در حاشیه نامه ۵۰ اقتصاد دان به رئیس جمهور
اله مراد سیف /
گرچه این سنت حسنه نامه به رئیس جمهور را باید پاس داشت که خود نشانه دلسوزی و دغدغه داشتن نخبگان به سرنوشت آحاد مردم است و مسئولین را باید به توجه نمودن بدان فراخواند، لیکن هنگامی که به تعبیر عزیزان در نامه منتشره در این «وضعیت حساس» ، ۵۰ اقتصاد دان برگه ای را خطاب به رئیس جمهور امضاء می کنند، انتظار مخاطب آن است که نتیجه همه تلاش های علمی و پژوهشی اساتید معظم را در این نامه به اختصار ملاحظه کند و هنگامی که با مطالعه نامه چنین برداشتی را نمی کند و غیر از برخی حرف های کلی و برخی شعارها، مطلبی بدست نمی آید، متاسف می شود . قبل از بیان ایرادات و کاستی ها، لازم است دو نکته را متذکر شوم . اول این که در میان اسامی امضاء کننده، هستند اساتیدی که بر خود این جانب حق استادی ، در سالهای ده ۵۰ و ۶۰ را داشته اند و برای آنان احترام بسیاری قایل هستم و احتمال زیاد می دهم که قبل از انتشار، نامه را نخوانده و تنها به برخی دیگر امضاء کنندگان اعتماد کرده اند . لذا پیشاپیش از محضر آنان عذر خواهی می کنم . دوم این که نگارنده خود منتقد دولت است و اعتقاد راسخ دارم که دولت آقای روحانی دوره قبل از برجام را با امید های نه چندان واقعی به نتایج محتمل برجام به هدر داد و پس از برجام نیز در انتظار اروپا نشسته و هیج حرکت تحولی اساسی را برای حل مسایل اقتصاد ایران و حتی در برابر تحریم ها رقم نزده است . لذا ایراد من به نامه ۵۰ اقتصاددان محترم را نه از موضع جناحی و سیاسی ، بلکه صرفا بحثی کارشناسی و علمی باید تلقی نمود. و اما نکات مورد نظر :
- مطلع نامه خطاب «ملت بزرگوار و انقلابی ایران» آمده ، در حالی که خبرگزاری انتشار دهنده، آن را خطاب به رئیس جمهور معرفی کرده است . لذا بهتر است تکلیف این مطلب را عزیزان خود روشن کنند .
- بند دوم نامه به «جنگ تحمیلی اقتصادی تمام عیار » اشاره کرده و هدف آن را «ترویج ناامیدی و القاء ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران و ناتوانی در حل مشکلات اقتصادی» معرفی نموده است که بسیار درست است . اما متن نامه خود در همین جهت حرکت می کند . البته (و صد البته) مسئولین در جای خود سوء مدیریت داشته و دارند و برخی ناکامی ها هم متاسفانه نتیجه همین سوء مدیریت ها ست ، لیکن دمیدن در این کرنا چه حاصلی جز همان سلب اعتماد مردم به مسئولین دارد؟ بهتر است در انتقاد از مسئولین منصف باشیم و حداقل برخی موارد ناکارآمدی مدیریتی را ناشی از نداشتن تجربه قبلی در برخورد با برخی مسایل بسیار پیچیده پیش آمده بدانیم .
- در بندی از نامه اشاره دارند : «اینکه مسؤلین امر همت اصلی خود را به این معطوف کنند که در هرحال نفت را صادر خواهیم کرد ، بازی در زمین دشمن است» . این جمله قدری عجیب است . البته درست است که نفت یک سرمایه ملی و بین نسلی است و تنها باید به سرمایه زیرساختی تبدیل شود، لیکن به راستی اگر هر یک از عزیزان امضاء کننده نامه ، هم امروز رئیس جمهور می شدند در این شرایط بحران ارزی و فشار تحریم غیر از فروش نفت کاری دیگری میکردند ؟ . مگر مقام معظم رهبری که خود بیشترین دغدغه تبدیل نفت به سرمایه را دارند از رئیس جمهور که در خارج از کشور گفته بودند اگر نفت ما از تنگه هرمز صادر نشود هیچ نفتی از این تنگه صادر نخواهد شد تجلیل نکردند؟
- بند بعدی نامه که شاید به لحاظ تخصصی حرفی برای گفتن دارد، به مساله نقدینگی اشاره کرده است : «یکی از مهمترین علل نوسانات و التهابات کنونی بازار سکه و ارز رشد نقدینگی نامتناسب با بخش واقعی اقتصاد و عدم اتخاذ تدابیری برای هدایت صحیح آن به بخش مولد می باشد» . اگرچه این مطلب درست است لیکن، مساله رشد نقدینگی در اقتصاد ایران مساله ای پیچیده و ساختاری است که تا زمانی که نظام بودجه ریزی ، نظام بانکی و نظام مالیاتی از اساس اصلاح و متحول نشوند ، همچنان گریبانگیر اقتصاد ایران خواهد بود و درست به همین دلیل است که از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون با این مساله دست به پنجه بوده ایم . لذا بهتر بود صراحتا این تحولات اساسی را از دولت مطالبه میکردند و به جای علت به معلول نمی پرداختند .
- بند بعدی نامه «قرار گرفتن اقتصاد ایران در معرض یک جنگ اقتصادی تمام عیار و اثرپذیری آن از شوک های خارجی و سلب اعتماد مردم به دلیل وجود رانت ها و مفاسد اقتصادی به همراه سوء تدبیر اقتصادی دولت » را علت شدت نوسانات معرفی کرده است. اگرچه این جمله کاملا درست است ، لیکن بهتر است در معرفی نظام مسایل اقتصاد ایران اشاره کنیم که اقتصاد ما از سه دسته مسایل متفاوت در رنج است که شامل مسایل ساختاری (مانند آنچه در بند قبل اشاره شد) ، مسایل محیطی (ناشی از فشار دشمن) و مسایل مدیریتی (سوء تدبیر دولت ها) می باشد. مهم این است که در آسیب شناسی وضعیت فعلی ، هر یک از این سه دسته مسایل را درست تحلیل کرده و در راه کارهای پیشنهادی ، در جای خود مورد توجه قرار دهیم . لذا اشاره کلی به مسایل ، مشکلی را حل نخواهد کرد .
- بند بعدی اشاره دارد که « ما چهارمین تولیدکننده نفت و دارای اولین ذخایرگازی جهان هستیم ». در این مورد باید یادآور شد که مطابق جدیدترین آمارها ایران در تولید نفت رتبه پنجم (بترتیب بعد از امریکا ، عربستان ، روسیه و کانادا) ، در داشتن ذخایر نفتی رتبه چهارم ، و دومین دارنده ذخایر گازی (پس از روسیه) در جهان است .
- ادامه نامه به مواردی از مشکلات اشاره می کند و همه آنها را ناشی از «سوء مدیریت» که چند بار تکرار شده و نیز «رویکرد فعلی مدیریت اقتصادی» می داند که البته درجای خود می تواند درست باشد . لیکن نکته مهم آن است که پیشنهاد «استفاده از نخبگان عالم به مبانی علم اقتصاد و توانمند به استفاده صحیح آن، مجرب و مسلط به شناخت دقیق از اقتصاد ایران، پاکدست و معتقد به حفظ و صیانت از بیت المال، دارای روحیه جهادی، مردمی و انقلابی» و نیز پیشنهاد «ایجاد یک مدیریت یکپارچه اقتصادی در کشور» اگرچه درست ، ولی کلی هستند و در نامه همه اقشار به رئیس جمهور می تواند جای داشته باشد و اختصاصی به «اقتصاد دانان» امضاء کننده نامه ندارد.
در پایان ضمن ادای احترام مجدد برای همه عزیزان که بسیاری را از نزدیک می شناسم و به حُسن نظرآنان ارادت دارم ، درخواست عاجزانه دارم که اگر به رویکرد فعلی مدیریت اقتصادی (شامل نسخه های اقتصادی موجود) نقد جدی دارند ، نسخه های بدیل و عملیاتی معرفی کنند و آنگاه اجرای آن را مطالبه نمایند .
با احترام مجدد اله مراد سیف
برای دسترسی به نامه ۵۰ اقتصاد دان به آدرس زیر مراجعه کنید :
