مثلث انگیزشی رونق تولید

0

اله مراد سیف / امسال را مقام معظم رهبری سال رونق تولید نام نهادند. لذا  پرداختن به آن موضوعیت خاص داشته و بیان مسایل، اگرچه برای برخی که در جریان مشکلات هستند تکراری می نماید، خالی از فایده نخواهد بود.لذا سوالاتی که در این یادداشت به آن خواهیم پرداخت آن است که :  رونق تولید چیست؟  رونق تولید چرا لازم است و رونق تولید چگونه تحقق خواهد یافت ؟

تولید به هرگونه فعالیت اقتصادی گفته می شود که نتیجه آن فراهم سازی کالاها یا خدمات باشد . از این منظر البته می توان فعالیت های مولد و غیر مولد را از هم تمیز داد. فعالیت های مولد آن فعالیت هایی هستند که نبود آنها به نوعی کاستی در فراهم سازی کالاها و خدمات منجر شود . فعالیت غیر مولد نیز فعالیتی است که بود یا نبود آن تاثیری بر فراهم سازی کالاها و خدمات نداشته باشد . لذا ، فعالیت های سوداگرانه ای که تنها موجب دست به دست شدن غیر ضرور کالاها و خدمات می شوند، فعالیت های غیر مولد هستند . به این معنی، فعالیت های اخیر در تعریف «رونق تولید» جایی نخواهند داشت .این مساله از آنجا اهمیت دارد که گاه سیاستگذار ، ناخواسته به جای ایجاد رونق در فعالیت های دسته اول ، به ایجاد رونق در فعالیت های غیرمولد می پردازد . منظور از رونق تولید نیز ایجاد شرایطی است که جریان فراهم سازی کالاها و خدمات بدون مانع و با بهره گیری از ظرفیت منابع موجود (شامل سرمایه های انسانی ، منابع طبیعی  و سرمایه های فیزیکی) پیش رود . جریانی که نتیجه و پیامد آن ایجاد اشتغال (و رفع بیکاری منابع تولید) در سطح خرد و ایجاد ارزش افزوده و تولید ثروت (و در نتیجه، رشد اقتصادی ) در سطح کلان و ملی است . به این ترتیب، وجود هر گونه بیکاری عوامل، مانند بیکاری نیروی کار ، زمین ، کارخانه و از این قبیل، نشانه ای روشن از رونق نداشتن تولید است .

وجود مسایل و مشکلاتی مانند بیکاری عوامل مانند نیروی کار (چه نیروی کار ساده و چه نیروی کار تحصیل کرده) ، تورم و گرانی ، رکود فعالیت ها و تولید با درصد پایین تر از ظرفیت کارخانجات، گواه روشنی بر ضرورت ایجاد رونق در تولید هستند . کشوری که منابع انرژی و نیروی کار فراوان دارد و سهم بالاتری از منابع کانی غیر نفتی را هم برخوردار است و نیز از بازار ۸۰ میلیونی در داخل و بازار ۵۰۰ میلیونی در اطراف خود بهره می برد ، چرا نباید بتواند نیازهای خود را تولید کند؟ چرا در شرایطی که با کمیابی شدید منابع ارزی مواجه هستیم نباید بتوانیم نیازهای ضروری خود را در داخل تولید کنیم و مجبور باشیم برای واردات کالاهای اساسی ۱۴ میلیارد دلار ارز  از کشور خارج کنیم ؟ چرا  تکانه نفتی باید بتواند نرخ رشد منفی حدود هشت درصدی را برای صنعت داخلی ایجاد کند؟ جوانان فارغ التحصیل دانشگاهی ما چرا فرصت اشتغال پیدا نمی کنند . خانوارها چرا با شکاف درآمد و هزینه در بودجه خانوار مواجه شده اند ؟ دولت چرا نتوانسته اقدامات عمرانی مناسبی داشته باشد و حتی از عهده آسفالت و نگهداری جاده ها برآید؟  مصرف کننده چرا نمی تواند با قیمت مناسب خودرو متوسطی را تهیه کند ؟  پاسخ همه این سوالات در رونق نداشتن تولید است و لذا چرایی رونق تولید آن اندازه بدیهی است که تصور آن موجب تصدیق  خواهد شد.

اما در موضوع «چگونگی» ، بحث بسیار است و در این یادداشت مجال پرداختن به اقدامات سیاستی به تفصیل نخواهد بود . در این جا این ایده کلی طرح خواهد شد که برای اتفاق افتادن هر پدیده اقتصادی آنچه اهمیت اساس دارد ایجاد نظام انگیزشی مناسب برای آن است . به تعبیر نهادگرایان هر فعالیت اقتصادی در ذیل یک ماتریس نهادی شکل می گیرد که وقوع آن را مقتضی می سازند . فعالیتی انجام خواهد شد که این نظام انگیزشی آن را اقتضا می کند . اگر نظام انگیزشی در جهتی تنظیم شده باشد که فعالیت های غیرمولد پاداش داده شوند و فعالیت های مولد جریمه شوند ، نباید انتظار رونق تولید داشت. سوال اساسی در این چارچوب آن است که نظام مالیاتی ، نظام تجاری و نظام بانکی که ماتریس نهادی تولید را تعریف می کنند ،کدام نظام انگیزشی را برای تولید شکل داده اند ؟ اگر شرایط فعلی به گونه ای است که رونق تولید وجود ندارد و یا ضعیف است،  بدون تردید می باید این ماتریس نهادی را مورد آسیب شناسی قرارداد و برای اصلاح آن اندیشه کرد .

نظام مالیاتی می تواند مشوق و یا جریمه کننده تولید باشد . برای مثال، اگر رونق تولید در گرو قطع وابستگی آسیب زای اقتصاد از نفت است ، آیا نظام مالیاتی به گونه ای تعریف شده است که کاهش وابستگی به نفت را تشویق کند ؟ برای این منظور نظام مالیات بر ارزش افزوده می تواند مورد بازنگری قرار گیرد . آنچه که مبنای مالیات گیری قرار می گیرد می باید  ارزش افزوده ای باشد که از رانت نفت نصیب فعالیت اقتصادی شده است . این رانت نفتی می تواند در شکل انرژی ارزانتر و یا مواد اولیه و کالاهای واسطه ای باشد که با بهره گیری از رانت نفتی ارزانتر از قیمت واقعی در اختیار تولید کننده  قرار گرفته است . در مقابل ارزش افزوده مستقل از نفت می باید مورد معافیت مالیاتی قرار گیرد .همچنین فعالیت های غیر مولد در مقابل فعالیت های مولد در نظام مالیاتی چه تفاوت معنی داری دارند؟ اگر در عمل فعالیت های غیر مولد می توانند با استفاده از فرصت های موجود در اقتصاد غیر رسمی از نوعی معافیت مالیاتی اعلام نشده برخوردار شوند ، این خود به مفهوم جریمه تولیدی است که در اقتصاد رسمی و زیر چتر مالیاتی فعالیت می کند .

در کنار نظام مالیاتی نظام بانکی دومین اثرگذار مستقیم بر فعالیت اقتصادی است . در اقتصاد ایران که نظام تامین مالی تولید بانک محور است ، سهم بهره بانکی در هزینه های تولید بالا و قابل توجه است . بانک ها به صورتی انحصاری منابع مالی را تجمیع و با نرخ های بالا تولید را تامین مالی می کنند . در این میدان، فعالیت های غیرمولد که عموما در اقتصاد غیر رسمی و خارج از چتر مالیاتی حضور دارند، تعیین کننده نرخ در بازار پولی هستند و در رقابتی نابرابر عرصه را بر فعالیت های مولد که توان بازپرداخت نرخ های بالای بانکی را ندارند تنگ کرده اند . این نظام بانکی به جای این که حامی تولید باشد در شرایط فعلی خود از موانع بزرگ رونق تولید است . چاره کار از میان بردن بانک ها نیست بلکه افزایش کارآمدی در نظام بانکی از یک طرف و تقویت بازار سرمایه برای افزایش سهم آن در تامین مالی تولید از طرف دیگر است . افزایش کارآمدی نظام بانکی می تواند در طیفی از اقدامات، از ادغام بانک های کوچک برای کاهش رقابت های منفی بانکی تا تشویق روش هایی مانند تامین مالی زنجیره ای تولیدات را شامل شود . کنترل و نظارت بانک مرکزی نیز برای جلوگیری از  انحرافات بانکی از الزامات است .

مانع سوم در سر راه رونق تولید، نظام تجاری فعلی است که در یک جمله مشوق واردات و وارد کننده است . واقعیت آن است که نظام تجاری ما مبتنی بر رانت نفتی جاده صاف کن واردات بوده است . شاید کمتر کشوری مانند ما به سهولت بازارهای خود را در اختیار  تولید کنندگان رقیب خارجی قرار می دهد . در قانون برنامه سوم همه محدودیت های غیر تعرفه ای کنار گذاشته شد و این فرایند تشدید گردید . سخن در ایجاد موانع غیر منطقی و یا افزایش تعرفه ها نیست، بلکه کنترل های غیر تعرفه ای لازم  (از جمله استاندارد و تضمین خدمات پس از فروش ) که در همه کشورها جدی گرفته می شود ، در مدیریت واردات ما (جز در موارد معدود) جایی ندارند و اعمال نمی شوند . در کنار این مشکل، بحث قاچاق هم در کشور ما هنوز سهم مهمی در رونق زدایی از تولید داخلی دارد .

خلاصه بحث این یادداشت آن است که اگر قرار است رونق تولید جدی گرفته شود، می باید مثلث نظام انگیزشی فعالیت مولد  (که نظام مالیاتی ، نظام بانکی و نظام تجاری می باشد ) را اصلاح کنیم که در غیر این صورت به تعبیر نهادگرایان، اقتصادی که در مسیر «ناکارامدیِ» مولّد رکود قرار گیرد، به خاطر طبیعتِ وابستگی به مسیر (ناشی از وجود شبکۀ آثار خارجی، محدودیت‌های اقتصادی و مسائلی که در قالب های نهادی معین وجود دارند) همین وضع احتمالاً ادامه می‌یابد.

تصویر یادداشت از : iktv.ir

0

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *