اقتصاد مقاومتی در شرایط خروج اروپا از برجام : داستان بلدرچین و برزگر

1+

اله مراد سیف /  « بلدرچینی با سه جوجه خود در کشتزاری لانه داشت. چون فصل درو شد، یکی از جوجه‌ها پیش مادرش آمد و گفت: مادر امروز شنیدم کشاورز به زنش می‌گفت فردا همسایگان به کمک می آیند و کشتزار را به کمک آنها درو خواهیم کرد. مادر گفت: راحت باشید هیچ اتفاقی نمی‌افتد.  فردا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد. شب یکی دیگر از جوجه‌ها پیش مادر آمد و گفت: مادر امروز شنیدم که کشاورز به زنش می‌گفت فردا پسرعموهایم به کمک می‌آیند و با کمک آنها کشتزار را درو خواهیم کرد. مادر گفت راحت باشید فردا مزرعه درو نخواهد شد.  چون دوباره شب فرا رسید، جوجه سوم پیش مادر آمد و گفت: امروز کشاورز به زنش می‌گفت فردا خودمان با هم آستین‌ها را بالا می‌زنیم و مزرعه را درو می‌کنیم. بلدرچین مادر گفت : فردا حتما لانه ما خراب می‌شود و باید اینجا را ترک کنیم. جوجه‌ها پرسیدند مگر این بار با دفعه‌های قبل چه فرقی دارد؟ مادر گفت: تا زمانی که کشاورز به امید این و آن نشسته بود مطمئن بودم کسی او را یاری نمی‌کند، ولی چون خودش تصمیم دارد مزرعه را درو کند، اطمینان دارم مزرعه درو خواهد شد.»

آنچه از این داستان دبستانی می توان برای اقتصاد ملی امروز خود بیاموزیم این است که اروپا برای دروکردن محصول انقلاب به ما کمکی نخواهد کرد . تنها راه این است که خود آستین های همت را بالا بزنیم و منهای هر گونه کمکی از اروپا برنامه ریزی کنیم . چنین راهبردی الزاماتی چند دارد :

  • برنامه ریزی در شرایط محدودیت منابع ویژگی اصلی و محوری شرایط حاضر است . لذا تشخیص درست اولویت ها از هر زمان دیگری لازم تر می نماید .
  • شناخت درست ظرفیت ها و ارزیابی درست چالش ها بسیار مهم است .
  • ظرفیت های زیادی هم اکنون در دسترس ما وجود دارد که بنا به ملاحظات سیاسی دست نخورده باقی مانده است . از جمله آنها منابع انرژی است که با بهره وری پایین در مصارفی نه چندان اولویت دار به هدر می رود . البته تاکید این نکته لازم است که منظور این یادداشت از توجه به این ظرفیت مهم آزاد سازی قیمت انرژی نیست، بلکه «مدیریت انرژی» است که هم اکنون وجود ندارد .
  • از جمله ظرفیت های دیگر اقتصادی، روابط تجاری با کشورهای دوست و بویژه کشورهای همسایه است . از الگوهای همکاری بسیار متنوعی می توانیم در این روابط استفاده کنیم و به هیچ بهانه ای نباید در آن تعلل داشته باشیم .
  • تحول در جهت گیری مالیاتی از مالیات بر تولید به سمت مالیات بر ثروت و مالیات بر فعالیت های غیر مولد یک ضرورت اساسی در شرایط محدودیت منابع موجود بلکه در آینده به طور کلی است .
  • منابع بانکی از دیگر ظرفیت های مهمی است که هم اکنون به جای آنکه مشکلی را حل کند خود مشکل آفرین شده است . چنین شرایطی معلول جهت گیری نظام بانکی است که هدف اصلی خود را سود ساختن برای سهامداران و سپرده گذاران قرار داده است . تغییر این جهت گیری البته به دلیل این که نظام بانکی بخشی از درآمد خانوارها را با سود سپرده ها تامین می کند و نیز به دلیل این که بانکها  به دلیل راکد بودن بخشی از دارایی ها و مسایلی مانند مطالبات غیر جاری و معوقه در شرایط ضعف هستند چندان راحت نیست، لیکن اگر برنامه تحولی برای وضعیت موجود طرحریزی شود، مراحل آن می تواند قدم به قدم طی شود و جهت گیری آن به مرور اصلاح گردد . نکته مهم این است که چنین برنامه تحولی را نباید به بهانه مشکلات آن پشت گوش انداخت و یا به آینده نامعلوم حواله داد.
  • مشارکت مردم در اقتصاد ظرفیت تمام نشدنی دیگری است که تا کنون جدی گرفته نشده است . هدایت سرمایه های خرد مردم به بازار سرمایه برای تامین مالی تولید ، واگذاری شرکت های دولتی به مردم و نیز مشارکت مردم در اجرای پروژه های عمرانی تنها بخشی از این مشارکت است که می تواند جدی گرفته شود .
  • چالش های اقتصادی را می باید ارزیابی دقیق تری کنیم تا اصل و فرع آنها شناخته شود . برای نمونه اصلی ترین چالش امروز وضعیت معیشتی مردم و نیز شرایط رکودی تولید است . اگر این دو چالش محور برنامه ریزی قرار گیرد می تواند در تخصیص بهینه ظرفیت ها و منابع بسیار تعیین کننده باشد .

 

نتیجه این که : با هم آستین‌ها را بالا بزنیم و مزرعه خویش را  خود درو کنیم .

 

1+

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *