رانت ۴۰ هزار میلیارد تومانی چگونه تقسیم میشود
رانت ۴۰ هزار میلیارد تومانی
سالانه ۱۰ میلیارد دلار یارانه برق و ۳۰ میلیارد دلار یارانه سوخت به صنایع انرژیبر اختصاص مییابد. بهاینترتیب سالانه ۴۰ میلیارد دلار یارانه به این صنایع اختصاص مییابد تا آنها کالایی با ارزش افزوده پایین نظیر اتانل، متانل و آهن اسفنجی تولید کنند.
بازنشر از سایت fardanews.com
به گزارش فردا به نقل از شرق رانت کلان نهفته در صنایع انرژیبر، ولع سیاسیون برای تمرکز بر صدور مجوز توسعه پتروشیمیها و صنایع فولادی حتی در کمآبترین نقاط ایران را هر روز بیشتر میکند. وقتی که نمایندهای فریاد بر میآورد که در شمال کشور باید پتروشیمی ایجاد شود یا کنار یک تالاب کوچک، صنعتی آببر مستقر شود، به خاطر درآمد اقتصادی ناشی از این صنعت و حتی ایجاد اشتغال برای مردم منطقهاش نیست بلکه نشئتگرفته از رانتی است که در این صنایع انرژیبر نهفته است. بررسیهای احسان سلطانی، کارشناس اقتصادی نشان میدهد که سالانه ۴۰ میلیارد دلار یارانه انرژی به صنایع انرژیبر کشور که پتروشیمیها و فولادیها در رأس آنها قرار دارند، تعلق میگیرد. همین رانت بالای انرژی است که انگیزه سیاسیون برای توسعه این صنایع در کشور را تقویت کرده است اما در مقابل دلاری که در قالب یارانه انرژی هزینه میکنیم، هیچ چیز خاص و ویژهای به دست نمیآوریم. آنطور که این کارشناس اقتصادی میگوید اگر برق و گازی که به این صنایع اختصاص مییابد، خام صادر شود، ارزش اقتصادی بیشتری برای کشور حاصل میشود و حداکثر ۲۰۰ هزار شغل از دست میرود زیرا بر اساس آمارهای بانک مرکزی، میزان اشتغال ایجادشده در صنایع بزرگ، فقط همین تعداد است.
به گفته سیدهاشم اورعی، عضو هیئتعلمی دانشگاه صنعتی شریف یارانه انرژی هر ایرانی ماهانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است. این جمله به مفهوم آن است که یارانه انرژی دریافتی توسط صنایع انرژیبر که سهم آنها در تولید ناخالص ملی عدد بزرگی نیست، بهراحتی از جیب ملت ایران پرداخت میشود و کسی متوجه این مسئله نیست. شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالاست و بارها کارشناسان نگرانی خود را از این میزان بالای مصرف انرژی در کشور اعلام کردهاند. اما کدام صنایع بیشترین مصرف را دارند و چرا این میزان مصرف در ایران به پدیدهای عادی تبدیل شده است؟
بزرگترین مصرفکنندگان انرژی کدام صنایع هستند و آیا به اندازه یارانهای که در قالب انرژی دریافت میکنند، حضورشان برای اقتصاد مهم است؟
احسان سلطانی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با «شرق» پتروشیمیها و شیمیاییها همچنین فلزات اساسی بهویژه فولادیها را مهمترین مصرفکنندگان انرژی میداند و در رتبههای بعدی سرامیک و سیمان را جای میدهد. به اعتقاد او صنایع یادشده ۸۰ درصد انرژی کشور را مصرف میکنند. رتبههای بعدی مصرف هم متعلق به صنایع سرامیک، کاشی و ریختهگری است. به گفته سلطانی در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر چون تولید پتروشیمی، فلزات اساسی و عمدتا فولاد، سیمان و کاشی افزایش یافته است، شدت مصرف انرژی در ایران هم با روندی صعودی مواجه شده است و دچار خاموشی شدهایم. این صنایع به ازای واحد تولید ناخالص داخلی برای کشور ارزش افزوده پایینی هم ایجاد میکنند. او اضافه میکند: در دنیا میزان مصرف انرژی در این صنایع به میزان ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یافته است اما در ایران هنوز هم با صرف انرژی زیاد به تولید ادامه میدهیم.
ایران پیشتاز توسعه فولاد در جهان!
این کارشناس اقتصادی بیان میکند: سالانه ۱۰ میلیارد دلار یارانه برق و ۳۰ میلیارد دلار یارانه سوخت به صنایع انرژیبر اختصاص مییابد. بهاینترتیب سالانه ۴۰ میلیارد دلار یارانه به این صنایع اختصاص مییابد تا آنها کالایی با ارزش افزوده پایین نظیر اتانل، متانل و آهن اسفنجی تولید کنند.
او ادامه میدهد: به اعتقاد من اگر امکانات صدور برق و گاز را در اختیار داشتیم، صرفه اقتصادی بیشتری برای کشور ایجاد میشد.
آنطور که سلطانی میگوید: بر اساس آمارهای متعلق به سازمان همکاریهای توسعه اقتصادی OECD که چند ماه پیش منتشر شده است، ایران بیشترین پروژههای در دست اجرای صنعت فولاد دنیا را در اختیار دارد.
او به شیوه تولید فولاد در ایران هم اشارهای داشته و بیان میکند: در دنیا از زغالسنگ به عنوان عامل ذوبکننده و ایجاد انرژی استفاده میشود که کار احیا هم با زغالسنگ انجام میشود اما در ایران با استفاده از گاز ابتدا آهن اسفنجی تولید و بعد با الکترودهای کربنی و با قوس الکتریکی آهن اسفنجی را ذوب میکنند. یعنی دو حامل انرژی گاز و برق به میزان زیاد مصرف میکنیم که شمش آهن خام بهدست آوریم؛ درحالیکه در روش احیای مستقیم مثل ذوبآهن، از زغالسنگ استفاده میشود و اینهمه انرژی مصرف نمیشود.
یارانه ۴۰ میلیارد دلاری در برابر ایجاد ارزش ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی
به گفته این کارشناس اقتصادی، کل سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی کشور حدود ۱۳ درصد است. در سال جاری تولید ناخالص داخلی ایران با در نظر گرفتن تورم ۱۸۰۰ هزار میلیارد تومان ارزش داشت. با ۲۰ تا ۳۰ درصد تورم سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی، حدود ۲۰۰ هزار تا ۲۵۰ هزار میلیارد تومان میشود. اگر یارانه انرژی را با دلار هشت هزار تومان تبدیل کنیم، به نتایج بدی میرسیم. آن نتیجه بد این است که ورودی ما در بخش صنعت با خروجی ما اصلا همخوانی ندارد.
او تأکید میکند: وقتی قرار است گاز را به قیمت مفت بدهیم، برق را به قیمت یکپنجم بدهیم و سنگ معدن را به قیمت یکسوم به بازار عرضه کنیم تا بتوانیم تولید کنیم، یعنی پول میدهیم که تولید ادامه یابد. طنز تلخ قضیه این است که از سه میلیون و ۵۰۰ هزار شغل ایجادشده در حوزه صنعت، فقط صد تا ۲۰۰ هزار نفر در صنایع انرژیبر کار میکنند.سلطانی ادامه میدهد: بر اساس آمار بانک مرکزی کل اشتغال مربوط به واحدهای صنعتی بزرگ حداکثر ۲۰۰ هزار نفر است. بنابراین صنایع انرژیبر حتی اشتغالزا هم نیستند و این صنایع بهخاطر رانت و فساد طالب دارند. او یادآور میشود: ۷۰ تا ۸۰ درصد تولید فولاد ما اسما خصوصی است اما مدیران آن از سوی ایمیدرو یعنی وزارت صنعت، معدن و تجارت انتخاب میشوند. ۸۰ تا ۹۰ درصد پتروشیمیهای کشور هم بهظاهر خصوصی هستند اما شستا و شرکت ملی پتروشیمی و ارگانهای دیگر این واحدها را با هم تقسیم کردهاند. همه تلاشها برای گرفتن مجوز پتروشیمی در شمال هم ناشی از همین رانت است.
سوبسید ۴۵ میلیارد دلاری انرژی در بودجه ۹۸
سوبسیدهای بیحسابوکتاب انرژی نهتنها انگیزه را برای احداث واحدهای انرژیبر افزایش میدهد بلکه تمایل برای کاهش مصرف انرژی در این واحدها را هم به حداقل میرساند. سیدهاشم اورعی، عضو هیئتعلمی دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با «شرق» میزان یارانه انرژی اختصاصیافته به هر ایرانی در یک ماه را یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان اعلام میکند.
به گفته او بر اساس آمارهای نهادهای بینالمللی، ایران در سال ۲۰۱۶، ۴۰ میلیارد دلار سوبسید انرژی پرداخت کرده است و در بودجه ۹۸ هم ۴۵ میلیارد دلار سوبسید انرژی در نظر گرفته شده است.
اورعی بیان میکند: در همه دنیا قیمت انرژی برای یک کارخانه، یکی از اقلام اصلی هزینهای به شمار میرود؛ درصورتیکه در کشور ما دولت بهقدری سوبسید میدهد که قیمت انرژی در رده پایین هزینههاست و بهینهسازی مصرف انرژی برای واحدهای تولیدی اصلا اولویت ندارد.
او تأکید میکند: اگر قیمتها را اصلاح کنیم و سوبسید را کم کنیم، برای واحدهای تولیدی بهصرفه است که در راستای بهبود راندمان سرمایهگذاری کنند. هرچه قیمت انرژی بالا برود، اهمیت بهبود راندمان برای واحدهای تولیدی نمایانتر میشود.
به گفته این عضو هیئتعلمی دانشگاه صنعتی شریف، با قیمتهای واقعی انرژی مدتزمان بازگشت سرمایه برای اجرای روشهای بهبود راندمان دو تا سه سال خواهد بود. درحالیکه با انرژی یارانهای مدتزمان بازگشت سرمایه طولانیتر میشود و طبیعی است که کسی مایل به اصلاح الگوی مصرف خود نباشد.
او تأکید میکند: سیکل معیوب قیمتگذاری انرژی حتی سبب شده است که نیروگاههای حرارتی با راندمان ۲۰ درصد هم به فعالیت خود ادامه دهند و ۸۰ درصد انرژی را تبدیل به دود و حرارت کنند و محیط را آلوده کنند؛ درحالیکه راندمان متوسط نیروگاهی در ایران ۳۶ درصد است، این راندمان بهطور متوسط در جهان به ۶۲ درصد رسیده است.
پیشنهاد اورعی برای حل مشکل مصرف بیشازحد انرژی در ایران این است که دولت بهجای اینکه سوخت ارزان در اختیار نیروگاهها یا واحدهای انرژیبر قرار دهد و یارانه انرژی را بدون حسابوکتاب خرج کند، انرژی را به قیمت واقعی از تولیدکننده خریداری کند و یارانه را به خروجی نیروگاهها (یعنی مصرفکننده) بدهد.
او تأکید میکند: توزیع سوبسید باید هوشمند باشد. یعنی اگر میخواهیم یارانه به برق مصرفی بدهیم، باید مصرفکنندگان صنعتی و خانگی که در حدود الگوی مصرف استفاده میکنند، بتوانند از برق ارزان بهره ببرند و به کسانی که بیشازحد برق مصرف میکنند، باید هزینه این مصرف اضافی را بپردازند.
لینک کوتاه خبر: farda.fr/003mMQ
۱۸ آذر ۱۳۹۷ – ۰۸:۵۸
