تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص ملی (Gross National Product=GNP)

  • تعریف تولید ناخالص ملی: ارزش بازاری کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال اقتصادی را تولید ناخالص ملی می­گویند. در جلسه قبل با تولید ملی آشنا شدیم و آن مخارجی بود که تولید ملی (GNP) را تشکیل می­داد و از جمع چهار مخارج مصرف (بخش خانوار)، مخارج سرمایه­گذاری (بخش بنگاه)، مخارج دولت و خالص مخارج بخش خارجی (تراز تجاری یا صادرات منهای واردات) شکل می­گرفت. این چهار خرج، هزینه محصولات تولید شده است. اقتصاد طی یک سال مجموعه­ای از کالا و خدمات را تولید می­کند. برای مثال، خدمات امنیت، خدمات آموزشی، خدمات حمل و نقل، بیمه، بانک­داری و کالاهای اعم از محصولات کشاورزی­، صنعتی، راه و ساختمان و … . بخشی از این کالا و خدمات توسط مصرف­کننده­ها ­خریداری می­شود، بنابراین مخارجی که برای بخشی از این کالا و خدمات هزینه می­شود، مخارج مصرف است. بخشی از این کالا و خدمات را بنگاه­ها می­خرند که آن­ها را مخارج سرمایه­گذاری می­گوییم، چون بنگاه اگر برای مثال، کامپیوتر بخرد در جهت تولید سایر کالاها و خدمات از آن استفاده می­شود. همین کامپیوتر را اگر مردم و بخش خانوار ­می­خریدند مخارج مصرف بود. پس اگر اسم هزینه را مخارج مصرف یا مخارج سرمایه­گذاری می­گذاریم، این قراردادی است. برای مثال، خودرو را اگر بخش خانوار بخرد مخارج مصرف است و اگر بنگاه بخرد، چون از آن در جهت تولید کالا و خدمات استفاده می­کند مخارج سرمایه­گذاری است. البته کالای مصرفی دو نوع کالای بادوام[۱]و بی­دوام[۲]است. بخشی از این کالا و خدمات را هم دولت خریداری می­کند که از آن به عنوان مخارج دولتی یاد می­کنند و در نهایت بخشی از این کالا و خدمات توسط سایر کشورها خریداری می­شود که مخارج، بخش خارجی است. بنابراین، تولید ملی، مجموع ارزش کلیه کالا و خدمات نهایی تولید شده و در واقع جمع آن چهار مخارج است.

تفاوت بین تولید ناخالص ملی (GNP) و تولید ناخالص داخلی (GDP):

در تعریف اخیر، همان چهار مخارج را داریم ولی تفاوتی وجود دارد. فرض کنید یک کشور برای مثال، جمهوری اسلامی ایران، دارای مرزهایی است. هر آنچه در داخل این مرزها تولید شود اعم از این­که کشور خود ما آن را تولید کند و یا توسط کشور دیگری از طریق سرمایه­گذار خارجی در کشور ما تولید شود، تولید ناخالص داخلی ایران محسوب می شود. برای مثال، فعالیت­ شرکت­ توتال فرانسه در داخل جمهوری اسلامی ایران بخشی از تولید ناخالص داخلی کشور ما خواهد بود.

تولید ناخالص داخلی[۳]: ارزش کالا و خدمات نهایی که در داخل مرز یک کشور تولید شده چه توسط خود آن کشور سرمایه گذاری و تولید شده باشد و چه توسط دیگر کشورها سرمایه­گذاری و تولید شود.

تولید ناخالص ملی[۴]: تولیدی است که توسط ملیت خاصی تولید شده است اعم از اینکه داخل مرزهای جغرافیایی­اش یا خارج از آن باشد. برای مثال، ایران خودرو هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور (اکراین، سوریه و …) تولید می­کند . یا کارگران ایرانی که در خارج از کشور مشغول کسب و کار هستند جزو تولید ملی ایران است. اما شرکت­های توتال فرانسه یا سامسونگ و هیوندایی کره که در ایران محصولی تولید می­کنند، ارزش تولید آن­ها جزو ارزش تولید ناخالص ملی کشور متبوعشان خواهد بود. در واقع ، در معیار  GNP اصل ملیّت[۲] حاکم است . به این معنی که ارزش تولیدات  شهروندان یک کشور  مورد سنجش قرار می گیرد ، خواه این تولیدات در داخل سرزمین  آن کشور  ایجاد شده باشد و خواه در خارج از سرزمین  اصلی. در حالی که در  GDP اصل سرزمینی[۳] حاکم است . یعنی ارزش تولیدات درداخل یک سرزمین برآورد می شود ، خواه آن تولیدات به دست شهروندان آن کشور ایجاد شده باشد و خواه به دست افراد و شرکت های خارجی مستقر در آن سرزمین . برای برخی کشورها مانند امریکا تفاوت چندانی در ارقام GNP و GDP وجود ندارد . دلیل مطلب آن است که تقریبا معادل حضور عوامل تولید و بنگاههای خارجی در داخل سرزمین آمریکا ، شرکت ها و عوامل تولید آمریکایی نیز در خارج از این کشور حضور دارند . لیکن برای برخی دیگر از کشورها مانند کشورهای شرق آسیا ، که شرکت های چندملیتی در آن کشورها حضور بسیار چشم گیری دارند و عمده تولید در این کشورها توسط این شرکت های خارجی به انجام می رسد تفاوت این دو رقم زیاد بوده و GDP عملکرد رشد بالاتری را برای اقتصاد نشان می دهد .[۴] مقایسه ارقام  GNP و GDP  می تواند نشان دهد که چه میزان درآمد در کشور ایجاد شده و چه میزان درآمد به شهروندان کشور تعلق گرفته است .

[۱] . Gross Domestic Product

[۲] . national principle

[۳] . territorial principle

[۴] . در سال ۱۹۹۳ بخش آماری سازمان ملل  رسماً معیار GDP را جایگزین  GNP کرد .

 

در تعریف تولید ناخالص ملی (GNP) یک سری نکات نیاز به تشریح دارند:

  • تولید ناخالص ملی به پول و به ارزش بازار تقویم (اندازه ­گیری) می­شود. روشن است که تولید ناخالص ملی به جز این­که به پول اندازه­ گیری شود، راه دیگری ندارد چرا که نمی­توان گفت این مقدار گندم با این مقدار پارچه جمع می­شوند، بلکه باید ارزش پولی آن­ها را با هم جمع کرد.
  • ارزش بازاری هم خواهیم دید که نکاتی را مطرح می­کند و باید به آن توجه کرد.
  • کالا و خدمات نهایی: وقتی از این موضوع سخن می­گوییم، یعنی کالا و خدمات واسطه­ای هم وجود دارد. البته خدمات معمولاً شکل نهایی دارد ولی در تولید کالا یک کالای واسطه­ای و یک کالای نهایی داریم. برای مثال، ممکن است کالایی تولید شود و خود این کالای تولید شده، در تولید کالایی دیگر به­کار رود. برای مثال، لاستیک تولیدی در نهایت بر روی خودرو نصب می­شود و محصول نهایی تولید خودرو است. گندم تولیدی تبدیل به آرد و در نهایت نان می­شود. گندم و آرد در این مثال کالای واسطه­ای و نان کالای نهایی است. وقتی که می­گوییم ارزش کالای نهایی یعنی این­که از احتساب مضاعف هزینه­ها جلوگیری کنیم.
  • ارزش افزوده : تولید مراحلی دارد. ارزش افزوده را در هر مرحله از فرایند تولید به شرح زیر تعریف می کنند :

 

ارزش افزوده برابر است با ارزش فروش بنگاه منهای ارزش خرید های انجام شده برای تولید

 

در قالب یک مثال مفهوم ارزش افزوده روشن می­شود . تولید نان را در نظر می گیریم . در این تولید گندم و آرد کالای واسطه ای محسوب می‌گردد مراحل تولید نان شامل سه مرحه تولید گندم ، تولید آرد و تولید نان است. فرض کنید در مرحله ی اول تولید ، گندم به ارزش ۱۰۰۰ ریال تولید شده است. در مرحله اول چون خریدی برای تولید گندم فرض نشده است، ارزش افزوده­ی آن همان ۱۰۰۰ ریال است. بعد که آرد به ارزش ۳۵۰۰ ریال تولید می­شود، در واقع ۱۰۰۰ ریال آن مربوط به خریدگندم توسط کارخانه آردسازی بوده و تولید آرد تنها ۲۵۰۰ ریال ارزش افزوده ایجاد کرده است. در مرحله نهایی هم که نان تولید می­شود و به ارزش ۵۰۰۰ ریال فروخته می­شود در واقع۳۵۰۰ ریال آن مربوط به خرید آرد بوده و تنها ۱۵۰۰ ریال ارزش افزوده تولید مرحله سوم خواهد بود. پس اگر ارزش­های افزوده هر مرحله را با هم جمع کنیم، جمع این ارزش­ افزوده ها با قیمت فروش کالای نهایی برابری می­کند. در برآورد تولید ملی در اقتصاد اگر به این موضوع توجه نشود، در جمع زدن ارزش­های معاملاتی به یک رقم نادرستی از تولید ملی خواهیم رسید و اصطلاحاً احتسب مضاعف صورت خواهد گرفت در مثال مورد توجه ما جمه ارزش تولید گندم با ارزش تولید آرد با ارزش تولید نان رقم  ۹۵۰۰ را نتیجه می دهد که بسیار فراتر از ارزش تولید نهایی ۵۰۰ است . لیکن اگر تنها ارزش افزوده های هر مرحله از تولید (یعنی ۱۰۰۰ و ۲۵۰۰ و ۱۵۰۰)  را با هم تجمیع کنیم به همان ارزش تولید نهایی یعنی ۵۰۰۰ خواهیم رسید . پس برای برآورد تولید ملی که ارزش تولیدات نهایی در اقتصاد است نباید ارزش کالاهای واسطه­ای را محاسبه کرده و تنها ارزش کالای نهایی باید محسوب گردد. لذا برای این منظورکافی است که ارزش افزوده تولیدات مختلف در اقتصاد را با هم جمع کنیم .

 

مراحل تولید نان

ارزش معاملاتی

ارزش افزوده

۱- تولید گندم

۱۰۰۰

۱۰۰۰

۲- تولید آرد

۳۵۰۰

۲۵۰۰

۳- تولید نان ۵۰۰۰

۱۵۰۰

(ارزش نهایی تولید)

۵۰۰۰

 

  • ترکیب ارزش افزوده: در این جا این پرسش مطرح می‌گردد که ترکیب ارزش افزوده چیست؟ اگر از یک تولید کننده میز بپرسیم در سال گذشته ارزش فروش میز او چه میزان بوده و ارزش خرید موارد اولیه او چند بوده است ، آیا تفاوت این دو ، سود او را به­دست می­ دهد؟ مسلماً خیر! تولید کننده برای تولید میز هزینه­هایی جهت حقوق و دستمزد، اجاره، بهره بانکی داشته و مابقی آن سودی است که به عنهوان کارآفرین به تولید کننده میز تعلق می گیرد . لذا ارزش افزوده ترکیب هزینه حقوق و دستمزد، هزینه اجاره ، هزینه بهره بانکی و سود تولید کننده است.

[۱] Durable

[۲] Undurable

[۳] Gross Domestic Product(GDP)

[۴] Gross National Product(GNP)

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *