شهر من نهاوند : اقتصاد آموزش

اله مراد سیف

آموزش و تحصیلات بدون تردید از ارکان پیشرفت اقتصادی و اجتماعی، بویژه در عصر حاضر است. اما مفهوم آموزش در جوامع سنتی همخوانی چندانی با نقش آن در جوامع پیشرفته ندارد . این یادداشت به چنین موضوعی با نگاه به نهاوند می پردازد . آموزش فرایندی است که به تشکیل سرمایه انسانی منجر می شود تا در کنار سرمایه های طبییعی و فیزیکی مصنوع، مولفه های پیشرفت را کامل کنند . نتیجه تشکیل سرمایه انسانی، ایجاد مهارت در افراد است که به آنها امکان می دهد در فرایند تولید نقش موثرتری ایفا کنند . لذا ، هم از جهت رفع نیاز های تخصصی و هم از جهت افزایش بهره وری در یک مهارت خاص، آموزش می تواند مهم باشد . روشن است از این جهت آموزش نوعی سرمایه گذاری است و ارزش و اعتبار خود را در وهله اول از  بازدهی این سرمایه گذاری کسب می کند . در نگاه اقتصادی، بازدهی آموزش از افزایش درآمد شخص آموزش دیده در مدت زمان موثر بودن آن آموزش برآورد می شود . لذا برای آموزش و تحصیلات غیر از مواردی خاص که افراد به دلایل شخصی و یا هنری آموزش هایی را  طی کرده باشند، منطق سودمندی دیگری نمی توان تعریف کرد . در شرایطی که مخارج آموزش از بودجه عمومی پرداخت می شود توجه به سودمندی اقتصادی آموزش بیشتر حساسیت برانگیز خواهد بود . با این همه ، در جهان سوم عموما و در جوامع سنتی به طور خاص، آموزش و تحصیلات منطق دیگری دارد . در این جوامع آموزش برای همه گروههای درآمدی یک کالای لوکس می باشد که به دلیل حاکم بودن مدرک گرایی در استخدام های دولتی از یک سو و چشم و هم چشمی های اجتماعی از سوی دیگر موضوعیت پیدا می کند . لذا تعجب برانگیز نیست که همه، از فقیر  و غنی، از با استعداد و بی استعداد، به دنبال آن باشند و برای رسیدن با بالاترین مدارج آن تلاش کنند . مدارکی که برای افراد نوعی پرستیژ اجتماعی را با عناوینی چون دکتر و مهندس رقم می زند، خواه از این دکتر ها و مهندس ها کاری هم برآید یا برنیاید . اساسا این قسمت از ماجرا چندان اهمیتی نداشته و معمولا نیز به محک زده نمی شود. کسب این وجهه برای اقشار پایین درآمدی که کسری های اجتماعی بیشتری دارند، بعضا جذاب تر هم می نماید و لذا افراد با هر زحمتی که شده و با صرف بخشی از منابع معیشتی خود آن را طلب می کنند . روشن است که اگر استعداد ادامه تحصیلات دانشگاهی در افراد در سطح قابل قبولی باشد، از هر قشری که باشند، طی کردن مدارج دانشگاهی کمتر مورد ایراد خواهد بود. اما مساله این است که افراد تلاش کنند کسری استعداد تحصیلی را با پول جبران کنند و این خود شاید منشاء توسعه دانشگاه آزاد در کشور ما بوده است . اندیشمندان توسعه بارها تاکید کرده اند که در کشورهای جهان سوم به کارگران فنی و تکنیسین ها بسیار بیشتر نیاز است تا مهندس ها . و لذا توصیه اکید دارند که آموزش های فنی و مهارتی در این جوامع در تطبیق با نیاز بازار کار توسعه پیدا کند . اما به دلایلی که گفته شد این مسیر طی نشده و به راحتی افراد نیز آن را نخواهند پذیرفت . نتیجه این شده است که سطح سواد و مدارک تحصیلی در کشور ما بسیار ارتقا پیدا کرده ، اما نه تنها نتوانسته است چندان در حل مسایل موجود ما موثر باشد، که انبوه فارغ التحصیلان بیکار نیز خود به بخشی از مشکل تبدیل شده اند . با عنایت به آنچه که گفته شد در شهری مانند نهاوند به جای اصرار بر توسعه دوره های دانشگاهی، می باید آموزش های فنی و حرفه ای را در تطبیق با نیازهای منطقه گسترش دهیم شاید در آینده کمتر شاهد بیکاری در اقشار جوان شهر باشیم .

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *