چهل سالگی نظام و محورهای تحول در آینده : توسعه و تقویت شفافیت


نظام جمهوری اسلامی ایران که انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی اصیل در پشتوانه خود دارد، از آن جهت که تشکیل یک جامعه اسوه اسلامی و انقلابی را آرمان خود قرار داده است، در چهل سالگی نیازمند باز اندیشی راه طی شده برای طراحی مسیر پیش رو در آینده می باشد . چهل سال تجربه در کوران حوادث بزرگ و در میدان های آزمون های بسیار دشوار خود یک سرمایه بزرگ تاریخی برای یک ملت است که بهره گیری درست از این سرمایه بطور قطع می تواند آینده روشن تری را نوید دهد . در این باز اندیشی دیدن نقاط ضعف در کنار نقاط قوت یک ضرورت است و فهرست کردن کاستی هایی که می باید در برنامه تحولی برای رفع آنها اندیشه شود بسیار مهم و اثرگذار خواهد بود .

از نگاهی دیگر ، انقلاب اسلامی تنها متعلق به ملت ایران نبوده و از آنِ همه ملت هایی است که می خواهند خارج از چتر نظام سلطه زندگی کنند و مستقل باشند. هنر انقلاب و نظام اسلامی هم تنها این نخواهد بود که در داخل مرزهای جغرافیایی خود، استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی ایران را تحقق بخشد. بلکه هنر بزرگتر در الگوسازی برای راهبری سایر ملتها و نظام ها صورت تحقق خواهد پذیرفت . لازمه چنین اتفاقی آن است که جدول موفقیت های نظام تکمیل شده و کاستی های موجود برطرف گردد.

از آنجا که هدف این نوشتار پی ریزی طرحی برای آینده است ، بیشتر به مواردی خواهد پرداخت که در آن با مسایل زیادی روبرو هستیم که بدون رفع آنها، احتمال رنگ باختن و از دست رفتن دستاوردهای چهل ساله فعلی نیز وجود دارد . یک محور از این تحول، توسعه و تقویت شفافیت در نظام اسلامی است. ضرورت این تحول و چگونگی آن را در زیر مرور می کنیم.

نظام اسلامی از مردم بوده و برای مردم است. این نظام که برخواسته از فرهنگ اسلامی و علوی است (همان طور که از امام علی در نهج البلاغه نقل شده است) نمی تواند جز اسرار جنگی و به تعبیر امروزی آن اسرار امنیت ملی را از مردم پنهان دارد . ضعف شفافیت در سال های گذشته منجر به آن شده است که گروه هایی از این نبود شفافیت بهره مند شوند و انواع مفاسد اقتصادی در دامن همین نقیصه پرورش داده شده است . مفاسدی که در نبود شفافیت ممکن است حتی در درون دستگاهها و کسانی که وظیفه مقابله با آن را بر عهده دارند، در یک مبادله نامیمون مورد تهاتر قرار گیرند و لذا زیر پوست نظام تداوم پیدا کنند . شفافیت قبل از آن که یک شعار باشد، می باید یک معیار برای اصلاح ساختارهای موجود باشد . ساختار مالی و مالیاتی ، ساختار ارزی، پولی و بانکی ، ساختار تجاری و گمرکی ، ساختار برنامه و بودجه عمومی و نیز ساختار مدیریتی و حاکمیتی و عزل و نصب ها، همه و همه با معیار شفافیت می باید مورد بازنگری قرار گیرند . چه ایرادی دارد که اطلاعات مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی شفاف و قابل دستیابی باشد ؟ چه ایرادی دارد که مالکیت ها شفاف شود و تراکنش های بانکی بویژه برای مسئولین و وابستگان آنها قابل رصد باشد ؟ چه ایرادی دارد که مجوزهای واردات در سامانه گمرک قابل دستیابی باشد . اگر نظام اسلامی بخواهد فساد را ریشه کن کند چاره ای جز در پیش گرفتن راهبرد شفاف سازی ندارد . سازمان های نظارتی اگر چند برابر امکانات نیرویی و ابزاری فعلی را هم داشته باشند از کنترل کامل مفاسد عاجز هستند . تنها این خیل عظیم مردم هستند که می توانند دیده بان نظام خود باشند و باید با چشم باز همه کنش ها را نظاره کنند و فرصت خطا به خلاف کاران را ندهند . در همه سازمان های دولتی و وابسته به دولت ، اتاق های شیشه ای و قابل رصد برای عامه مردم می باید صورت عینی پیدا کند . هر گونه حیاط خلوت در ارگان های دولتی باید شناسایی و از میان برداشته شود . اگر چنین شود، دیگر وزارتخانه ها، شرکت های دولتی قابل واگذاری را با چنگ و دندان در تملک خود نگه نمی دارند . اگر چنین شد چربی و شیرینی مسئولیت ها کمتر خواهد شد و دیگر برای تصاحب این مسئولیت ها، دنیاطلبان کاسبکار مسابقه نمی دهند و شایسته سالاری معنی و مفهوم خود را پیدا خواهد کرد . بدون تردید همه این زمینه ها از عوامل اصلی ایجاد فاصله میان مردم و نظام اسلامی هستند و نباید مورد مماشات قرار گیرند. این محور تحولی از جمله محورهایی است که در عمل با مقاومت زیادی روبرو خواهد شد و تنها آنچه می تواند آن را به اجرا نزدیک سازد، تبدیل آن به یک خواست و مطالبه عمومی، برای گشودن درب عرصه های ممنوعه ای است که در چهل سال گذشته شکل بنا شده است . رسانه ها که خود از مهمترین ابزارهای ایجاد شفافیت هستند ، می باید در تبدیل این مهم به یک مطالبه عمومی نیز نقش مهم  خود را ایفا کنند .  

۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *