اقتصاد ما و یارانه های پیدا و پنهان انرژی

0

اله مراد سیف / کشور ما دو ویژگی در اقتصاد انرژی دارد . اولین ویژگی منابع زیاد نفت و گاز و دومی آن پرداخت یارانه زیاد به مصرف انرژی است . اولی یک موهبت و دومی یک مزیت است که در شرایطی می تواند عدم مزیت هایی را تولید کند و عارضه هایی جدی را در پی داشته باشد . از جمله مزیت هایی که انرژی فراوان و ارزان برای اقتصاد دارد ایجاد مزیت قیمتی برای تولیدات مختلف به نسبت انرژی بر بودن آنها می باشد . اگر ما فولاد ، سیمان  و یا محصولات پتروشیمی صادر می کنیم، بخش عمده ای از سهم آن را باید به بهره مندی از انرژی نسبتا ارزانی منتسب کرد که این واحدها مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده می کنند . در واقع مساله در اینجا بسیار روشن است . اگر انرژی  برای تولیدات داخلی به قیمت فوب (fob) خلیج فارس محاسبه شود، به جرئت می توان گفت هیچ تولید صادراتی چه در بخش کشاورزی و چه در بخش صنعت نخواهیم داشت . این نکته از آنجا مهم است که نباید توصیه حذف یارانه پنهان انرژی را که گاهی از زبان و قلم برخی کارشناسان شنیده و دیده می شود جدی گرفت . به هر حال کشور ما از این موهبت برخوردار است و باید بتوان در تولید از آن استفاده کرد که ارزش افزوده ، اشتغال ، رشد اقتصادی و نیز درآمد مالیاتی برای دولت از آن نتیجه شود. مصرف کننده نیز حق دارد که به صورت نسبی در شرایط راحت تری نسبت به کشورهایی که از این موهبت برخوردار نیستند استفاده کند .

وجه دیگر یارانه های زیاد و پیدا و پنهان انرژی عارضه های جدی آن است که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود . غیر از مواردی مانند قاچاق گسترده حامل های انرژی یارانه ای و نیز آلودگی کلان شهرها با مصرف بی رویه انرژی که در این یادداشت به آنها نخواهیم پرداخت ، دو عارضه مهم در این رابطه وجود دارد که یکی بهره وری پایین انرژی که موجب اتلاف این منبع کمیاب می شود و دیگری بی عدالتی آشکار در توزیع این یارانه است . عارضه اولی بخشی به فرهنگ مصرف انرژی بویژه در بخش خانوار مربوط است  و بخش دیگر آن کارایی پایین انرژی از جهت فنی و تکنولوژی است . اگر اولی را بتوان با آموزش خانوار درمان کرد اما دومی نیازمند تحول در دستگاهها و خودروها و نیروگاهها و کارخانجات برای پایین آوردن شدت مصرف انرژی و بالا بردن کارآیی انرژی در موارد مذکور است که خود نیازمند سرمایه گذاری در این زمینه ها می باشد . بی عدالتی با این حال مساله ای جدی است .این که دولت بنزین را با قیمت های کمتر از آب آشامیدنی در اختیار خودروهای با قیمت های صدها میلیون و میلیارد قرار دهد یک فاجعه است . این که ثروتمندان بتوانند با یارانه ای که می باید پشتیبان هزینه های عمومی در محرومیت زدایی دولت  باشد استخر خود را گرم کنند نیز قابل تحمل نیست . اصلاح این بی عدالتی نیازمند سیاست گذاری جهت اصلاح پرداخت یارانه انرژی و قیمت گذاری آن است .

توجه به این تنوع از مسایل مرتبط با یارانه انرژی در کشور ما از آن جهت مهم است که اولویت ها در این مورد شناخته شود . اگر حرکت های اصلاحی با توجه به اولویت ها تنظیم نشود ممکن است قبل از این که عرضه ای را برطرف سازد ، تبعات منفی جدیدی را به اقتصاد بار نماید و یا مزیت های موجود تولید را خنثی سازد .

در یک حرکت درست اصلاحی برای بهره گیری صحیح از یارانه های پیدا و پنهان انرژی به نظر می رسد طی مراحل زیر به ترتیب اولویت خواهد داشت :

  • کاهش بی عدالتی از طریق سیاست گذاری در اصلاح توزیع
  • اصلاح ملایم قیمت گذاری انرژی در مصرف بخش خانوار
  • آموزش مصرف بهینه انرژی و ایجاد مشوق های صرفه جویی برای بخش های خانوار ، بنگاه و دولت
  • اصلاح ملایم قیمت گذاری انرژی در بخش بنگاه
  • سیاست گذاری در جهت بهبود کارآیی انرژی و کاهش شدت انرژی در بخش بنگاه

 

در هریک از محورهای ذکر شده اقداماتی نیز باید با ترتیب اولویت مشخص شود . به این ترتیب خواهیم توانست از زدودن عارضه های موجود شروع کرده و تا تقویت مزیت های موجود (ناشی از فراوانی انرژی) مسایل اساسی مرتبط با یارانه انرژی را برطرف سازیم . تاکید این یادداشت بر این نکته است که بحث های پیرامون نقد کردن یارانه های انرژی که معمولا در رسانه ها مطرح می شود و برخی مراکز مطالعاتی نیز قبلا بدان پرداخته اند بسیار ناشیانه و به دور از واقعیت است . دلیل مطلب چیست ؟ به طور کلی در یک دسته بندی می توان هدررفت منابع انرژی را به سه دسته عوامل منتسب کرد که شامل :

  • عوامل فنی
  • عوامل مدیریتی
  • عوامل فرهنگی

عوامل فنی :

اگر فرض کنیم ۹۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه انرژی وجود داشته باشد . همه این یارانه در واقعیت وجود ندارد . بخشی از این یارانه نصیب هیچ فرد یا بنگاهی نمی شود و در واقع در قالب ناکارآمدی در تکنولوژی های موجود تبدیل انرژی به هدر می رود . برای مثال ناوگان حمل و نقل جاده ای ما فرسوده است و هدررفت انرژی در مصرف بالی گازوئیل دارد و یا نیروگاههای برق ما برای تبدیل گاز به برق راندمان ۳۰ درصد دارند و یا خطوط انتقال برق ما به  دلیل خطوط انتقال ده ها کیلومتری اتلاف دارند و کارخانجات ما مصرف انرژی بالا دارند و از این قبیل . تا همین چند سال پیش گفته می شد که برای تولید یک مرغ ۲ کیلوگرمی یک لیتر گازوئیل مصرف می شود که اگر قیمت واقعی گازوئیل را محاسبه کنیم با قیمت فروش فعلی آن محصول برابری می کند . این موارد را نمی توان با یک تصمیم به پول نقد تبدیل کرد . جایگزین کردن این تکنولوژی ها سرمایه گذاری های کلان نیاز دارد که تنها در میان مدت و برخی در بلند مدت به شرط وجود منابع لازم امکان پذیر خواهد بود .حتی پس از این سرمایه گذاری ها نیز به دلیل این که راندمان ۱۰۰ درصدی از نظر فنی امکان پذیر نیست هدر رفت انرژی را تا اندازه ای خواهیم داشت و کریزی از آن نیست . برای مثال در بخش نیروگاهی با انجام سرمایه گذاری های کلان ممکن است موفق شویم راندمان  انرژی را از ۳۰ درصد فعلی به ۵۰ یا حداکثر ۶۰ درصد در حالت ایده آی برسانیم (که ظاهرا هدف گذاری روی ۴۵ درصد است) . نتیجه این که بخشی از یارانه ای که در محاسبات ۹۰۰ هزار  میلیاردی منظور می شود وجود خارجی نه تنها اکنون که در آینده نیز ندارد .

عامل مدیریتی :

مدیریت مصرف انرژی به بهینه سازی سیستم ها و روش ها در بخش های خانوار ، بنگاه و دولت و نیز استفاده از ظرفیت دولت الکترونیک مربوط است . برای هریک از این موارد می توان مشوق و انگیزش های لازم را ایجاد کرد . می تواند مراکز و شرکت هایی در بخش خصوصی وجود داشته باشد که با تخصص ایجاد صرفه جویی در صرفه جویی انرژی (Energy saving) به هر سه بخش اقتصاد مشاوره دهند و با تغییراتی که در روشهای و سیستم ها داده می شود صرفه جویی های زیادی در مصرف انرژی صورت گیرد . تغییر ساعات رسمی کشور از جمله این اقدامات بوده است . ایجاد شرایط در ساخت واحدهای مسکونی برای دوجداره کردن پنجره ها نیز از این قبیل است . ساخت نیروگاههای کوچک در مناطق مختلف ، به جای ایجاد نیروگاههای بزرگ برای حداقل کردن خطوط انتقال  نیز از همین موارد  است . ایجاد مرغداری های چند طبقه با ارتفاع کم نیز از همین موارد است . صدها و هزاران مورد از این قبیل وجود دارد که می باید پیگیری شود و البته تا زمانی که مشوق لازم و یا جریمه برای عدم انجام آنها وجود نداشته باشد اتفاق نخواهند افتاد . این موارد را عوامل مدیریتی می توانند دنبال کنند .

عوامل فرهنگی :

تغییر نگاه به انرژی از یک عامل فراوان به یک عامل کمیاب و از یک کالای مصرفی به یک سرمایه بین نسلی از مهمترین محورهای مطرح در عوامل فرهنگی است . صرفه جویی انرژی را باید از دوران طفولیت  آموزش داد و به یک فرهنگ عمومی تبدیل کرد . اعتقادات اسلامی برای این مورد سرمایه فرهنگی ارزشمندی در خود دارد که با مفاهیم اسراف و تبذیر اگر از طریق خطبای مذهبی برای مردم بیان شود می تواند تاثیر گذار باشد . نگاه فرهنگی در این مورد این است که اساسا نباید این حجم از انرژی در کشوری که تولید ملی آن ۴۰۰ میلیارد دلار است مصرف شود . این نگاه بسیار متفاوت با نگاهی است که قائل به نقد کردن این مقدار مصرف و تبدیل آن به پول است . فرهنگ اسلامی آموزش می دهد که حتی اگر پول داری نباید اسراف کنی و تبذیر کنندگان را برادران شیطان لقب می دهد .

نتیجه کلی این است که در بحث یارانه های انرژی به همه ابعاد مساله باید توجه کرد . این که این عدد را به واحد پول تبدیل کنیم و با یک ضرب و تقسیم ساده گفته شود که با آن می شود چه اندازه شغل ایجاد کرد یا چند بیمارستان  می شود ساخت یا چه میزان از بودجه عمومی را می توان تامین کرد نگاه دقیقی به مساله نیست  . اساسا همان طور که بیان شد اولا همه این یارانه قابل نقد کردن نیست  ، ثانیا آن مقدار هم که می تواند نقد شود را(به دلیل این که بخش عمده ای از مزیت تولید داخلی است) نمی توان با قیمت های آزاد انرژی معادل سازی کرد و ثالثا حل این مساله ابعاد مختلفی دارد و مراحل مختلفی را (به ترتیب اولویت هایی که ذکر شد) لازم دارد . ذکر یک نکته دیگر هم در پایان لازم است و آن این که ندیدن مساله (به صورتی که هم اکنون وجود دارد) جز سنگین تر کردن وزنه آن برای آیندگان نتیجه ای ندارد . ادامه وضعیت فعلی با قیمت های بسیار نازل انرژی، خسارت بار است و هر چه سریعتر پرداختن به آن می باید به یک دستور کار ملی تبدیل شود .

 

تصویر یادداشت از : aryanacmc.com

0

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *