ناترازی انرژی و نسخه های بدیل آن
اله مراد سیف /
دولت چهاردهم واژه ناترازی را به کلیدواژه ای مهم در آسیب شناسی اقتصاد ملی تبدیل کرده و هر مشکل اقتصادی ساختاری را در برچسب ناترازی خلاصه می کند. این یادداشت به موضوع ناترازی انرژی می پردازد .
در این که میان ظرفیت تولید انرژی در ایران با مصرف آن شاهد یک شکاف رو به رشد هستیم تردیدی وجود ندارد . در این نیز که باید فکری برای ان بشود هم اختلافی نیست. اما موضوع مهم راه چاره این کار است که می تواند در برخی نسخه های وارداتی در شرایط فعلی کشور مخاطره آمیز باشد. در زیر ابتدا علل ناترازی انرژی و سپس راه کارهای برطرف سازی آن مرور خواهد شد و آنگاه به علل مخاطره آمیز بودن راه کارهای قیمتی می پردازیم .
علل ناترازی انرژی (شکاف بین مصرف و تولید انرژی) در ایران شامل موارد زیر است :
- رشد بالای مصرف انرژی:
– ایران یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان در زمینه انرژی است که دلیل آن شامل تکنولوژی پرمصرف موجود در بخش های مختلف اقتصاد مانند صنایع ، نیروگاهها ، ناوگان کامیونت جاده ای و خودروهای شخصی و امثال آن و نیز وجود یارانههای سنگین انرژی به دلیل قیمت پایین حاملهای انرژی و فرهنگ مصرف مسرفانه در بخشهای دولتی و خصوصی و خانگی و نبود مدیریت بهینه انرژی در این زمینه است.
- تولید ناکافی یا ناکارآمد انرژی:
– فرسودگی زیرساختها و تکنولوژی نیروگاهی با راندمان پایین تولید برق.
– تحریمها محدودیت در دسترسی به فناوریهای پیشرفته و سرمایهگذاری خارجی در تولید انرژی را ایجاد کرده است.
– هدررفت انرژی در شبکه توزیع (مثلاً تلفات بالای برق در خطوط انتقال).
- رشد جمعیت و توسعه اقتصادی:
– افزایش تقاضا برای انرژی به دلیل رشد صنایع و شهرنشینی، در حالی که ظرفیت تولید متناسب با آن رشد نکرده است.
- وابستگی به سوختهای فسیلی:
– تمرکز بر نفت و گاز و کمرنگ بودن انرژیهای تجدید پذیر (مانند خورشیدی و بادی) در سبد مصرف انرژی کشور.
و اما کاهش ناترازی انرژی را می توان در چند محور دنبال کرد :
- بهینهسازی مصرف انرژی (مدیریت تقاضا):
– اصلاح الگوی مصرف از طریق آموزش و فرهنگسازی.
– جایگزینی ناوگان جاده ای با راه آهن و توسعه شبکه ریلی
– استانداردسازی تجهیزات مصرف انرژیبر (مثل لوازم خانگی و خودروهای کممصرف).
– عایقبندی ساختمانها برای کاهش تلفات گرمایشی و سرمایشی.
- افزایش تولید و بهرهوری:
– نوسازی نیروگاهها و شبکه توزیع برای کاهش تلفات.
– توسعه انرژیهای تجدیدپذیر (خورشید، باد، زیستی) برای کاهش فشار بر سوختهای فسیلی.
- اصلاح قیمتگذاری انرژی:
– حذف تدریجی یارانههای انرژی بویژه در اقشار پردرآمد و جایگزینی آن با پرداخت نقدی هدفمند به اقشار کمدرآمد.
– تعرفهگذاری پلکانی برای مشترکان پرمصرف.
- جذب سرمایهگذاری و فناوری:
– رفع موانع تحریمی و جذب سرمایهگذاران خارجی در بخش انرژی.
– توسعه مشارکت عمومی-خصوصی برای مدرنیزه کردن زیرساختها.
همان طور که مشخص شد در میان راهکارها ، منطقی کردن قیمت انرژی البته موضوعیت دارد، اما اولا این در شرایطی است که فرصت انتخاب برای مصرف کننده فراهم باشد که در غیر این صورت اولویت این راهکار از جهت اثربخشی برای کاهش مصرف نسبت به دیگر راهکارها محل سوال است . ثانیا راهکار قیمتی در موضوع انرژی برای توزیع درست فشار حاصله و جلوگیری از انتشار اثر تورمی آن نیازمند ایجاد شرایط و الزامات خاص خود می باشد. ثالثا شرایط فعلی پس از جهش ارزی اخیر اساسا مناسب بر ای هیچ گونه جهش قیمتی دیگری نمی باشد. به طور خلاصه، این که چرا راهکار قیمتی (افزایش قیمت انرژی) میتواند مخاطرهآمیز باشد به دلایل زیر است :
- تأثیر تورمی:
– افزایش قیمت حاملهای انرژی مستقیماً بر هزینههای تولید و زندگی مردم اثر میگذارد و ممکن است به تورم افسارگسیخته منجر شود.
- اعتراضات اجتماعی:
– تجربه هدفمندی یارانهها در سال ۱۳۸۹ نشان داد که افزایش ناگهانی قیمتها میتواند به ناآرامیهای گسترده بینجامد.
- آسیب به صنایع:
– بسیاری از صنایع ایران انرژیبر هستند (مثل فولاد و پتروشیمی) و افزایش قیمت انرژی ممکن است رقابتپذیری آنها را در بازار جهانی کاهش دهد.
- عدم آمادگی زیرساختی:
– اگر افزایش قیمتها بدون فراهم کردن جایگزینهای ارزانتر (مثل انرژی تجدیدپذیر) یا ارتقای بهرهوری انجام شود، تنها به کاهش رفاه عمومی منجر میشود.
جمعبندی:
راهکار قیمتی اگر به صورت تدریجی، همراه با حمایت از اقشار آسیبپذیر و توسعه زیرساختهای جایگزین اجرا شود، میتواند مؤثر باشد. اما اگر شتابزده و بدون برنامه باشد، مخاطرات اقتصادی و اجتماعی جدی به همراه خواهد داشت. ترکیب مدیریت مصرف، افزایش بهرهوری و توسعه انرژیهای پاک راهکار پایدارتری برای کاهش ناترازی انرژی است. نکته نهایی این که دولت چهاردهم از هر گونه ساده سازی مساله انرژی در شرایط مخاطره امیز فعلی باید بپرهیزد و به جای آن، به شکل اصولی همه همت خود را بر سه محور افزایش تولید انرژی ، افزایش بهره وری و مدیریت مصرف از مسیرهای غیر قیمتی مصروف سازد . ساده ترین اقدام در این رابطه استفاده حداکثری از ظرفیت کارت سوخت در مصرف بنزین و گازوئیل و اجرای طرح تعلق بنزین به خانوار به جای خودرو برای توزیع عادلانه یارانه آن و نیز تخصیص سهمیه با ناوگان حمل و نقل جاده ای بر اساس کارکرد و نه بر اساس کامیون و مقابله جدی با قاچاق سیستمی و عمده یارانه سوخت می باشد.
