تعریف علم اقتصاد
اله مراد سیف
تعریف علم اقتصاد
علم اقتصاد یک علم اجتماعی است و مانند سایر علوم اجتماعی نظیر جامعه شناسی و دانش سیاسی ، مطالعه روابط اجتماعی افراد را عهده دار است . اما غیر مشابه با دیگر علوم اجتماعی ، تمرکز اولیه علم اقتصاد بر آن بخش از جامعه می باشد که اقتصاد نام دارد. یک اقتصاد سیستمی از تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات است . در یک اقتصاد، شرکتها و بازرگانان میلیونها کارگر ، میلیاردها ریال تجهیزات و کارخانه و میلیون ها تن مواد خام را در تولید کالاها و خدمات بکار می گیرند . آنگاه میلیاردها ریال کالای تولید شده میان میلیون ها نفر در اقتصاد توزیع شده و توسط آنها به مصرف می رسد . علم اقتصاد به بررسی این روابط می پردازد و موضوع اصلی آن مسئله «کمیابی»[۱] است . در یک بیان ساده می توان علم اقتصاد را علم بررسی مساله «کمیابی» تعریف کرد. اما کمیابی چیست ؟ برای پی بردن به ریشه مساله کمیابی باید به ماهیت منابع و کالاها توجه کرد.
منابع و کالاها
منابع به مواد موجود در یک اقتصاد گفته می شود که برای تولید کالاها و خدمات به کار می روند . اکنون باید ارتباط میان منابع و کالاها را بررسی کنیم . کالاها و خدمات چیزهائی هستند که مردم استفاده می کنند تا نیازهای خود را برطرف کنند یا به خواسته های خود دست یابند. منابع ، چیزهایی هستند که در تولید این کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرند. پس قابل دستیابی بودن کالاها لازمه اش قابلیت دستیابی منابع می باشد. با این توجه اکنون می بایدمیان سه اصطلاح تمیز قائل شویم . این سه عبارتند از منابع( کالاهای ) محدود ، منابع(کالاهای) کمیاب و منابع(کالاهای )آزاد .
منابع( کالاهای )محدود
منابع و امکانات در اختیار و قابل دستیابی انسان محدودیت دارند. در طبیعت حتی آب اقیانوسها هم دارای حد و اندازه است. مواد کانی در روی زمین ، یا ساعات و اوقات ما در شبانهروز همه محدود میباشد. عمر بشر نیز محدود است. محدودیت جزءِ ذات عالم امکان است. یک منبع (یا کالای) محدود به منبع (یا کالائی) گفته می شود که مقدار محدودی از آن وجود داشته باشد . روشن است که در اغلب موارد منابع موجود محدود می باشند و از این جهت کالاهایی هم که از این منابع تولید می شوند محدود خواهند بود .
نیازها و خواسته ها
نیازها [۲]و خواسته ها[۳] دو چیز متفاوت هستند. نیاز آن چیزی است که اگر تأمین نشود انسان با مشقت و دشواری در زندگی خود روبرو میشود. برای مثال، اگر انسان گرسنه شود یا لباس نپوشد دچار مشکل میشود. در قرآن کریم نیز اشارات خوبی به این موارد شده است. برای نمونه ،گفته شده که ما چهارپایان را برای شما آفریدیم و اگر اینها نبودند در حمل بارهای سنگین با مشقت روبرو می شدید.[۴] برخی از این نیازها را «نیازهای اساسی»[۵] می گویند. حتی هنگامی که مردم نیازهای اساسی خود را بتوانند تامین کنند ، بسیاری کالاها و خدمات دیگر وجود دارد که می خواهند داشته باشند . خواستهها ، لزوماً نیاز نیستند ، یعنی عدم تامین آنها ما را با مشقت روبرو نخواهد کرد . با این حال ، خواسته ها را به هر دلیل دنبال میکنیم تا آنها را تأمین کنیم. ممکن است بحث های فرهنگی یا علایق شخصی و یا هر دلیل دیگری برای این مورد وجود داشته باشد. برای مثال، داشتن یک تلویزیون جدیدتر یا حتی رفتن به سفر تفریحی برای هیچ کس آنچنان الزامی نیست ، ولی بسیاری دستیابی به آنها را ترجیح می دهند. میزان و دامنه خواسته ها در افراد و جوامع مختلف متفاوت است. بطور کلی ، می توان گفت انسان به موازات این که متمدن تر می شود ، روز به روز بر دامنه و تنوع نیازها و خواسته های او نیز افزوده می شود . به تعبیری می توان گفت که تمدن برای بشر ، نیاز تولید می کند . برای مثال، اگر از فردی روستایی بخواهیم که خواسته هایش را فهرست کند، این فهرست در مقایسه با فهرست خواسته های یک فرد شهرنشین، بسیار محدودتر خواهد بود.
خواسته های نامحدود مشخصه انسان است که هرگز به مقدار و تنوع خاصی از کالاها و خدمات قانع نمی شود . این غریزه را خداوند در نهاد انسان به عنوان یک نیروی محرکه به ودیعه نهاده تا در یک صیرورت دائمی به سمت کمال در حرکت باشد و به هیچ اندازه ای از تکامل نیز بسنده نکند. البته انسان در عمل همین گرایش فطری را به سمت و سوی مادیّات سوق می دهد[۶] و لذا ، انسان با تأمین نیازها و خواستههای مادی هیچگاه ارضاء نخواهد شد.[۷] این البته در مکاتب تربیتی پیامبران الهی مورد نکوهش است و توصیه های اخلاقی در این جهت هستند که انسان به صورت خود خواسته امیال خود را محدود کند و به تعبیر زیبای قرآن کریم ، « آنکه حرص خود را مهار کند اینان همان رستگارانند»[۸] .
کمیابی
منابع( کالاهای ) کمیاب و مساله کمیابی
یک منبع(یا کالای ) کمیاب زیر مجموعه ای از مجموعه منابع(یا کالای) محدود می باشد . یک منبع (کالای) کمیاب به منبع (کالائی) گفته می شود که مقدار قابل دستیابی آن کمتر از نیاز به آن باشد . برای مثال، فرض کنید که تعداد دانشجویان دریک کلاس بیش از تعداد صندلیهای کلاس باشد . در اینجا گفته می شود که صندلی در یک کلاس کالای کمیابی است ، در حالی که در هر صورت چه به اندازه کافی صندلی در کلاس باشد و چه بیش از تعداد دانشجویان وجود داشته باشد ، تعداد صندلیهای کلاس محدود است . پس یک منبع مانند آهن نیز زمانی کمیاب گفته می شود که مقدار موجود آن برای تولید همه کالاهای مورد نیاز مردم مکفی نباشد. در واقع منابع و کالاهای در اختیار بشر «محدود» است . برای مثال،، منابع معدنی در اختیار ما و یا تعداد اتوموبیلی که در سال تولید می شود و یا نیروی الکتریسیته ای که تولید می کنیم، هیچ یک نامحدود نیست . در مقابل ، خواسته های بشر نامحدود است و دامنه نیازهای آن را نیز حد و مرزی نیست ، بلکه هر چه بشر پیشرفت کرده است دامنه و تنوع نیازها و خواسته های آن نیز گسترده تر شده است . لذا، مساله «کمیابی» حاصل شرایطی است که منابع و کالاهای محدود بخواهد برای پاسخ دادن به خواسته ها و نیازهای نامحدود استفاده شود . اگر در شرایطی منابعی بیش از نیاز وجود داشته باشند ، مساله ای به نام «کمیابی» نخواهیم داشت . در این شرایط خاص منابع را غیر کمیاب و یا اصطلاحاً «آزاد»[۹] میگوییم.
منابع (کالاهای) آزاد
درحالی که اغلب منابع در دسترس بشر (و بنابرین کالاها ) از نظر مقدار محدود می باشند ،آنها لزوماً کمیاب نیستند.درواقع یک منبع (کالای) محدود می تواند همچنین یک منبع (یاکالای)آزاد باشد . یک منبع (کالای)آزاد آن است که مقدار قابل دستیابی آن بیش ازحد نیازبه آن باشد. برای مثال، فرض کنید دریک روز سرد زمستانی فضای پارکها بیش ازحد نیاز مردم به آن خواهد بود . پس فضای پارک در این شرایط یک کالای آزاد است.در حالی که همین فضای پارک در یک روز گرم تابستانی ممکن است کمتر از نیاز به آن باشد، پس یک کالای کمیاب خواهد شد . یا در یک شهر صنعتی مانند تهران هوای پاکیزه یک کالای کمیاب است، اما همین هوای پاکیزه در یک دهکده کوهستانی یک کالای آزاد خواهد بود . منابع (یاکالاهای) آزاد موضوعیتی برای علم اقتصاد ندارند.
[۱] . scarcity
[۲] . Needs
[۳] .Wants
[۴] . آیه ۷ سوره نحل.
[۵] . Basic Needs
[۶] . بسیار دیده می شود که انسان ها از همین طریق مشکلات روحی و روانی زیادی هم برای خود ایجاد می کنند . تا جایی که آرامش را فدای آسایش و آسایش را فدای وسایل آسایش خود می کنند .
[۷] . امام صادق(ع) فرمودهاند: «دنیا مانند آب شور است هر چه تشنه از آن بیشتر بنوشد تشنهتر میشود». پس این اصل ویژگی سیریناپذیری منطق روشنی دارد و امری صحیح است ولی انسانها به خطا این غریزه را جهت مادی دادهاند و یا در مادیات خلاصه کرده اند.
[۸] . و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون (آیه ۹ سوره حشر).
[۹] . free
