حکایت آموزشگاه تعلیم رانندگی بازار باز! 

 متن زیر را دکتر فرتوک زاده  در ۲۷ فروردین ۱۴۰۰ فرستاده بود و تاکید کرده بود که نظرات جناب عالی در مورد این یادداشت برای من خیلی اهمیت دارد.
ابتدا متن دکتر فرتوک زتده و در ادامه پاسخ بنده را ملاحظه می فرمایید . 

 حکایت آموزشگاه تعلیم رانندگی بازار باز! 

عملیات بازار باز omo برای سیاست های پولی،حکم گاز و ترمز را دارد.وقتی جاده سربالایی می شود باید گاز بدهی و در سرازیری ترمز کنی.از بهمن ۹۸ تا اردیبهشت ۹۹ زمان های طلایی بود که سیاست گذار پولی باید ترمز را می کشید و اوراق منتشر می کرد.چون هنوز ماشین در سرازیری سرعت نگرفته بود و نرخ اوراق زیر نرخ تورم بود.ترمز های دیگر هم از قبیل تسریع واگذاری  شرکت ها در بورس هم خیلی کند و ناچیز بودند و تقریباکارکردی نداشتند.نهایتا تاخیر در ترمز باعث شد که ماشین از کنترل خارج شود و بورس به ته دره سقوط کند.حالا آیا با ترمز گرفتن،ماشین از ته دره بیرون می‌آید؟ همه کسانی که از تابستان ۹۹ وارد بورس شدند،سرنشینان آن ماشین هستند.حالا می گویند با تزریق نقدینگی می خواهیم بورس را نجات دهیم.یعنی زمانی که برای نجات کل اقتصاد باید ترمز بگیریم،برای جبران خسارت مال باختگان در بورس باید گاز بدهیم.
آیا این کلاس تعلیم رانندگی سرانجامی خواهد داشت؟
 
استعاره رانندگی برای سیاست گذاری پولی از این نظر اهمیت دارد که به ضرورت حکمرانی متمرکز و زمان شناس اشاره می کند.یعنی صرف ایجاد ابزار کافی نیست بلکه قابلیت استفاده از ابزار ها در لحظه های حساس اهمیت دارد.این قابلیت فقط قابلیت تخصصی نیست که البته آن هم بسیار مهم است و ضعف ما در این زمینه غیر قابل انکار است. اما به فرض که ما قابلیت تخصصی در بالاترین سطح را فرضا در بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان برنامه و بودجه داشته باشیم، اما توزیع اختیار و مسئولیت نادرست باشد،راه به جایی نخواهیم برد.از دست رفتن فرصت های طلایی مانند بهمن ۹۸ تا اردیبهشت ۹۹ که انتظارات تورمی در بورس تهران در حال اوج گیری بود،به همین اختلال در حکمرانی و وجود جهان های موازی سیاست گذاری بر می گردد. این زمان طلایی مقارن با همان زمانی است که بانک مرکزی پس از سال ها سعی و خطا بالاخره توانسته است ابزاری را که ده ها سال پیش خلق شده و در شرق تا غرب عالم به کار رفته است،از نو کشف کند. لحظه آشتی بانک مرکزی ما با عملیات بازار باز. حالا ابزار به دست آمده است و قابلیت تخصصی آن به تدریج درحال شکل گیری است.اما حکمرانی که بتواند  چرخه یادگیری سیاست پولی را فعال کند،غایب است. مانند راننده ای که پس از سقوط به ته دره، تازه در حال امتحان کردن ترمز هاست.ترمزهایی که باید قبل از شتاب گیری و حمله نقدینگی به بورس فعال می شد.
برای فهم آن چه که در بهمن ۹۸ تا اردیبهشت ۹۹ رخ داد،خوب است که تجربه سال های ۹۲ تا ۹۶ را مرور کنیم.آنجا هم ترمز نقدینگی کشیده شد و یک دوره چهار ساله کاهش تورم داشتیم که البته با گشایش های ارزی هم‌ مقارن شده بود.آن سال ها هنوز بانک‌ مرکزی ابزار عملیات بازار باز را کشف نکرده بود.بنابراین از ترمز بسیار گران قیمتی استفاده کرد.ترمزی که قیمت لنت هایش از قیمت کل ماشین گران تر بود.نگهداری پول در سپرده های بانکی که هزینه اش بسیار بیشتر از نرخ تورم بود.با هر دوره استفاده از آن ترمز،در سمت چپ ترازنامه بانک ها،سپرده های بانکی متورم تر شدند.حال آن که در سمت راست ترازنامه بیشتر راه ها به بازار ملک منتهی می شد و شد آن چه نباید می شد.چاشنی اولیه این انفجار   با قبول  پرداخت تعهدات موسسات پولی ورشکسته توسط بانک مرکزی فراهم شد و به تدریج در اواخر سال ۹۶ نقدینگی خلق شده ناشی از بکارگیری بی رویه ترمز گران قیمت،از قیمت کل ماشین بیشتر شد و تحریم های پسابرجام هم مزید بر علت شد و در دومینوی تورم و رکود به دام افتادیم.اینجا بود که بانک مرکزی بالاخره توانست عملیات بازار باز را حداقل به لحاظ نظری کشف کند،هر چند به لحاظ قابلیت تخصصی و مهم تر از آن،قابلیت حکمرانی و هم ‌سو کردن بازیگران و التزام به لوازم یک بسته سیاست پولی منسجم هنوز راه های نرفته بسیاری پیش روست.
 
بخش مهمی از این قابلیت حکمرانی، به هماهنگی میان سیاست های پولی و مالی و به ویژه بودجه ای بر می گردد.واقعیت اقتصاد سیاسی ایران به گونه ای است که جهان های موازی سیاست گذاری، مساله را با معیار های بخشی نگر حل می کنند و به اصطلاح،توپ را به زمین دیگر بازیگران می اندازند.ناتوانی در حکمرانی پولی کشور و از دست رفتن زمان طلایی بهمن ۹۸ تا اردیبهشت ۹۹،سبب شد که تورم همچنان سرکشی کند و  فشار بر گرده طبقات کم درآمد افزون شود.اینجا بود که متولیان بودجه در جهان موازی خود مساله را به سبک و سیاق خود حل کردند و رکورد های تازه ای از کسری بودجه برجای گذاشتند.ضمن این که رقابت سیاسی مجلس جدید با دولت هم مزید بر علت شد و شد آن چه نباید می شد و گرداب بدخیم ناشی از چرخه معیوب  میان کسری بودجه و خلق نقدینگی را هولناک تر و مرگبارتر ساخت.
در این نوبت،کشف دیگری هم توسط سیاست گذاران‌ پولی و مالی انجام شد.بازار بورس که در عرف  ایران به بازار سرمایه شناخته می شود.شاید کژتابی در این برابرنهاده ترجمانی باعث شد که دولتیان و سیاستیان از خنده زیر لب بورس به طمع خام افتادند و از خزینه ارشمیدسی بر سر کوی و برزن شتافتند و مردمان را به بازار بازی با جمع صفر کشاندند و پرهزینه ترین تامین مالی تاریخ بشر را به ثبت رساندند و یوسف سرمایه اجتماعی و امنیت روح و روان ایرانیان را به زر ناسره بفروختند و به خاطر آرایش ابروی حقوق بگیران و مستمری بگیران، چشم اقتصاد ملی را کور کردند.این هم پرده دیگری بود از آنچه در جهان های موازی سیاست گذاری ما گذشته و یا درحال گذار است‌. 
آیا شام تیره سیاست های پولی و مالی و بودجه ای اقتصاد ایران سحر ندارد؟

 پاسخ بنده

استاد کرامی سلام
استفاده کردم . بسیار حکیمانه فرمودید. اساسا مشکل بورس از. هنگامی شروع شد که دولت خواست همه مشکلات را یکجا از طریق بورس حل کند . هم واگذاری کند تا درآمد کسب کند . هم مردم را با آزاد کردن سهام عدالت راضی کند. آن هم پس از این که با بستن دیگر بازارها موجب سرازیر شدن نقدینگی و متوسط ۵ برابر شدن قیمت سهام شده بود . بازار مالی هم نشان داد که توان و ظرفیت آن را ندارد که مشکل سیاست پولی و سیاست مالی را یکجا حل کند . اکنون نیز تزریق نقدینگی حکم تسکین دهنده را خواهد داشت .  تا وقتی جریان داشته باشد یک رونق موقتی ایجاد می کند . وقتی قطع شد . دوباره بورس راکد خواهد شد . نکته مهم تر این که بورس به هر حال نیاز به یک تعدیل اساسی داشت که با دخالت اگرچه نه چندان حساب شده دولت این اتفاق افتاد و البته سرشاخه ها بسیار متضرر شدند. حالا تنها دولت باید خودِ این بازار یعنی بازار سرمایه را توسعه و تعمیق ببخشد تا ظرفیت آن افزایش و توسعه پیدا کند . توسعه از جهت آوردن شرکت های جذاب عرضه اولی به بورس و اولویت دادن به سهام داران خردی که متضرر شده اند . دوم معرفی ابزارهای تامین مالی جدید. مانند تامین مالی جمعی برای صندوق پروژه ها و اوراق استصناع و از این قبیل.  لذا دولت نباید انفعالی عمل کند بلکه باید راهبردی حرکت کرده و بلندمدت را نگاه کند . به جد اعتقاد دارم که بازار سرمایه ظرفیت بسیار مهمی برای مردم بنیان کردن اقتصاد دارد. به شرط توسعه و تعمیق بازار فعلی. 
ارادتمند  اله مراد سیف
۰

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *