نقد و ارزیابی کتاب الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی

نقد و ارزیابی کتاب الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی

اثر  : سنایی فر- بکتاشیان- جوانی – قاسمی

 

اله مراد سیف[۱]

 

 

  • ﻣﻌﺮﻓﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻒ اﺛﺮ و ارزﯾﺎﺑﯽﺷﮑﻠﯽ آن

 

مشخصات کلی :

کتاب در۲۳۰ صفحه مشتمل بر دو بخش (بخش اول با سه فصل و بخش دوم با  شش فصل)مجموعا با ۹ فصل تنظم شده است . کتاب رویکرد تخصصی نداشته و بیشتر مطالب کتاب گردآوری از دیگران است و لذا یک کتاب تالیفی نیست  با این وجود ،  حسن انتخابمطالب توسط نویسندگان تایید می شود . کتاب با مقدمهکوتاهی شروع می شود که موسسه فرهنگی صبح امید تنظیم کرده و متاسفانه این مقدمه ۳ صفحه ای از اشکالات و ایرادات ویرایشی رنج می بردکه از همان ابتدا تصویری منفی از کتاب را در ذهن خواننده انعکاس می دهد . در همین مقدمه ادعا شده است که : « شاید در نوع خود اولین اثر عرضه شده در قالب یک کتاب در موضوع اقتصاد مقاومتی می باشد»  که این ادعا درست نیست .

فصل های کتاب بدون مقدمه شروع شده و با یک جمع بندی و نیز پرسش های فصل  به پایان می رسند . اگرچه این پرسشهای فصل در نگاه اول رویکردی آموزشی را برای کتاب به ذهن متبادرمی سازد ، لیکن عمق علمی نه چندان زیاد اثر این ویژگی را کم رنگ می سازد.

 

فصل ها و بخش ها :

از نه فصل کتاب سه فصل آن در بخش اول با موضوع مفاهیم و کلیات آمده است که ۸۸ صفحه از کتاب را شامل می شود . منظور نویسندگان از کلیات شامل تعاریف در فصل اول ، پیشینه اقتصاد مقاومتی در فصل دوم و بررسی تحریم های اقتصادی علیه ایران در فصل سوم است.

بخش دوم با عنوان ارکان و الزامات اقتصاد مقاومتی مشتمل بر شش فصل است  که مجددا از فصل اول شروع و تا فصل ششم ادامه می یابد .[۲] این شش فصل شامل عناوین اقتصاد بدون نفت ، شرکت های دانش بنیان ، تولید ملی ، مدیریت مصرف ، مردمی سازی اقتصاد و نیز مدیریت زمان و منابع می باشد . با عنایت به عنوان بخش دوم روشن نمی گردد که کدام یک از عناوین فصل ها ارکان اقتصاد مقاومتی و کدام الزامات آن هستند و گویا نویسندگان محترم ارکان و الزامات را معادل هم استفاده کرده اند .

 

ویژگی های فنی اثر:

در طرح روی جلد تلاش شده است با نشان دادن برخی فعالیت های صنعتی و کشاورزی با عنوان ارتباط برقرار شود . درپشت جلد هم جمله ای ازمقام معظم رهبری برخی ارکان های اقتصاد مقاومتی را برمی شمارد .

کتاب به طور کلی از جهت صفحه آرایی ساده برخورد کرده است .  ناشر هم چندان آشنا نیست. ایرادات ویراستاری در جایی که به قلم نویسندگان است و از جای دیگری اقتباس نشده بیشتر دیده می شود .

 

ویرایش ادبی :

کتاب به لحاظ نوشتاری یکدست نیست و دلیل آن نیز اقتباس زیاد از دیگران است. در موارد زیادی مطالب از سایت ها و روزنامه ها نقل شده که از اعتبار علمی اثر می کاهد .  در مواردی جمله بندی ها دارای ایراد است و مشخص می سازد که ویراستاری ادبی لازم دارد . [۳]

ارجاع دهی :

در ارجاع دهی و مستند سازی درست عمل نشده به طوری که چندین پاراگراف و یا حتی صفحه که از یک ماخذ گرفته شده تنها در پایان آن استناد ذکر می شود و این تلقی را ایجاد می کند که تنها پاراگراف آخر از آن منبع می باشد که چنین نیست . برای نمونه ارجاع پایان صفحه ۲۴ مربوط به همه مطالب این صفحه و صفحه قبل آن می باشد .

 

  • تحلیل محتوی اثر :

نظریه کلی :

این اثر یک کتاب علمی و یا یک متن آموزشی نیست .  مطالب انسجام کلی کاملی ندارند  و اگرچه سعی شده است سیر منطقی خاصی را دنبال کنند لیکن در مجموع  نوعی کنار هم گذاشتن عناوین به صورتی تصنعی در کتاب دیده می شود . در برخی موارد راه کارها چندان جزیی نگر می شوند که تا نسخه اجرایی هم پیش می رود  .[۴] در برخی دیگر موارد مانند حمایت از تولید داخلی  ابتدا ۱۹ راه کار  و بلافاصله ۱۱ راه کار آورده می شود که نشان می دهد نویسندگان زمام قلم را خود در دست ندارند و متناسب با مطالب در دسترس از دیگران ، عمل می کنند . [۵]

تکرار مطالب دیده می شود . اقتباس زیاد انجام گرفته از کارهای دیگران موجب شده پیوستگی و یا سیر منطقی کاملی بویژه در تحلیل های صورت گرفته دیده نشود . البته مطالب خوب نیز در کتاب  دیده می شود  لیکن میزان استحکام تحلیل ها بسته با ماخذ مطالب اخذ شده متفاوت است و از این جهت نیز یکدست نمی باشد . سعی شده اخلاق علمی در ارجاعات رعایت شود ولی این خود ضعف اقتباس زیاد از دیگران را آشکارتر ساخته است . اگرچه هماهنگی مطالب با ارزش های اسلامی متناسب با عنوان کتاب در متن دیده می شود لیکن  از خلاقیت ونوآوری حتی در اقتباس از مطالب دیگران خبری نیست . منابع از حیث اعتبار نیز متفاوت هستند .

 

فصل اول :

فصل اول با عنوان «تعاریف» در ۱۶ صفحه  با  جملاتی مقدماتی و سپس تعریف لغوی و اصطلاحی اقتصاد شروع می شود . سپس تعاریفی از اقتصاد مقاومتی را تشریح می کند که چهار تعریف آن از یک ماخذ و سه تعریف از سه ماخذ دیگر آورده شده است .

در تعریف اقتصاد پس از ذکری که از منابع کمیاب آمده بیان داشته اند : « هرچند این تعریفنیز قابل نقد و بررسی است زیرا از دیدگاه قرآن نعمت های الهی به بشر نامحدود است» . [۶] چنین بیانی از عدم تسلط نویسندگان به ادبیات علم اقتصاد  حکایت دارد . اگر منابع نامحدود باشد دیگر فلسفه وجودی علم اقتصاد منتفی خواهد بود و اقتصاد به طور کلی و اقتصاد مقاومتی به طور اخص موضوعیت نخواهند داشت . البته نعمت های الهی بر بندگان قابل شمارش نیست و این منافاتی با محدود بودن منابع  ندارد . همان طور که عمر یک انسان محدود است . همه داشته های انسان هم محدود هستند و اساسا عالم ماده ،عالم محدودیت است .

تفاوت اقتصاد مقاومتی با ریاضت اقتصادی و رابطه مقاومت اقتصادی با اقتصاد مقاومتی در این فصل توضیح داده شده و جهاد اقتصادی هم تشریح شده است لیکن رابطه جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی را ذکر نکرده اند .

 

فصل دوم :

فصل دوم به پیشینه اقتصاد مقاومتی می پردازد . با توضیحی که در ابتدا می آورند معلوم می شود که منظور نویسندگان پیشینه مقاومت اقتصادی است . در ابتدا ، به استعمار اشاره دارند و معتقد هستند که استعمار موجب شکاف زیاد سطح درآمد جوامع شده است . سال ۱۸۵۰ میلادی را با فاصله درآمدی ۲۰ درصدی  به  عنوان مبنا و سال ۱۹۵۰ میلادی را با فاصله درآمدی ۱۰ برابر  و  سال ۱۹۸۰ میلادی را با فاصله درآمدی زیاد که ۲۲۰۰ سال تا ۶۰۰۰ سال زمان برای پرکردن آن زمان لازم است ذکر می کنند . سوالی که ایجاد می شود این است که تاریخ استعمار همان طور که خود کتاب در صفحه بعد[۷] ذکر می کند به صدها سال قبل از ۱۸۵۰ میلادی برگشت دارد  که نمی توان همه فاصله درآمدی را با این استدلال توجیه کرد . به عبارتی انقلاب صنعتی هم سهم دارد و البته انقلاب صنعنی در کنار استعمار به شکاف درآودی جوامع دامن زده است . ایم مطلب را کتاب در ابتدای صفحه ۴۱ خود اعتراف کرده است . [۸]

در صفحه ۴۳ راجع به هندوستان از یک ماخذ آورده است که : « هندوستان برای مدت ۵۰۰۰ سال داری یک فرهنگ بسیار عالی بوده و به طور دائمی نظر خارجیان را به خود جلب می کرد». احتمالا عدد ۵۰۰ سال درست است.

در ادامه سابقه مقاومت اقتصادی را در صدر اسلام در ماجرای شعب ابی طالب نقل کرده اند که در متن بیان ماجرا اشاره دارد که وضعیت ما وضعیت شعب ابی طالب نیست و بلکه شرایط بدر و خیبر راداریم . سوال این است که در این صورت نقل این ماجرا چه لزومی دارد ؟

برخی ایرادات ظاهری نیز در این فصل مشاهده شد . [۹]

 

فصل سوم :

در فصل سوم بررسی تحریم های اقتصادی علیه ایران مطرح شده است . ازآنجا که مطالب فصل همه مربوط به پس از انقلاب اسلامی است  لازم بود که به جای «ایران» از «جمهوری اسلامی ایران» استفاده شود . مطالب فصل از جهت اختصار خوب است و نسبتا موفق عمل کرده است .

 

بخش دوم

فصل اول :

در فصل اول از بخش دوم اقتصاد بدون نفت مطرح شده است . صادرات غیر نفتی در ادامه آمده است و برنامه های توسعه اول و دوم از این لحاظ مورد ارزیابی قرار گرفته است ولی معلوم نیست چرا برنامه های توسعه بعدی سوم و چهارم (با توجه به سال چاپ کتاب) مورد بررسی قرار نگرفته است . کتاب در این بحث راهکارهایی را ذکر می کند[۱۰] که چون این موارد تنها برگرفته از یک منبع می باشد اگرچه مفید هستند لیکن جامع و مانع نیستند و لذا این شیوه کار مناسب یک کتاب علمی نیست .

 

فصل دوم :

فصل دوم از بخش دوم به شرکت های دانش بنیان پرداخته است . متاسفانه تعریف روشنی از اقتصاد دانش بنیان  در این فصل داده نشده است . در صفحه ۱۱۲ آمده است :  « منظور از تولید ثروت از دانش در شرکت های دانش بنیان این است که این شرکت ها بتوانند با تولید محصولات علمی[۱۱] ، ارزش افزوده ی آن ها را هم افزایش دهند تا در دنیای رقابتی ، از استانداردهای لازم برخوردار باشند.» روشن است که این تعریف از تولید ثروت از دانش چندان شفاف نیست  و چرخه تبدیل علم بهابداع و محصول تجاری سازی شده را  نشان نمی دهد .

 

فصل سوم :

فصل سوم از بخش دوم به تولید ملی پرداخته است . در پاراگراف اول بحث از «خودکفایی و خوداتکایی در تمامی زمینه های اقتصادی»[۱۲] شده است که پذیرفتنی نیست ، چراکه ، مفهوم حمایت از تولید ملی رفتن به سمت یک اقتصاد خودبسنده نیست ، بلکه تولید ملی مورد نظر اقتصاد مقاومتی در بستر تعامل و داد و ستد اقتصادی معنی پیدا می کند .

در این فصل بعضا مطالب مختلفی مطرح می شوند که ذیل عناوینی گنجانیده شده اند . [۱۳] همچنین راهکارهایی مطرح می شود بدون این که چگونگی آن بیان شود . [۱۴]

در همین فصل برای حمایت از تولید ملی از دو ماخذ دو فهرست راه کار ۱۹ تایی و ۱۱ تایی آورده شده است بدون این که  روایی این راه کارها بحث شود و یا حتی همپوشانی و یا تکرار این راه کارها را مورد توجه قرار دهند .

 

فصل چهارم :

فصل چهارم از بخش دوم  به مدیریت مصرف اختصاص دارد . از جمله مطالب خوب این فصل  که از سایت تبیان نقل شده نسبت مصرف مواردی از سبد مصرف خانوار به صورت مقایسه ای است . [۱۵] نتیجه این فصل این است که ما مردم مسرفی هستیم . در ادامه این فصل معلوم نیست به چه مناسبت از طرح تحول اقتصادی دولت نهم  و محورهای هفت گانه آن ذکری شده است . در ادامه راهکارهای شانزده گانه ای برای مدیریت مصرف مطرح شده است .

 

فصل پنجم:

فصل پنجم از بخش دوممردمی سازی اقتصاد را مطرح کرده است . گونه شناسی نقش مردم در این فصل به نقش مردم در دفاع مقدس ، مقابله با گروهک ها ، تحریم ، جنگ نرم و سازندگی  پرداخته است . اگر چه این موارد ارزشمند هستند ، لیکن سابقه حضور مردم در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران مد نظر است و حتی دردوران دفاع مقدس نیز حضور اقتصادی مردم در پشتیبانی از جنگ باید مطرح می شد .

 

فصل ششم :

فصل ششم از بخش دوم  به مدیریت زمان و منابع پرداخته است . در ابتدا مدیریت زمان مطرح شده لیکن سیاق بحث به گونه ای است که سطح خرد  وآن هم فردی این بحث بیشتر دنبال شده است  که به غنیمت شماری عمر  توسط انسان  ختم شده است. در ادامه به اختصار منابع طبیعی و آب و معادن  نیز مدیریت منابع انسانی مطرح شده و به اختصار توضیح داده شده است و راهبردهایی برای مدیریت منابع ذکر شده است  .

نهایتا کتاب بدون فصلی برای نتیجه گیری کلی به اتمام می رسد .

 

  • ارزیابی نهایی اثر :

این اثر در مجموع از نظر اینجانب یک کتاب تالیفی نیست ولیکن هم به لحاظ عناوین و هم محتوی از نقاط قوت خوبی برخوردار است که البته نمی تواند سطح آن را تا یک کتاب آموزشی ارتقا دهد . در برخی موارد به گونه ای اقتباس از کار دیگران صورت گرفته که  فرصت جمع بندی و ارزیابی آنها در اثر فراهم نشده است و مثلا پشت سرهم راهکار از منابع مختلف ذکر می شود . ایرادات ویرایشی مشهود است و برخی منابع مورد ارجاع از اعتبار علمی لازم برخوردار نیستند .

 

[۱] . دانشیار اقتصاد دانشگاه جامع امام حسین (ع)

[۲]. بهتر این بود که بخش دوم را با فصول چهارم تا دهم  قسمت بندی می کردند .

[۳]. برای مثال این جمله : « اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که بتواند ضمن قوام بخشیدن به جامعه برای جامعه هر گونه فشار و بحران های داخلی و بیرونی را پشت سر گذارد…» ص ۲۶٫

[۴]. برای نومنه راه کارهای صفحات ۱۰۴ و ۱۰۵

[۵]. صفحات ۱۴۶ تا ۱۴۹

[۶]ص. ۲۱

[۷]ص. ۳۷

[۸]. البته ایراد ویرایشی پاراگراف اول ص ۱۴۰ را هم باید توجه داشت.

[۹]. در فصل دوم در نسخه ای از کتاب که در اختیار بود صفحات ۳۳ تا ۴۸ به صورت تکراری آورده شده است .

[۱۰]. صفعات ۱۰۴ و ۱۰۵

[۱۱]. احتمالا تولید علمی محصولات منظور بوده است.

[۱۲]. ص. ۱۳۱

[۱۳]. برای مثال عدم هدایت درآمدهای ارزی نفت و نپرداختن یارانه تولید که ذیل عدم نقدینگی کافی بخش تولید آمده  (ص ۱۳۶) و یا هزینه بربودن بخش تولید و واردات بی رویه که ذیل عنوان بهره وری پابی آمده است (۱۳۸).

[۱۴]. برای مثال نابودی علف های ارز از مزارع (ص ۱۴۲).

[۱۵]. ص. ۱۶۴

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *