بیکاری

اله مراد سیف /

بیکاری و تورم ، دو مشکل بزرگ اقتصادی هستند که بر اقتصاد جوامع تأثیر زیادی دارند. تعریف بیکاری عبارت است از :

“بیکاری عوامل تولید شامل بیکاری نیروی کار، بیکاری سرمایه، بیکاری زمین و یا بیکاری کارآفرین می باشد.”

بیکاری نیروی کار به دلیل این­که با انسان سر و کار دارد و در جامعه تأثیر منفی بر جای می­گذارد و از طرفی بیکاری افراد به بیکاری دیگر عوامل تولید منجر می­شود یا به عبارت دیگر نشان می­دهد که از ظرفیت­های اقتصاد استفاده نشده است، دارای اهمیت بیشتری می­باشد و به آن توجه زیادی می­شود. یکی از اهداف مهم دولت­ها مقابله با این موضوع است که نرخ بالای آن حتی می­تواند به ساقط کردن دولت­ها منجر گردد. بطور خاص می خواهیم ماهیت و علل بیکاری نیروی کار را به سه دلیل بررسی کنیم نخست این که نیروی کار در حدود ۷۵% از درآمد ملی را دریافت می کند و از این جهت عامل مهمی در یاری رساندن به تولیذ ملی است دوم اینکه وقتی کسی بیکار می­شود فشار روانی زیادی روی اوست و تفاوت بیکاری و تورم در همین جاست. تورم اگرچه فشار زیادی بر جامعه ایجاد می­کند و افراد بخشی از قدرت خرید خود را از دست می­دهند، ولی در بیکاری افراد تمام قدرت خرید خود را از دست داده و فشار روانی زیادی بر آن­ها وارد می­شود که می­تواند به مشکلات اجتماعی و سیاسی زیادی منجر گردد. از نظر اجتماعی از بین رفتن بنیان­های خانوادگی و افزایش آمار طلاق و از نظر سیاسی همین که افراد بیکار همان­هایی هستند که باید به دولت­ها رأی دهند، لذا برای سیاست­مداران مهم است که این آمار را کاهش داده و رأی آن­ها را برای خود کسب نمایند. سوم این که  برای بسیاری از مردم  وضعیت نیروی کار عموما بیانگر یک علامت از وضعیت سلامتی کل اقتصاد است .در یک اقتصاد بد مردم رو به بیار شدن می روند و در خلال یک اقتصاد خوب بر عکس .

اما نیروی کار به چه کسانی گفته می­شود:

“نیروی کار، تمام کسانی هستند که می­توانند و می خواهند کار کنند.”

این یک تعریف اقتصادی است و تعریف آماری نیست. البته به صورت قراردادی وقتی که می­خواهند نیروی کار را تعریف کنند می­گویند کلیه کسانی که در سنین کار برای مثال، بین ۱۶ تا ۶۵ سالگی هستند. پس اگر بخواهیم تعریف را کامل­تر کنیم:

  نیروی کار :” تمام کسانی که در سنین کار هستند و می­توانند و می­خواهند کار کنند.”

اگر این تعریف را بپذیریم، ممکن است بسیاری از زنان که به نظر می­رسد، بخشی از نیروی کار هستند را شامل نشود. یعنی زنانی که به دلایل فرهنگی می­توانند ولی نمی­خواهند و یا می خواهند ولی نمی­توانند کار کنند. لذا این گونه افراد جزو نیروی کار محسوب نمی­شوند. پس کشور ما با سایر کشورها در همین تعریف اختلاف پیدا می­کند. دیگر کشورها ممکن است که تمام زنان در سن کار را جزو نیروی کار محسوب کنند ولی در کشور ما تنها زنان شاغل را جزو نیروی کار محسوب می­کنند. در حالی که ممکن است زنان بیکار (کسانی که هم می­خواهند و هم می­توانند ولی شغل مناسب پیدا نمی­کنند) هم داشته باشیم.

بیکاری می تواند ارادی یا غیر ارادی باشد . همچنین چهار نوع بیکاری وجود دارد. ادواری ، فصلی ، اصطحکاکی و ساختاری . در اینجا ابتدا انواع بیکاری توضیح داده شده و سپس معیار رسمی بیکاری و نرخ بیکاری و نهایتاً هزینه های بیکاری را بحث می کنیم .

ماهیت بیکاری

بیکاری شرایطی است که در آن برخی عوامل تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار نمی گیرند . در اینجا از میان عوامل تولید ما بیکاری نیروی کار را منظور نظر داریم . بیکار آن نیروی کاری است که  می خواهد  و می تواند کار کند لیکن فرصت شغلی پیدا نمی کند و بنابراین کسی که نخواهد و یا قادر نباشد کار کند، جزء نیروی کار محسوب نمی شود .

بیکاری ارادی و غیر ارادی 

بیکاری ارادی هنگامی بوجود می اید که فرد شغل قابل دستیابی برای خود را انتخاب نکند بر این انتظار که مشاغل بهتری را پیدا کند .

بیکاری غیر ارادی ان بیکاری است که نیروی کار می خواهد و می تواند این کار را کند اما قادر به یافتن شغل نمی باشد البته حد و مرز ظریفی میان بیکاری ارادی و غیر ارادی وجود دارد برای مثال تصور کنید یک مهندس با مهارت سطح بالا ممکن است بتواند به عنوان یک فروشنده فروشگاه مشغول کار شود ولی او از پذیرش این شغل اجتناب می ورزد و این یک بیکاری ارادی محسوب می شود اما اگر او این شغل را می پذیرفت در ان صورت مهارت و تخصص او از میان می رفت و پدیده بیکاری رخ می داد

بیکاری پنهان هنگامی رخ می دهد که نیروی کار در تولید کالاها و خدمات مشغول می باش اما از توان و قوه او استفاده نمی شود که در اصل این نوع بیکاری با بیکاری غیر ارادی تفاوتی نخواهد داشت .

 

الف – انواع بیکاری: بطور کلی بیکاری چه ارادی باشد و چه غیر ارادی ممکن است به یکی از چهار صورت ادواری ، فصلی ، اصطحکاکی و یا ساختاری باشد .

بیکاری فصلی: بیکاری فصلی نسبتاً منظم و یا فصلی رخ می دهد را کاهشهای در فعالیتهای تجاری ایجاد می کند . بیکاری فصلی شبیه بیکاری ادواری است . با یک تفاوت مهم و آن منظم و قابل پیبش بینی بودن آن است . مانند بیکاری کشاورزان یا کارگران ساختمانی که در اثر تغییر فصل بوجود می­آید و ناشی از طبیعت کار است.

بیکاری اصطکاکی: به بیکاری افرادی گفته می­شود که شغل قبلی را رها می­کنند تا شغل دیگری را دست و پا کنند و در فاصله بین دو شغل بیکار می­شوند. علت اصلی این بیکاری کامل نبودن و شفاف نبودن اطلاعات بازار کار است. بدین معنا که اگر کارفرمایان اطلاعاتشان را کامل و شفاف اعلام نموده و نیروی کار هم اطلاعات خود را به همین نحو اعلام کنند، بخش بزرگی از این نوع بیکاری از بین می­رود.

بیکاری ادواری:  بیکاری ادواری را کاهشهای غیر منظمی که در فعالیت رخ می دهد ایجاد می کند . اقتصادها معمولا با این وضعیت روبرو می شوند و در خلال این کاهشها تولید ملی به دلیل افت مخارج انجام شده برای تولید ملی افت کند و چون در آن صورت شرکتهای تولیدی کالای کمتری می خواهند تولید کنند کارگران کمتری را نیز به تولید مشغول کرده و بخشی از نیروی کار بیکار خواهد شد در اقتصاد سرمایه­داری، اصطلاحی به نام ادوار تجاری یا دور تجاری (Buisness Cycle) وجود دارد. بدین معنی که اقتصادها گاهی در مسیر رونق و گاهی در مسیر رکود قرار دارند. این چرخه یک منحنی سینوسی است، زمانی که اقتصاد به پایین­ترین نقطه خود می­رسد، اوج بحران ب­وجود می­آید:

 

 

  

 البته شکل نمودار اقتصاد الزاما سینوسی نبوده و ممکن است که اشکال مختلفی داشته باشد. تمام اقتصادهای سرمایه­ داری این چرخه­ ی رکود را تجربه کرده ­اند و در بحث عامل ایجاد آن صدها نظریه داده شده است. اما کمتر توانسته­ اند آن را کنترل کنند. درست مانند زلزله که می­دانیم اتفاق می­افتد، ولی نمی­توانیم جلوی وقوع آن را بگیریم. در زمانی که اقتصادها در شرایط رکود قرار می­گیرند، از آنجا که برای محصولات تولید شده خریداری وجود ندارد، بنگاه­ها نیروی کار خود را اخراج کرده تا هزینه­ ها را کاهش دهند.

بیکاری ساختاری: نوعی از بیکاری است که با تغییر ساختار تولید و فن­آوری بوجود می­آید. برای مثال، در بعضی از کارخانه­ها خط­های تولید مکانیزه موجب بیکاری بسیاری از کارگران شده است. راه مقابله با این بیکاری، افزایش مهارت­ها و متخصص نمودن افراد با کمک آموزش­های فنی و حرفه ای است تا بتوان افراد را در بخش­های دیگر مجموعه بکارگیری نمود.

بحث دیگری هم در اقتصاد وجود دارد که در واقع به تغییر سهم بخش­های مختلف در ایجاد تولید ملی برمی‌گردد. در تمامی کشورها ابتدا بخش کشاورزی سهم عمده­ ای از تولید ملی را برعهده داشته است و با صنعتی شدن جوامع رفته رفته، سهم بخش کشاورزی کمرنگ شده و سهم بخش صنعت افزایش یافته است. با پیشرفت فن­آوری­ها بویژه فن­آوری­های نوین و پیشرفته، سهم بخش خدمات افزایش یافته و بخش بزرگی از تولید ملی را به خود اختصاص داده است. برای مثال، در آمریکا بخش کشاورزی کمتر از دو درصد، بخش صنعتی کمتر از بیست درصد و بخش خدمات بطور باور نکردنی بیش از هفتاد و هشت درصد تولید ملی را شامل می شود.

ب – نرخ بیکاری: اگر تعداد بیکاران را تقسیم بر نیروی کار کنیم نرخ بیکاری به­ دست می­آید.

 

۱۰۰ * ( جمعیت فعال یا نیروی کار / تعداد بیکاران) = نرخ بیکاری

 

نکته : تعریف آماری و اقتصادی نرخ بیکاری با یکدیگر متفاوت است. در حالی که بیکاری اقتصادی بر اساس ظرفیت کار افراد یعنی ۸ ساعت درروز تعریف می شود ، بیکاری از نظر آمارهای رسمی بر اساس تعریف سازمان جهانی کار می باشد که افراد با یک ساعت کار در هفته را شاغل و نه بیکار محسوب می کند .

 نرخ مشارکت : شاخص مهمی که در کنار نرخ بیکاری وضعیت بازار کار یک کشور را توضیح می دهد نرخ مشارکت نیروی کار در بازار کار می باشد . این نرخ حاصل نسبت جمعت شاغل بعلاوه بیکار بر جمعیت در سنین کار می باشد. پایین بودن این نرخ نشان می دهد که افراد زیادی که در سن کار هستند متقاضی انجام کار نمی باشند . وضعیت بد اقتصادی می تواند افراد را از جستجوی شغل مایوس کند و نرخ مشارکت را کاهش دهد . 

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *