این یادداشت : استحاله

یادداشت اقتصادی نهاوند / اله مراد سیف

این یادداشت :  استحاله

آنچه این قلم را واداشت برای نهاوند بنویسد ، در کنار علقه و پیوند عاطفی نویسنده به عنوان یک نهاوندی ، پیشنهاد برادرم دکتر بهمن سیف ، برای پرداختن به مسایل اقتصادی این شهر کهن و سرافزار در تاریخ بوده است . همه نهاوندی ها در یک موضوع اتفاق نظر دارند و آن این که نهاوند همپای وزن و اعتبار تاریخی ، فرهنگی و انقلابی خود پیش نرفته و بلکه در مقام مقایسه از نظر اقتصادی پس رفت هم داشته است . زیاد دور نرویم و به یاد بیاوریم که در نهاوند زمان بچگی ما ، برخی کسب و کارها چه رونقی داشت . برای نمونه ، لحاف دوزی در نهاوند یک کسب و کار پر رونق بود که نه تنها شاغلین در این صنف را در یک راسته بازار  با تعداد زیادی شاگرد روزمزد مشغول می داشت ، بلکه برای زنان خانه داری که دوخت و دوز با چرخ خیاطی را می دانستند نیز شغل خانگی فراهم کرده بود . تولید گیوه نیز خود صنعتی دیگر بود که بویژه برای زنان خانه دار اشتغال خوبی در بافتن رویه نخی آن  (در اصطلاح محلی کِلاش) فراهم کرده بود . در نسل پدران ما هم کارخانه کبریت نهاوند و کارخانه خشکبار وجود داشته و ما از بزرگترها وصف آن را شنیده ایم .

 پیوند اقتصادی روستا و شهر در گذشته پیوند کاملی بود . روستا روستا  بود و شهر شهر . روستا نیازهای غذایی شهر را (از گوشت و لبنیات گرفته تا انواع حبوبات) تامین می کرد و شهر نیز بازاری آماده بود برای عرضه محصولات روستائیان و تامین نیازهای آنها. خیاطان در شهر با رونق خوبی که داشتند لباس روستا و شهر را تامین می کردند و پالان دوزان برای استران پالان می ساختند ، آهنگران برای کشاورزان ابزار آلات کشاورزی درست می کردند و مسگرها ظروف مسی می ساختند . اما در گذر زمان با از دست رفتن بخش عمده ای از هویت روستاها و مهاجرت آنها به شهر ، هم روستا و هم شهر به مصرف کننده کالاهایی بدل شدند که نه در شهر ساخته می شد و نه در روستا . این شد که همه شدیم مصرف کننده کالاهای خارجی (ابتدا خارج از شهر و بعد هم خارج از کشور) . بواقع  این «استحاله» خود علتی اساسی شد برای از دست رفتن رونق اقتصادی گذشته . اما چرا از قافله رونق های جدید کارخانه ای عقب ماندیم خود موضوع دیگری است که در یادداشت های دیگری باید به آن بپردازیم .

۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *