کارگزاران راهبردی نظام و مسئولیت تاریخی آنان

1+

اله مراد سیف / از ۲۹ بهمن سال ۱۳۹۲ که سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده تا کنون می باید روشن شده باشد که اقتصاد مقاومتی نه یک تاکتیک در برابر فشار تحریم بلکه یک راهبرد اساسی برای معنا بخشیدن به تعامل سازنده و موثر با جهان در شرایطی است که نظام سلطه به رهبری امریکا ، محیط تعامل بین الملل را برای کشورهای مستقل محدود ساخته و با ایجاد مضیقه برای این کشورها تلاش دارد آنها را تسلیم زورگویی های خود کند . تجربه برجام ثابت کرد که نظام سلطه متعهد به هیچ عهد و پیمانی نیست و در واقع جز تسلیم بی قید و شرط را از کشورهای طرف تخاصم خود نمی پذیرد. راهبرد اقتصاد مقاومتی در این شرایط به معنی آن است که اقتصاد ملی می باید با حذف وابستگی های اسیب زا و تقویت بنیه درونی خود به گونه ای تاب آوری خود را در برابر تکانه های سیاست ساخته استکباری ارتقا دهد که نه تنها در برابر فشارها دچار افت و تنزل نشود بلکه بتواند اهداف بلندمدت و نیز شکوفایی خود را نیز در همین شرایط فشار محقق سازد . این که چنین راهبردی اساساً امکان پذیر است یا نه و یا الزامات تحقق آن چیست مبحث مهمی است که می تواند موضوع بررسی های علمی در محیط های دانشگاهی قرار گیرد، اما اولاً هم اکنون یک دستور کار ملی می باید مورد تبعیت قرار گرفته و پیگیری شود و ثانیاً اگر راه کار جایگزین دیگری وجود ندارد، عقل و خرد حکم می کند بری تحقق چنین هدف بزرگی تلاش حداکثری خود را بکار بندیم و در این مسیر از هر گونه ایجاد تردید بپرهیزیم . در این صورت ممکن است به دلیل محدودیت های داخلی و خارجی نتوانیم همه آنچه را که می خواهیم تحقق بخشیم ، اما همان طور که برخی تجارب مثبت در همین دوران اخیر نشان داد بدون تردید خواهیم توانست به بسیاری از اهداف آن دست پیدا کنیم و اثربخشی سلاح تحریم را با شکست مواجه سازیم و یا تضعیف کنیم . در این رابطه چند نکته اساسی می باید برای مسئولین راهبردی نظام مطمح نظر باشد:
۱- فضای تعامل با جهان به رغم فشار امریکا و همدستی کشورهای اروپایی با آن کشور برای جمهوری اسلامی ایران که هم اکنون به عنوان یک قدرت منطقه ای پذیرفته شده است بسته نیست .
۲- هر آنچه می تواند به عنوان یک ابزار برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده نظام سلطه قرار گیرد ولو این که انتظار برخی مزیت ها هم برای آن وجود داشته باشد در شرایط فعلی پذیرفتنی نیست . پیوستن به کنوانسیون های سی اف تی و پالرمو از این قبیل است و لذا نباید مسئولین راهبردی نظام بر تصویب این لوایح اصرار خارج از عرف کشورداری داشته باشند .
۳- شکست تجربه برجام حداقل در اهداف اقتصادی و برداشته شدن تحریم ها مورد اعتراف همه دلسوزان نظام است . با این حال، این تجربه در جامعه و میان ملت نوعی اجماع در برابر امریکا را رقم زده است که بسیار ذی قیمت است . این اجماع نباید با برخی سخن پراکنی های غیر منطقی و توهم آمیز شکسته شود که در این صورت خطای بزرگتری از اعتماد شکست خورده اول به امریکا رخ خواهد داد و چنین اشخاصی را تاریخ نخواهد بخشید .
۴- اقتصاد مقاومتی به عنوان یک راهبرد مهم هم اکنون دیگر تنها یک الزام ملی برای ایران اسلامی نیست و بلکه یک مسئولیت تاریخی برای گشودن راه برای ملت های مستقل و کشورهایی است که نمی خواهند ارزش های خود را به پای نظام سلطه قربانی کنند . جمهوری اسلامی ایران این ظرفیت را دارد که ضمن هم پیمانی اقتصادی با کشورهای محور مقاومت ، تعامل گسترده اقتصادی با کشورهای مهمی مانند روسیه ، چین ، هند ، ترکیه و پاکستان و دیگر کشورهای غیر متعهد به امریکا برقرار کند .
۵- جمهوری اسلامی ایران در شرایط تاریخی حاضر خود به کارگزارانی نیاز دارد که ظرفیت های بسیار زیاد طبیعی ، انسانی ، فرهنگی ، سیاسی و نظامی نظام جمهوری را باور داشته و شجاعت ایستادن بر سر آرمان ها در برابر نظام سلطه را داشته باشند . رسانه ها وظیفه دارند از این زاویه رفتار مسئولین را زیر نظر داشته و هر گونه اعوجاج را مورد نقد شایسته قرار دهند .

1+

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *