تخصیص و تخصیص کارآمد

تخصیص و تخصیص کارآمد

اله مراد سیف

تخصیص

تخصیص از جمله واژگان کلیدی علم اقتصاد است. هنر علم اقتصاد همین تخصیص است. علم اقتصاد سعی دارد مساله کمیابی را برای بشر با «تخصیص»[۱]  درست منابع و کالاهای محدود به خواسته ها و نیازهای نامحدود حل کند . «تخصیص» به فرآیند واگذاری منابع به تولید کالاها و خدمات و نیز به فرایند واگذاری کالاها و خدمات به استفاده مصرف کنندگان گفته می شود .

 

 

علم اقتصاد می خواهد توضیح دهد چرا و چگونه منابع به تولید برخی کالاها تخصیص می یابند و به تولید برخی دیگر از کالاها تخصیص نمی یابند ؟ همچنین می خواهد توضیح دهد چرا و چگونه کالاها و خدمات به برخی مردم تخصیص یافته و به برخی تخصیص نمی یابند ؟

سه سئوال تخصیص

با داشتن منابع محدود فرصت ها و امکانات محدودی نیز برای تولید و مصرف در اختیار ما می باشد . در واقع محدود بودن منابع اقتصاد را مجبور می کند دست به انتخاب بزند و برای همین منظور به سه سئوال مربوط به تخصیص منابع و کالاها پاسخ دهد: چه کالایی تولید شود؟ چگونه تولید شود و برای چه کسی تولید شود؟

چه کالایی؟

اقتصاد می باید تصمیم بگیرد از میان هزاران کالای متفاوت چه کالاهائی و از هر کالا به چه میزان و در چه زمانی تولید شود. این انتخاب میان کالاهای مصرفی و سرمایه ای ،کالاهای غیر دفاعی و دفاعی و نیز توسط بخش خصوصی و بخش دولتی و غیره صورت می گیرد.

چگونه؟

در حالی که تولید کالاها نیازمند بکارگیری عوامل تولید می باشد (عوامل تولید را پس از این توضیح خواهیم داد) هر کالا را به روش های متفاوتی می توان تولیدکرد. اقتصاد می باید تعیین کند که چگونه باید منابع در تولید کالاها و خدمات با یکدیگر ترکیب شوند . این سوال در واقع به مفهوم انتخاب تکنولوژی تولید است .

برای چه کسی؟

در ارتباط با دو سئوال دیگر می باید اقتصاد همچنین تصمیم بگیرد که چه کسی کالاهای تولید شده را دریافت کند ؟ چه ضابطه ای باید مورد استفاده قرار گیرد؟ آیا کالا را برای کسانی تولید کنیم که می توانند آنها را خریداری کنند ؟ و یا برای کسانی که نیازهای بیشتری دارند؟ یا بر اساس دیگری باید تصمیم گیری کرد؟

تخصیص بهینه و کارآمد

هنر علم اقتصاد همین تخصیص است. تلاش باید بر این باشد که حداکثر ممکن نیازها و خواسته­های مهم تر را با منابع و امکانات محدود خود تأمین کنیم. در واقع، مساله این است که : « چگونه این منابع محدود را به آن نیازهای نامحدود تخصیص دهیم تا رضایت خاطر ما به حداکثر ممکن خود برسد.» ، یعنی تخصیص دیگری بهتر از آن متصور نباشد. ممکن است فرض کنیم برنامه­های متنوعی (برای مثال، ده برنامه) از تخصیص وجود دارد و آن­ها را از یک تا ده مرتب کنیم، از طرف دیگر رضایت خاطر هم برای خود امتیازاتی دارد. در این صورت از میان فهرست تخصیص­ها تنها یک مورد وجود دارد که بیشترین رضایت خاطر ممکن را فراهم می­کند. در واقع این تصویر ذهنی نشان می‌دهد که “ هنر علم اقتصاد ، تخصیص بهینه منابع و امکانات محدود به خواسته­ها و نیازهای نامحدود است“. اگر تخصیص بهتری وجود داشته باشد ولی ما تخصیص دیگری را  انتخاب کرده باشیم ، این عمل را استفاده غیر بهینه از منابع می­نامیم. تخصیص بهینه را در اقتصاد «تخصیص کارآمد»[۲] نیز می‌گویند.

کارآئی

هدف اساسی علم اقتصاد دستیابی به بالاترین سطح «کارآئی»[۳] در فرایند تخصیص منابع به تولید و در فرایند تخصیص تولیدات به مصرف است. صفت «کارآیی»  برای تخصیص منابع یک واژه کلیدی در علم اقتصاد است که به «تحقق حداکثری اهداف» اشاره دارد . به عبارت دیگر، هر اقتصادی برای خود اهدافی دارد ، هر چه این اهداف را بهتر تحقق بخشد، فرآیند تخصیص با «کارآیی» بیشتری انجام شده است.در اقتصاد متعارف (در نظام های غربی) بطور ساده کارآئی را فرآیند کسب بالاترین سطح رضایت خاطر مصرف کننده با استفاده از منابع موجود تعریف می کنند و آن شرایطی است که منابع طوری تخصیص یافته باشند که با تجدیدنظر در تخصیص منابع نتوان بدون کم کردن از سطح رضایت خاطر حداقل یک نفر ، به سطح رضایت خاطر دیگری اضافه نمود. با این حال، تعریف وسیع تری برای «کارآیی» نیز می توان ارائه نمود که قابلیت انطباق با دیگر اقتصادها را نیز داشته باشد. در این برداشت ، «کارآیی» شرایطی است که به نحوی مطلوب همه اهداف یک اقتصاد از مصرف کالاها و خدمات را محقق می سازد  و از یک نگاه شامل دو نوع «کارآیی اقتصادی» و «کارآیی اجتماعی» است. [۴]

کارآیی اقتصادی[۵] : از نظر اقتصادی تخصیص کارآمد یعنی آن تخصیصی که بالاترین سطح رفاه را برای اقتصاد نتیجه می‌دهد . در واقع ، اگر با‌صرفه­ترین شیوه در  استفاده از منابع به­کار گرفته شود ، اتلاف منابع در اقتصاد به­حداقل ممکن خود می­رسد. منظور از اتلاف منابع در اینجا شرایطی است که منابع درجایی مصرف شود که اولویت پایینی دارد و نیازهایی با اولویت بالاتر بدون پاسخ مانده باشد. این خود نوعی اتلاف منابع خواهد بود که منابع مورد استفاده قرار گرفته و حدکثر رفاه ممکن نیز حاصل نشده است.

کارآیی اجتماعی[۶]  : از نظر اجتماعی تخصیص کارآمد یعنی آن تخصیصی که بالاترین سطح عدالت اجتماعی را نتیجه دهد . هنر علم اقتصاد در این زمینه آن است که فرصت های برابر را برای آحاد جامعه فراهم ساخته و شکاف های درآمدی را ترمیم سازد . لذا در این نوع از کارآمدی توزیع بهتر رفاه کلی فراهم آمده مورد نظر است .

[۱] . Allocation

[۲] Efficient Allocation

[۳] . Efficiency

[۴] . از نگاه دیگری مجموع کارآیی اقتصادی و کارآیی اجتماعی را می توان »کارآیی تخصیصی» به حساب آورد . در این صورت نوع دیگری از کارآیی را اقتصاد دان نهادگرا «داگلاس نورث» در کنار کارآیی تخصیصی به ما معرفی کرده است که «کارآیی انطباقی» نام دارد . از نظر نورث ، کارایی انطباقی،کلید رشد بلند مدت اقتصاد محسوب می شود که به سطح کلان وتاریخی اقتصاد مربوط است.سیستم های سیاسی- اقتصادی موفق ، ساختارهای نهادی انطباق پذیر وتکامل یافته ای پیدا می کنند که می توانند در برابر تکانه ها ودگرگونی ها که بخشی از فرایند تکامل هستند مقاومت کنند.کارایی انطباقی محصول رشد وتکامل بلندمدت اقتصاد است وما نمی دانیم چگونه درکوتاه مدت می توانیم آن راپدید آوریم. مفهوم کارآیی انطباقی نورث به مفهوم اقتصاد مقاومتی در فرهنگ اقتصادی ما نزدیک است.

[۵] Economic Efficiency.

[۶] Social Efficiency.

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *