتر ملموس بوده و نقدشوندگی آن کمتر است . لذا عموماً آن را کمتر احساس می کنند . تفاوت دیگر این است که هزینه مقاومت از جنس مادی وبه تعبیر عامیانه ریالی و دلاری است ، در حالی که (حداقل در کوتاه مدت) هزینه سازش از جنس غیر مادی و به نوعی معنوی است .
در برخورد با این دو نوع هزینه نیز دو رویکرد می تواند مورد توجه باشد . یک رویکرد که رویکردی انفعالی است ناظر به انتخاب کوتاه مدت میان این دو هزینه است . در کوتاه مدت ، یعنی با ثابت فرض کردن ظرفیت های موجود، کاهش یک هزینه ، هزینه دیگر را افزایش خواهد داد . در این صورت هر تصمیمی که کاهش هزینه مقاومت را در پی داشته باشد ، هزینه بالاتری از جهت سازش را نتیجه خواهد داد . این رابطه بده بستان را درنمودار زیر می توانیم ملاحظه کنیم :

در موقعیت A هزینه مقاومت کم و هزینه سازش زیاد است . در موقعیت B هزینه مقاومت زیاد و هزینه سازش کم می باشد.
با این حال، اصل این انتخاب البته وضعیت مطلوبی برای یک ملت نیست . در شرایطی که ملت ها مجبور شوند بهای سنگینی برای استقلال خود بپردازند، اتفاقات چندان خوشایندی رقم نمی خورد . تحمیل ریاضت های اقتصادی سنگین و از دست رفتن رفاه ملی می تواند نتیجه چنین انتخابی باشد . در نقطه مقابل نیز، تلاش برای حداقل کردن هزینه مقاومت در چنین شرایطی ممکن است به از دست رفتن استقلال یک ملت بینجامد، به طوری که جبران آن حتی در نسل های بعد به راحتی ممکن است نباشد .
رویکرد دوم رویکردی پیشگیرانه و فعال است . در رویکرد دوم با استفاده از ظرفیت ها و بالفعل کردن پتانسیل های ملی می توان همزمان اهداف رفاه ملی و استقلال را پیش برد . در این صورت همزمان با کاستن از هزینه مقاومت هیچ گونه تحمیلی از ناحیه افزایش هزینه سازش نخواهیم داشت . انتقال از منحنی I به منحنی II این وضعیت را به تصویر می کشد .

اما مساله مهم این است که چگونه چنین وضعیتی ممکن خواهد شد .
اگر وضعیت اقتصاد ملی را مورد توجه قرار دهیم ، ظرفیت های قابل نقد شدن این اقتصاد از جمله نهاده انرژی ، نیروی انسانی جوان و آموزش دیده ، منابع کانی غیر نفتی ، ظرفیت های بخش کشاورزی ، زیرساخت های ایجاد شده در چهار دهه گذشته ، سیاست های کلی تدوین شده و مصوب در همه زمینه های مهم اقتصادی و تجربه بیش از هفتاد سال برنامه ریزی بعلاوه موقعیت ممتاز از نظر همسایگان و نیز مرزهای دریایی و در راس همه این ظرفیت ها ظرفیت فوق العاده رهبری عالیقدر نظام که راهبرد درست را می نمایاند و ایجاد وفاق اجتماعی و انسجام ملی و نیز بسیج منابع را به راحتی ممکن می سازند، همه و همه ویژگی منحصربفردِ نقد کردن پتانسیل ها در جهت اهداف و منافع ملی را برای ما فراهم ساخته است . اساساً ایده اقتصاد مقاومتی نیز با چنین انتظاری از جانب رهبر معظم انقلاب مطرح شد. در بیانیه گام دوم انقلاب نیز ایشان می فرمایند : « اقتصاد یک نقطهی کلیدیِ تعیینکننده است. اقتصاد قوی، نقطهی قوّت و عامل مهمّ سلطهناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطهی ضعف و زمینهساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. »
اگر مسئولین سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در پایان سال ۹۲ را جدی می گرفتند، اکنون که پنج سال از ابلاغ این سیاست ها گذشته نمی باید شاهد بهم ریختگی اوضاع اقتصاد داخلی می بودیم . اکنون نمی باید نیازمند واردات کالاهای اساسی در حجم ۱۴ میلیارد دلار از خارج می بودیم ، اکنون نمی باید مردم را در حسرت داشتن یک خودرو پراید به صف می کردیم . اکنون نمی باید شاهد فشار معیشتی بر دهک های پایین درآمدی می بودیم . اکنون نمی باید شرایط رکود تورمی را به این اندازه تجربه می کردیم . اکنون نمی باید در نگرانی از برخورد اروپا ، فشار بر نهادهای قانونی برای تصویب کنوانسیون های تحمیلی و مشکوک پالرمو و سی اف تی از جانب طبقه به اصطلاح روشنفکر جامعه و نیز مسئولین حکومتی در قوه مجریه را شاهد می بودیم . اکنون نیاز نبود هشت وزیر به رهبری نامه بنویسند و در واقع بخواهند برای رهبری خط مشی تعیین کنند . خلاصه ، همه این بهم ریختگی ها و وادادگی ها که نشان از مرعوب شدن دارد نباید اتفاق می افتاد . در آن صورت جمله جناب ظریف که گفته اند: «با تصمیمات درست ،هزینه مقاومت کشور در مقابل دشمن را کاهش دهیم» می توانست معنای درستی داشته باشد و نگرانی ایجاد نمی کرد . اما اکنون نگران هستیم که این «تصمیم درست» که «هزینه مقاومت» را قرار است کاهش دهد، از نوع رویکرد اول است یا از نوع رویکرد دوم؟
تصویر یادداشت از : behdasht.news
