رابطه تورم با گرانی : چرا وضعیت معیشتی مردم با کنترل تورم بهتر نمی شود؟

1+

اله مراد سیف / تورم به افزایش بی رویه سطح عمومی قیمتها گفته می شود. دو نکته مهم این تعریف یکی سطح عمومی قیمت است که به معدل همه قیمت ها در اقتصاد اطلاق می شود . مورد دوم بی رویه بودن است که به مفهوم افزایش سطح قیمت ها بی تناسب با افزایش در درآمدها می باشد .

بر خلاف تورم که یک واژه علمی در نظریه اقتصادی است، گرانی یک اصطلاح عامیانه است که مردم بکار می برند و منظور آنها این است که توان و قدرت خرید آنها برای کالا یا خدمات خاصی کاهش یافته است . هنگامی از گرانی بحث می کنیم در حوزه اقتصاد خردهستیم و اشاره ما به یک کالا یا خدمات خاص و یا در حالت کلی تر یک بازار خاص می باشد . برای مثال، گرانی در بازار مسکن به این معنی است که تهیه مسکن برای متقاضیان دشوارتر شده است. به تعبیر دقیق تر تقاضا کننده مسکن مجبور است به طور کلی (ویا نسبت به گذشته) سهم  بالا (و یا بالاتری) از درآمد خود را برای تهیه مسکن (به صورت خرید و یا اجاره) اختصاص دهد. لذا گرانی را می توان به عنوان یک معیار مطلق و یا نسبی بکار برد . در حالت مطلق آن، چنانچه برای یک گروه درآمدی (مثلا دهک اول یا دوم درآمدی) تهیه یک کالا و یا خدمت مستلزم اختصاص سهم قابل توجهی از درآمد آن گروه باشد و به تعبیری، تهیه یک کالا یا خدمت برای آن گروه درآمدی راحت نباشد، گفته می شود آن کالا یا خدمت برای آن گروه درآمدی گران تمام می شود . در حالت نسبی آن نیز  اگر برای یک گروه درآمدی تهیه یک کالا نسبت به گذشته دشوارتر شده باشد باز گفته می شود مشکل گرانی و یا به تعبیر بهتر گران شدن کالا یا خدمت وجود دارد. در هرصورت، در گرانی تناسب قیمت یک کالا یا خدمت با درآمد بسیار تعیین کننده است . بنا بر این، در حالی که ممکن است یک کالا یا خدمت برای یک گروه درآمدی گران تلقی شود، برای گروه درآمدی دیگر ممکن است همزمان ارزان باشد . همین رابطه برای قیمت ها در کشورهای مختف برقرار است .از آنجا که قدرت خرید پول های مختلف با هم برابر نیست ممکن است برای یک توریست، خرید از لوکس ترین رستوران در یک کشور خارجی ارزان تمام شود چرا که قدرت خرید پول ملی آن توریست  بالاتر از قدرت خرید پول ملی کشور خارجی  باشد .

همان طور که تورم یک متغیر است و می تواند کم و یا زیاد شود ، گرانی نیز می تواند تشدید و یا تخفیف پیدا کند . به دلایلی ممکن است کالایی که گران بوده ارزان و یا کالایی که ارزان بوده گران شود .  نکته مهمی که در اینجا ارزش بحث دارد ارتباط تورم با گرانی است . در این که گرانی با تورم دو پدید کاملاً متمایز هستند، تردیدی وجود ندارد. اما سوال این است که رابطه علت و معلولی تورم با گرانی چگونه است ؟ اهمیت این سوال از آنجاست که با روشن شدن پاسخ مربوطه، در سیاست گذاری اقتصادی برای کنترل تورم و یا گرانی و یا وعده هایی که از جانب مسئولین برای کنترل قیمت ها و بهبود اوضاع معیشتی مردم داده می شود ،دقیق تر می توان عمل کرد .

نکته جالبی وجود دارد و آن این که ممکن است در کشوری تورم کنترل شده باشد و به تعبیری تورم نداشته باشیم ، لیکن در همان کشور گرانی وجود داشته باشد . نمونه نزدیک آن کشور عراق در حال حاضر است . از سال ۲۰۰۶ تا کنون تغییرات نرخ دینار عراق (که با دلار امریکا تثبیت شده) و نیز نرخ تورم این کشور کنترل شده است . به تعبیری در کشور عراق تورم اندکی وجود دارد  و  تغییرات سطح عمومی قیمت ها از یک سال به سال بعد تنها ۴ یا ۵ درصد است . با این حال اگر با یک شهروند عراقی صحبت کنید متوجه می شوید که تهیه بسیاری از وسایل زندگی برای یک خانوار عراقی بسیار دشوار و از نظر آنها مشکل گرانی در این کشور وجود دارد . برخی کالاها به طور مشخص در کشور عراق بسیار گران تر از کشور ما در ایران است . برای مثال بنزین و یا نان در کشور ایران ارزن تر از کشور عراق است . هنگامی که سطح درآمد سرانه دو کشور نیز در این مقایسه وارد می شود این قیاس، وجه روشن تری به خود می گیرد . اگر درآمد سرانه دو کشور مساوی باشد، قیمت یک کالا در یک کشور هنگامی که در سنجش با پول کشور ثالثی (مثلا دلار ) پایین تر باشد به معنای ارزان تر آن کالا و اگر بالاتر باشد، گران تر بودن آن است . در حالت کلی نیز نسبت قیمت یک کالا به درآمد سرانه می تواند معیار مناسبی برای ارزان بودن یا گران بودن نسبی یک کالا یا خدمت باشد .

نتیجه تا اینجا این خواهد بود که گرانی دو وجه دارد که یکی وجه مطلق آن (در قیاس با سطح درآمد ها) و دیگری وجه نسبی آن (در قیاس با دوره زمانی قبل)  است . در جایی ممکن است تورم نباشد اما گرانی (در وجه مطلق و نه لزوما نسبت به گذشته آن) وجود داشته باشد . در نقطه مقابل اگر در کشوری تورم باشد ، گرانی در وجه نسبی آن بسیار محتمل خواهد بود و در وجه مطلق آن نیز (در قیاس با سطح درآمدها ) بویژه در شرایطی که رشد درآمد سرانه واقعی در اقتصاد جبران کننده نباشد ، می تواند وجود باشد و احتمال نبودن آن بسیار ضعیف خواهد بود.

نکته مهم دیگر آن است که برای بهبود اوضاع اقتصادی مردم  می باید هدف گذاری تورمی همزمان با هدف کنترل گرانی از طریق نظارت بر بازارها  و در صورت لزوم پرداخت های جبرانی به گروههای پایین درآمدی صورت گیرد . از آنجا که تورم موجب افزایش سطح عمومی قیمت ها بدون تناسب با سطح درآمدها در اقتصاد می شود اگر تنها هدف گذاری تورمی در اقتصاد  پیگیری شود به دلیل آن که این سیاست می تواند به شرایط بیکاری عوامل  و تشدید رکود (که در پدیده رکود تورمی همراه با تورم موجود است) دامن بزند  همزمان با کنترل تورم شرایط گرانی را برای گروههای پایین درآمدی تشدید کند . این همان فشاری است که معمولا این گروههای درآمدی آن را احساس می کنند و ناخشنودی خود را از سیاست های دولت ها به تعبیر بدتر شدن اوضاع در شرایطی اعلام می کنند که دولت مدعی شده که تورم را کنترل کرده است .

1+

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *