توسعه بازار بورس : بین المللی شدن یا منطقه ای شدن

اله مراد سیف / بازار بورس و به طور کلی بازار سرمایه در ایران هنوز تا بالغ شدن راه زیادی در پیش دارد . از جمله کسری های بازار سرمایه فعلی، محدود بودن به داخل و عدم ارتباط با خارج از مرزها می باشد . مشخصه چنین بازاری،کوچک مقیاس بودن آن است که (با نرخ  بازاری دلار) ارزش بورس و فرابورس به ۱۲۰ میلیارد دلار هم نخواهد رسید . چنین بازاری استعداد ملتهب شدن را حتی در برابر تکانه های داخلی دارد و توانایی لازم را برای ایجاد تحول در اقتصاد ملی از طریق اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ و واگذاری شرکت های دولتی نخواهد داشت. توسعه این بازار و تعمیق آن از جمله دستورکارهای جدی اقتصادی کشور می باید باشد که خود از جمله پیش نیازهای هر گونه تحول ساختاری دیگر در اقتصاد ملی است .

برای توسعه و تعمیق این بازار، از جمله راه کارهای اساسی گسترش آن به خارج از مرزها می باشد . واقعیت آن است که اقتصاد ایران به دلیل داشتن ظرفیت های بسیار جذاب، به رغم وجود شرایط تحریمی می تواند هدف مناسبی برای جذب سرمایه های خارجی باشد . تا کنون تلاش برای جذب سرمایه گذاری خارجی بیشتر معطوف به روش هایی ازقبیل سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، بای بگ و یا فاینانس بوده است  و تلاشی برای جذب سرمایه خارجی از طریق بازار سرمایه نشده است . آنچه روش اخیر را در شرایط تحریم جذاب می نماید، این است که شرکت های بورسی کمتر مشکل تحریم دارند و یا راحت تر می توانند از محدودیت آن فرار کنند .

ازجمله روشهای جذب سرمایه از طریق بازار سرمایه و بورس ، یکی انتشار اوراق صکوک ارزی توسط شرکت های بورسی است . این روش می تواند برای تامین نیازها و مصارف ارزی این شرکت ها موثر بوده و وابستگی آنها را به ارز داخلی کمتر نماید که خود از جهت برداشتن فشار روی تقاضای ارز در داخل و ایجاد شرایط ثبات نرخ ارز بسیار تاثیر گذار خواهد بود . اوراق صکوک ارزی از این جهت که کاملا شرعی می باشند، برای جذب سرمایه از حوزه کشورهای اسلامی در منطقه نیز مناسب است . آنچه دراین رابطه می باید سازمان بورس انجام دهد ضابطه مند کردن این جریان ازجهت اعتبار سنجی شرکت های بورسی برای انتشار اوراق صکوک ارزی و نیز ایجاد تضمین های لازم برای دادن اطمینان به سرمایه گذار خارجی برای بازپرداخت منابع استقراض شده از طریق این اوراق است . چنین سازوکاری از جهت این که مانند سایر روش های استقراض، دولت را طرف سرمایه گذار خارجی قرار نمی دهد نیز مزیت خواهد داشت .

روش دیگری که در توسعه بازار بورس به خارج از مرزها وجود دارد، امکان خرید اوراق سهام شرکت های داخلی توسط خارجیان است . چنین موردی هم اکنون امکان اجرایی شدن کمتری دارد که ازجمله  دلایل آن ریسک بالای تغییرات نرخ ارز است . افزایش نرخ ارز در یک دوره معین موجب کاهش ارزش سرمایه هایی خواهد شد که با تبدیل ارز مربوطه به ریال، صرف خرید سهام شرکت های داخلی شده است .  با این حال، اگر چنین محدودیتی هم در میان نباشد، اصل خرید سهام شرکت های داخلی توسط سرمایه گذار خارجی می تواند هم فرصت و هم تهدید برای وضعیت فعلی باشد . فرصت از این جهت که برای واگذاری شرکت های جدید به بورس خرید سهام توسط سرمایه گذاران خارجی به افزایش ظرفیت بورس منجر خواهد شد و نیز موفقیت این شرکت ها را به منافع سرمایه گذاران خارج از مرزها گره می زند . چنین مزیتی بویژه برای توسعه بازارهای خارجی شرکت های صادراتی می تواند مفید باشد . وجه تهدید آن نیز این ممکن است باشد که ظرفیت محدود فعلی بورس و خرید و فروش سهام منتشر شده فعلی این شرکت ها در معرض هجوم سرمایه های خارجی قرار گرفته و موجبات شکل گیری حباب های قیمتی در این بازار را فراهم سازد .

آنچه بیان شد شرایط و محدودیت های گشودن بازار بورس بر روی سرمایه گذاران خارج از مرزها می باشد . در جمع بندی به نظر می رسد که به جای بین المللی کردن بورس باید به منطقه ای کردن آن بیندیشیم . دلیل این مطلب یکی این است که در شرایط فعلی تحریم ها امکان پذیری منطقه ای کردن بورس بیشتر و منافع آن نقد تر است . ضمن این که محدودیت کمتری داشته و در توسعه روابط فعلی اقتصادی کشور با همسایگان خود می تواند نقش آفرین باشد. برای مثال، اگر سرمایه گذاران عراقی سهم قابل توجهی از شرکت هایی را داشته باشند که هم اکنون در بازار عراق صادرات انجام می دهند، به نوعی برای ماندگاری این شرکت ها در بازار عراق و نیز توسعه بازار آنها بسیار اثر گذار خواهد بود . با این حال، به نظر می رسد که به دلایلی که قبلا اشاره شد ، در راستای منطقه ای کردن بورس ، استراتژی جذب سرمایه گذار خارجی برای تامین مالی بنگاههای بورسی می باید در اولویت راهبردی مسئولین و سازمان بورس باشد .

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *