درآمد ملی
بررسی مجدد جریان دایره وار
اکنون با دو معیار رای اندازه گیری تولید ملی و سه معیار رای اندازه گیری درآمد آشنا شده ایم می خواهیم ببینیم که هر یک از این پنج معیار چگونه به بقیه ارتباط پیدا می کند برای این منظور شکل مربوط به جریان دایره وار پرداخت هارا مجدداً در نظر می گیریم :
اگر ما جریان پرداختها را از بازار محصول در بالاب نمودار دنبال کنیم می بینیم چهار جور مخارج اساسی روی تولید ناخالص ملی وجود دارد مخارج مصرفی مربوط به خانوارها c مخارج سرمایه ازی مربوط به بنگاهها I مخارج دولت مربوط به بخش C و خالص صادرات مربوط به بخش خارجی (X-M) پس می توان نوشت
(GNP=C+I+G+(X-M
با حرکت در جهت عقربه های ساعت بر روی جریان دایره وار ذخیره مصرف سرمایه (CCA) با خارج شدن از تولید ناخالص ملی کسر گردیده و برای ما تولید خالص ملی (NNP) را باقی گذاشته است که بطور خلاصه می توان نوشت
تولید خالص ملی[۱]: در محاسبه تولید ملی تنها نباید به ارزش بازاری تولید اکتفا کنیم چرا که در هنگام تولید سرمایههای ثابت مانند دستگاهها و تجهیزات تولید دچار استهلاک میشوند و ارزش این استهلاک باید از ارزش تولید کسر گردد. مقدار حاصل را تولید خالص ملی میگویند. لذا ، اگر از تولید ناخالص ملی (GNP)، سهم مصرف سرمایه (Capital Consumption Allowance=CCP) یا استهلاک را کم کنیم تولید خالص ملی بهدست میآید.
NNP=GNP-CCA
درآمد ملی[۲]: اگر مالیاتهای غیرمستقیم تجاری یا مالیات بر فروش (Indirect Buisiness Tax = IBT) را از تولید خالص ملی کسر کنیم، درآمد ملی بدست میآید. برای پی بردن به منطق مالیاتهای غیر مستقیم تجاری یا مالیات بر فروش باید به تعریف درآمد ملی توجه کنیم :
NI=NNP-IBT
درآمد ملی ، درآمد بدست آمده توسط صاحبان عوامل تولید در اقتصاد را درآمد ملی میگویند. لازم است توجه کنیم درآمد ملی در این مرحله شامل نوع پرداخت به عوامل اساسی می باشد که عبارتند از دستمزد به کارکنان (W) بهره خالص به صاحبان سرمایه IN ، اجاره به صاحبات مستغلات RI و سود شرکتها CP به کارآفرینان می باشد . غیر این موارد درامد صاحبان دارائی PRI را هم باید ملاحظه کرد. بنابراین :
NI=W+IN+RI+CP+PRI
- تفاوت درآمد ملی(NI) و تولید ناخالص ملی(GNP): تفاوت درآمد ملی با تولید ناخالص ملی در استهلاک و مالیات بر فروش است. مالیات بر فروش در واقع هزینه ای است که از صاحبان عوامل تولید در قالب مالیات کسر و به حساب دولت واریز میشود و در نهایت آنچه به جیب عوامل تولید میرود، کمتر از تولید خالص ملی است.
درآمد سرانه: اگر درآمد ملی را بر تعداد جمعیت یک کشور تقسیم نمایند، درآمد سرانه حاصل میشود.
درآمد شخصی[۳]: اگر درآمد ملی را منهای یک سری عوامل و بعلاوه یک سری عوامل دیگر کنیم، درآمد شخصی بدست
میآید. در اقتصاد تمام درآمد ملی بدست اشخاص نمیرسد. برای مثال، فردی ممکن است خود را تحت پوشش بیمههای مختلف کرده باشد و حق بیمه از درآمدش کسر میشود. یا برای مثال، سودهای توزیع نشدهی شرکتها (سودهایی که شرکتها بین اعضای خود تقسیم نکردهاند) هم کم میشود. پس بخشی از درآمد اشخاص بدستشان نمیرسد. یا مالیات بر سود شرکتها (نه مالیات بر فروش) هم موردی است که از درآمد کسر میشود. یک سری موارد هم مانند یارانهای که دولت به افراد میدهد، تحت عنوان پرداختهای انتقالی یعنی آنچه که فرد برایش زحمتی متحمل نشده و به صورت بلاعوض به او داده میشود. لذا همچنان که جریان درآمد ملی به طرف بازار عوامل حرکت می کند درآمد های کسب شده و دریافت نشده را از آن کم می کنیم . این درآمدها شامل سود های توزیع نشده شرکتها UCP بیمه تامین اجتماعی SSC و مالیات و بر سود شرکتها CPT می باشند مورد اولی صرف سرمایه گذاری شده و دو مورد اخیر بدست دولت می رسند .
جریان درآمد ملی به راه خود ادامه داده و پس از عبور از بازار عوامل همراه با پرداختهای انتقالی TP به عنوان درآمد شخصی PI بدست خانوارها می رسد پس می توان نوشت
PI=NI-UCP-SSC-CPT+TP
- مجموع جبری این موارد یعنی کسورات و اضافات اگر با درامد شخصی افراد جمع شود درآمد شخصی به دست میآید.
مالیات بر درآمد شخصی[۴]: در جریان اقتصاد و تولید، دولت ایستگاههای مالیاتی تعیین میکند که مشابه ایستگاههای اتوبوس در مقاطع مشخصی از فرآیند تولید، مالیاتهایی را اخذ مینمایند. در برخی از کشورها تا حدود ۵۰ درصد از درآمد ملی را مالیات گرفته و صرف رفاه اجتماعی میکنند. ایستگاه دیگر، مالیات بر درآمد شخصی (Personal Tax) میباشد و از درآمد شخصی افراد مالیات گرفته میشود. لذا جریان درآمدی بدست خانوارها می رسد اما انها همه ان را نمی توانند خرج کنند بلکه قسمتی از آن به دولت بابت مالیات شخصی PT داده می شود باقیمانده آن که درآمد قابل تصرف خانوارDPI می باشد برای خود آنها باقی می ماند یعنی
DPI = PI-PT
درآمد شخصی قابل تصرف[۵]: اگر درآمد شخصی را منهای مالیات بر درآمد شخصی نمایند، نتیجهاش در آمد شخصی قابل تصرف است: درآمد شخصی قابل تصرف معادل درآمدی است که افراد میتوانند در آن دخل و تصرف نمایند. در چرخهی اقتصاد، درآمد شخصی قابل تصرف یا مصرف و یا پسانداز میشود. لذا چرخهی اقتصاد کاملتر میگردد.لذا آنگاه درامد قابل تصرف را خانوارها می توانند برای مخارخ مصرفی C یا پس انداز S مورد استفاده قرار دهند
DPI=C+S
پس انداز به بازار مالی رفته و نهایتاً به صورت وام در اختیار شرکتها و یا دولت گذاشته می شود مخارج مصرفی نیز یکی از چهار موردی است که GNP را تقاضا خواهد کرد و از این طریق به جریان بازار محصول برخواهد گشت در وسط جریان دایره ای ما می بینیم که چگونه بخش دولت اجزاء مختلفی از بخش های خانوار و بنگاهها را مستقیماً به شکل مالیات شخصی از خانوارها و غیر مستقیم در شکل وام از بازار های مالی به طرف خود منحرف می کنند دیگر درآمدهای بخش دولت شامل مالیاتهای غیر مستقیم تجاری اعانه های تامین اجتماعی و مالیاتهای بر سود شرکتها می باشند که برای خرید های دولت (یکی از چهار مخارج برای GNP ) و نیز برای پرداختهای انتقالی به خانوارها مورد استفاده قرار می گیرد در نهایت به سه مورد مخارج سرمایه گذاری توجه کنید که شامل سهم مصرف سرمایه ، وام های سرمایه گذاری از بازارهای مالی و سوم سود توزیع نشده شرکتها می باشد .

[۱] Net National Product (NNP)
[۲] National Income
[۳] Personal Income(PI)
[۴] Personal Income Tax(PIT)
[۵] Disposible Personal Income(DPI)

اجازه دارم مطلب رو توی سایتم درج کنم؟
با سلام و احترام
با ذکر منبع حتما بلا مانع است.