الگوسازی مقاومت اقتصادی در اقتصاد خرد

اله مراد سیف

مقدمه :

اقتصاد مقاومتی از نظر مکتب شناسی اقتصادی در حوزه «اقتصاد سیاسی» جای دارد . لذا برای شناخت ماهیت آن لازم است اقتصاد سیاسی را معرفی کنیم .

اقتصاد سیاسی[۱] :

دو حوزه اقتصاد و سیاست هر یک از نظر هدف اصلی ، حوزه نهادی و بازیگر اصلی متفاوت هستند :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با این حال اقتصاد و سیاست را نمی توان دو حوزه کاملا متمایز و مستقل دانست.  اقتصاد سیاسی مشتمل بر مباحثی است که  در واقع حوزه مشترک اقتصاد و سیاست است .

 

 

اقتصاد سیاسی حوزه مطالعاتی ویژه ای است که همه مواردفوق همزمان در آن مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد .

الگو سازی خرد اقتصاد مقاومتی

برای این که در چارچوب مفاهیم اقتصاد خرد ، الگوی اقتصاد مقاومتی را معرفی و تحلیل کنیم ، لازم است «مقاوم سازی اقتصاد» (در سطح کلان) و یا «مقاوم سازی تولید» (در سطح بنگاه)  خود به عنوان کالایی که باید برای آن هزینه ای پرداخت شود ، مورد ملاحظه قرار گیرد . برای این منظور ، در یک فضای دو کالایی فرض می کنیم که با دو کالای اقتصادی و سیاسی مواجه هستیم . «کارآیی اقتصادی» کلان و یا خرد بنگاهی می تواند نماینده کالای اقتصادی و «تاب آوری اقصاد» درسطح کلان  و یا «تاب آوری تولید» در سطح خرد در برابر تکانه های خارج از الگو ، نماینده کالای سیاسی باشد .

 

ظرفیت سازی برای رشد یا کارآیی اقتصادی :

تخصیص بهینه منابع از نظر فنی به تخصیصی گفته می شودکه بیشترین تولید ممکن را بدست می دهد . اگر تصور شود که یک اقتصاد  ویا یک بنگاه فرضی می تواند آزادانه و صرفا مبتنی بر اساس ملاک های اقتصادی مانند ، برخورداری از عوامل تولید و با عنایت به قیمت های نسبی  تصمیم گیری کند ، در این صورت این نوع تخصیص می تواند از نظر فنی بهینه باشد اگر بیشترین تولید ممکن را ایجاد کند که نتیجه آن حداکثر رشد ممکن برای اقتصاد ملی است . چنانچه فرض کنیم این نوع کارآیی کالایی اقتصادی است که هزینه ای برای هر واحد آن قابل تصور است در آن صورت بفرض می توانیم به میزان   ox1  از این کالا را داشته باشیم اگر همه منابع موجود  را برای تولید تنها همین کالا بکار گیریم .

 

تاب آوری یا کارآیی سیاسی

تاب آوری به مفهوم عدم شکنندگی در شرایطی است که یک اقتصاد در معرض تکانه هایی قرار داشته باشد که این تکانه ها می توانند الگوی تصمیم گیری کشور در تخصیص منابع را  متاثر ساخته و در نتیجه موجب انحراف این الگو از وضعیت بهینه اقتصادی اولیه (در شرایط عدم وجود تکانه) گردد. اتخاذ سیاست های تاب آوری به عنوان یک کالای سیاسی برای اقتصاد مجانی نیست بلکه از آنجا که نوعی انحراف در تخصیص اولیه منابع  (که مبتنی بر کارآیی صرف اقتصادی بود)  ایجاد می کند محدود کننده رشد خواهد بود که هزینه آن محسوب می شود . در نمودار نشان داده شده است که اگر همه منابع صرف کالای سیاسی تاب آوری شود حداکثر به میزان oy1  از این کالا خواهیم داشت در شرایطی که کارآیی اقتصادی به حداقل مقدار خود یعنی صفر رسیده است .

خطوط هزینه یکسان

اگر منابع موجود قرار باشد به هر دو کالای اقتصادی (ظرفیت رشد)  و کالای سیاسی (تاب آوری) تخصیص یلبد در این صورت خط هزینه یکسانی به شکل متداول خط بودجه در اقتصاد خرد قابل تصور است که مکان هندسی همه موقعیت هایی است که در آنها هزینه یکسانی برای سبد های مختلف از هر دو کالای مورد نظر تعریف می شود . این خطوط در شکل شماره ۱ محور x را در جایی قطع می کند که بیانگر صَرف همه منابع  برای کالای اقتصادی است . در مقابل محل تقاطع این خطوط با محور y در جایی است که فرض می شود همه منابع صَرف کالای سیاسی خواهد شد . اقتصاد در عمل جایی بین این دو موقعیت قرار خواهد گرفت که در واقع بستگی به ترجیحات سیاستگذاران و قضاوت آنها در خصوص رفاه جمعی خواهد داشت .

مبادله دو کالای کارآیی اقتصادی و کارآیی سیاسی

همان طور که بیان شد ، اتخاذ سیاست های مقاوم سازی برای هر اقتصادی خود هزینه های فرصتی از نوع محدود کننده رشد (نسبت به شرایط عدم وجود تکانه) خواهد داشت . این خود موجب نوعی رابطه بده بستان (trade off) میان  رشد (به عنوان یک کالای اقتصادی) و تاب آوری (به عنوان یک کالای سیاسی)  خواهد شد . در شرایطی که منابع بیکار نداشته باشیم کارآیی اقتصادی بیشتر به قیمت پایین تر رفتن سطح تاب آوری اقتصادی و بالعکس خواهد بود . نکته مهم آن است که اولاً تامین شرایط تاب آوری برای اقتصاد امری نسبی و نه مطلق می باشد   و ثانیاً تاب آوری صد درصدی برای یک اقتصاد نه ممکن است و نه لازم. در واقع  هیچ اقتصادی و یا هیچ بنگاهی در عمل به دنبال تاب آوری مطلق نیست ، بلکه آنچه لازم است برقراری یک توازن منطقی میان کارآیی اقتصادی (ظرفیت رشد)  و کارآیی سیاسی (تاب آوری) است که کارآیی اجتماعی یا رفاه جمعی را حداکثر می سازد .

 

کارآیی اجتماعی یا رفاه جمعی

رفاه جمعی نتیجه همه تصمیمات  است و در ابن الگو می تواند به شکل منحنی های تولید یکسان نمایش داده شود . منحنی های تولید یکسان رفاه جمعی همه خواص معمول منحنی های تولید یکسان را  دارند . یعنب ا.لا همدیگر را قطع نمی کنند ، ثانیا منحنی های بالاتر نشانگر سطح رفاه جمعی بالاتر است و ثالثا یک نقشه منحنی رفاه جمعی یکسان در الگو قابل تصور است و رابعاً نرخ نهایی جانشینی در آنها کاهنده است یعنی با داشتن بیشتر و بیشتر از یک کالا مطلوبیت نهایی آن نزولی و مقدار کمتر و کمتری از کلای رقیب  برای میزان مساوی از آن کالا قابلیت مبادله خواهد داشت .

 

وضعیت بهینه

وضعیت بهینه در جایی تعریف می شود که خط هزینه یکسان بر بالاترین منحنی رفاه جمعی یکسان مماس شود .  در این صورت ترکیب بهینه کالای اقتصادی (ظرفیت رشد) و کالای سیاسی (تاب آوری) مشخص خواهد شد .

 

 

 

تحریم های اقتصادی تحمیل شده از جانب رقبای سیاسی  موجب می شود که از یک طرف هزینه تاب آوری اقتصادی افزایش یافته و در نتیجه خطوط هزینه یکسان (کارآیی اجتماعی ) عرض از مبداء پایین تری را روی محور عمودی نشان دهد. دلیل مطلب آن است که در شرایط جدید تاب آوری با هزینه بالاتری قابل تامین است و هزینه تولید کالای سیاسی در اقتصاد افزایش یافته است . از طرف دیگر هزینه تولید کالای اقتصادی رشد نیز با تحمیل محدودیت های تجاری افزایش خواهد یافت و در نتیجه خطوط هزینه یکسان (کارآیی اجتماعی ) عرض از مبداء پایین تری را روی محور افقی نیز نشان دهد.  نتیجه این دو ، انتقال خطوط هزینه یکسان  به سطح پاین تری خواهد بود. در این که این انتقال به صورت موازی یا غیر موازی صورت می گیرد کاملاً به چگونگی تاثیر تحریم بر هزینه های دو کالای اقتصادی و سیاسی خواهد داشت .

 

تاثیر تحریم ها بر الگوی اقتصاد مقاومتی

 

 

 

 

[۱] . ر.ک.  اقتصاد سیاسی تطبیقی /  باری کلارک ، مترجم عباس  حاتمی ، تهران انتشارات کویر ، ۱۳۸۹٫

پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked *