کالبدشکافی رویکرد «نگاه به خارج» در اقتصاد سیاسی ایران

اله مراد سیف  /  اگرچه تحریم ها در از میان برداشتن زمینه عملی سیاست نگاه به خارج اقتصاد ایران تا اندازه زیادی موفق عمل کرده و حداقل در زمان حاضر امکان آن را منتفی ساخته است، لیکن بعید است توانسته باشد در تغییر تفکر اقتصاد دانان و نیز سیاسیونی که بدان باور داشته اند خللی ایجاد کند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۱۹ دی سال جاری : «یک عدّه‌ای هنوز قبله‌شان آمریکا است» . در این یادداشت به کالبد شکافی تفکر اقتصادی نگاه به خارج می پردازیم . تفکر اقتصادی نگاه به خارج که می توان آن را تفکر غرب گرا نامید، ریشه مسایل اقتصاد داخلی را در آن می داند که در کشور ما ، همانند بسیاری از کشورهای دیگرجهان سوم، نرخ سرمایه گذاری پایین است که علت آن نیز فقر منابع برای سرمایه گذاری و نرخ پایین پس انداز ملی می باشد . در چنین شرایطی چرخه و دور باطل فقر توضیح دهنده ناملایمات اقتصاد داخلی خواهد بود . در این چرخه، درآمد سرانه پایین به نرخ پایین پس انداز و سرمایه گذاری منجر شده و آن نیز علت پایین بودن تولید و درآمد سرانه خواهد بود . سالها اقتصاد دانان توسعه این دور باطل فقر را به عنوان مشخصه مشترک همه کشورهای جهان سوم برجسته کرده و در برای تدریس در کتاب های اقتصاد توسعه آورده بودند . با این زمینه ذهنی است که اقتصاد دانان غرب گرای داخلی باور دارند که تنها راه شکستن این حلقه منحوس، جذب سرمایه گذاری خارجی  برای پر کردن شکاف میان پس انداز و نیازهای سرمایه گذاری در داخل است . در این تفکر ، تحریم اقتصادی ، به عنوان یک مصیبت، از آن رو مورد نکوهش است که زمینه جذب سرمایه گذاری خارجی و حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران را از میان برده است . لذا ، آنها باور دارند که تنها راه نجات اقتصاد ایران برداشته شدن تحریم ها به هر قیمت و باز کردن مسیر جذب سرمایه گذاری خارجی به هر ترتیب می باشد در نظر آنها، اندیشه نگاه به داخل در پرداختن به مسایل اقتصاد داخلی اگرچه می تواند برخی مسایل را بهبود بخشد، لیکن به دلیل فقدان سازوکار پویایی اقتصادی در آن اندیشه ای عقیم است و نمی تواند مبنایی پایدار برای ساختن اقتصاد ملی و زیر بنایی قابل اعتماد برای برون رفت از مسایل موجود باشد . ترجمان این اندیشه اقتصادی در سیاست آن خواهد بود که همه راه های بهبود روابط با غرب ( و البته در راس آنها با کشورهای امریکا و اروپای غربی) می باید طی شود و با همین تفکر است که در مواردی مانند برجام  بر برگشت امریکا به برجام بیش از برداشته شدن تحریم ها و پیش از آن و نیز بر تصویب لوایح دوقولوی مرتبط با FATF اصرار می ورزند . اما نکته جالب آن است که اساس این تفکر را  (که فقر منابع برای سرمایه گذاری علت اساسی توسعه نیافتگی است و جذب سرمایه گذاری خارجی تنها نسخه نجات این کشورها می باشد) را پیش از این، اقتصاد دانانی از اردوگاه اقتصاد آزاد مورد خدشه قرار داده اند .  از جمله این اقتصاد دانان «پیتر بوئر» مجاری الاصل می باشد .

«بوئر» که در دهه ۱۹۳۰ به انگلستان مهاجرت کرد و پس از تحصیلات دانشگاهی موفق شد کرسی استادی دانشگاه کمبریج و مدرسه اقتصادی لندن را تصاحب کند . تجربه  و مشاهدات عینی جالبی در افریقای غربی و نیز مالزی داشته و نادرستی فرضیه نامربوط دور باطل فقر را نشان داده است . او که سالهای زیادی در میان مردمان جهان سوم زندگی کرده بود، هیچ گاه حاضر نشد مانند طرفداران فرضیه دور باطل فقر مردم این کشورها را درمانده و بیچاره تصور کند و این القاب را توهین به این مردمان می دانست و معتقد بود آنها خود بدون دولت های خارجی و حتی بدون دخالت های دولت نیز می توانند  خود را از فقر نجات دهند .در حالی که نتیجه عملی پذیرفتن فرضیه دور باطل فقر این بود که بدون کمک کشورهای پیشرفته هیچ گاه توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم بدست نمی آید ، از نظر بوئر بررسی واقعیت های موجود نشان می داد که جوامع ثروتمند امروزی خود هیچ گاه در گذشته به کمک خارجی دسترسی نداشته اند و در مقابل ، بسیاری از کشورهای فقیر امروزی دریافت کننده کمک های خارجی به ویژه در آفریقا همچنان در فقر مانده اند .

اما نقطه مقابل تفکر نگاه به خارج ، نگاه به داخل است که باور دارد رشد پایدار اقتصادی را می توان با برداشتن موانع تولید در داخل و نیز از طریق افزایش بهره وری برطرف کرد . در این دیدگاه، مشکل اساسی اقتصاد ایران نه فقر منابع ، که بهره برداری نادرست از منابع و بهره وری اندک آن است که از اتفاق، این بهره وری اندک درست به دلیل در دسترس بودن درآمدهای ارزی آسان نفتی در نزدیک به پنجاه سال گذشته رقم خورده است . بعلاوه ، پیشرفت اقتصادی مبتنی بر ظرفیت های داخلی به دلیل آن که رشد بهره وری را در محور توجه خود دارد به رشد اقتصادی با ثبات منجر خواهد شد .  ««پل رومر» و «ویلیام نوردهاوس» به خاطر کنکاش‌های علمی خود در زمینه تحلیل و بازتعریف برخی مفاهیم بنیادین رشد اقتصادی پایدار، به‌عنوان پنجاهمین برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۸ معرفی شدند. این دو اقتصاددان آمریکایی در مورد چگونگی خلق رشد اقتصادی پایدار و همچنین ایده‌های اساسی در مورد علیت و تبعات پیشرفت فناوری و تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصادی پایدار زاویه دید جدیدی ارائه کرده‌اند که اثرگذاری بسیاری بر اندیشه‌های اقتصادی و سیاست‌گذاری مدرن داشته است.  تحقیقات رومر در زمینه رشد اقتصادی که در نهایت منجر به ارائه نظریه «رشد درون‌زا» شد، نشان داده است که رشد درآمد سرانه در صورتی که با افزایش موجودی سرمایه به دست آمده باشد، به تدریج مستهلک شده و اقتصاد در مسیر زمانی به نرخ رشد سرانه قبلی خود برخواهد گشت . در حالی که رشد درآمد سرانه ناشی از رشد بهره وری رشدی پایدار خواهد بود .  در واقع به عقیده رومر اگر اتفاق خاصی در زمینه نوآوری در یک اقتصاد نیفتد، ظرفیت آن اقتصاد در دستیابی به رشد پایدار محدود خواهد بود.

با همه آنچه که بیان شد نمی توان انکار کرد که جذب سرمایه گذاری خارجی در شرایطی که منطبق با اولویت ها و نیازهای داخلی باشد ، در برخی طرح های دارای توجیه اقتصادی برای صادرات و یا جایگزین واردات می تواند مفید باشد، لیکن این بدان معنی نیست که می توان و یا باید مهار اقتصاد را به دست سرمایه گذار خارجی سپرد و یا راه توسعه و پیشرفت اقتصادی معطل جذب سرمایه گذار خارجی کرد . نگاه به داخل این مزیت آشکار را دارد که بن بست نمی شناسد و در شرایط حاضر و به رغم تحریم های گسترده اقتصادی نیز  قابلیت اجرایی شدن دارد .

 

 

۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *