انتقال پذیری تورم و بازتوزیع «بار تورمی»

0

اله مراد سیف / تورم به مفهوم افزایش درصدی شاخص عمومی قیمت ها در اقتصاد است . شاخص عمومی قیمت ها متوسطی وزنی از یک سبد مشخص از کالاها و خدمات است که بیشتریت سهم را در سبد مصرف کل جامعه داشته اند .نتیجه این که نرخ تورم اعلامی را می توان متوسطی از نرخ های تورم هر یک از دهک های درآمدی تصور کرد . این که تورم در میان دهک های درآمدی به یک میزان توزیع شده است یا برخی دهک ها بار تورمی[۱] بیشتری نسبت به برخی دیگر داشته باشند موضوع توزیع بار تورمی میان دهک های درآمدی است که در این یادداشت به آن می پردازیم .

اگر فرض کنیم یک تورم ۴۰ درصدی وجود داشته باشد ، این لزوما بدان معنی نیست که همه دهک های درآمدی به یک میزان و همه با ۴۰ درصد افزایش در هزینه های خود مواجه خواهند بود . به طور ساده ممکن است در یک تورم ۴۰ درصدی برخی دهک ها کمتر از ۴۰ درصد و برخی بیشتر از ۴۰ درصد بار تورمی و افزایش هزینه زندگی را احساس کنند . لذا توزیع بار تورمی موضوعی مهم تر از خود تورم می تواند باشد . به همین ترتیب ، اگر پیش بینی می شود که سیاست جدید دولت (مثلا در مورد افزایش قیمت بنزین)  نرخ تورم موجود را به میزان ۵ درصد می افزاید ، همزمان ممکن است( و بیشتر محتمل است) که برای دهک های مختلف درآمدی افزایش با ر تورمی  متفاوتی را (برخی کمتر از ۵ درصد و برخی بیشتر از ۵ درصد) شاهد باشیم . لذا افزایش بار تورمی نیز لزوما اتفاق نخواهد افتاد .

موضوع دیگری که می تواند جالب باشد انتقال پذیری[۲] تورم است . سوال این است که آیا یک سیاست جدید می تواند بار تورمی برخی دهک ها را کمتر و بار تورمی برخی دهک ها را بیشتر سازد؟ به عبارت دیگر ، آیا می توان تصور کرد دولت با اجرای یک سیاست  اقتصادی موجب شود نوعی بازتوزیع[۳] و انتقال بار تورمی از برخی دهک های درآمدی به برخی دیگر دهک ها صورت گیرد ؟ پاسخ مثبت است . اگر بپذیریم که اجرای یک سیاست جدید می تواند به افزایش یا کاهش تورم دهک های درآمدی با نرخ های متفاوتی منجر شود، در واقع این سیاست نوعی باز توئزیع و یا انتقال بار تورمی را موجب شده است .

آنچه بیان شد نتیجه جالبی می تواند داشته باشد و آن این است که دولت ها ضمن توجه به بار تورم کلی ناشی از اجرای سیاست های خود ، به تاثیر آن سیاست ها بر انتقال پذیری تورم نیز باید توجه کنند . همچنین ، دولت ها می باید در کنار هدفگذاری کاهش نرخ تورم ، به وضعیت دهک های پایین درآمدی توجه بیشتری داشته باشند و برای کاهش بار تورمی این دهک ها ، سیاست های خود را بازطراحی کنند . نکته سوم این که اگر سیاستی لاجرم می باید اجرا شود که تورم کلی را در اقتصاد ملی می افزاید ، سوال جدی آن خواهد بود که آیا نمی توان این سیاست را به گونه ای اجرا کرد که افزایش بار تورمی گروههای پایین درآمدی ، کمتر از میزان متوسط افزایش تورم کلی باشد ؟ پاسخ دقیق دادن به  این سوال اقتضا دارد که در هر مورد از سیاست ها ، گزینه های بدیل برای اجرای سیاست تنظیم و این گزینه ها با معیار بازتوزیع بار تورمی مورد ارزیابی قرار گیرند . لذا توزیع مجدد بار تورمی سیاست ها می تواند معیار مهمی در کنارتوزیع مجدد درآمدها برای اجرای هر سیاست اقتصادی از جانب دولت ها باشد . پر مخاطه ترین سیاست آن خواهد بود که نه تنها بار تورم کلی را می افزاید ، بلکه بار تورم دهک های پایین درآمدی را بیشتر افزایش می دهد . چنین سیاست هایی می توانند واکنش های اجتماعی تندی را ایجاد کنند و در شرایطی موجب سقوط دولت ها شوند .

 

تصویر یادداشت از : eghtesadnews.com

————————————————

[۱] . Inflation burden

[۲] . Transitivity

[۳] . Ridistribution

0

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *